انشا در مورد نماز خواندن چه فایده ای دارد

نماز خواندن نسخه ای شفابخش است که با آن روح را با بهترین واژه ها و حرکات تغذیه می کنیم و با آرامش در مسیر تعالی رهسپار می شویم تا در نهایت به کمال خویش رسیده، هم خودمان از خویش راضی شویم و هم خدای مهربان از ما رضایت داشته باشد.

نسخه ای شفابخش

در تمام دوران زندگی مان در هر قسمت از روز و شب، هر لحظه به لحظه های مان می گذرد و هر آنچه که در وجود خود کم ترین احساس نیازش را به آنی احساس کنیم، می توانیم در دنیای اطراف مان با کمی تلاش و اندکی جست و جو یک به یک تمامی آن ها را به راحتی پیدا نماییم؛ زمانی که تشنه که می شویم، یک جرعه آب گوارا را برای رفع تشنگی و به قول معروف و به اصطلاح همگی مان این مایه ی حیات بخش را گاهی حتی در نزدیک ترین مکان و کنار دست مان پیدا خواهیم کرد، وقتی که گرسنه می شویم با کمی جستجو و تلاش می توانیم از انواع خوراکی های مفیدی که خدای مهربان برای مان در جای جای این دنیا به شکل های مختلف مهیا کرده است، پیدا کرده، تناول نماییم؛ وقتی بعد از یک روز کاری پر مشغله حسابی خسته و کوفته می شویم و نیاز به آرامش در فضایی آرام داریم تا با خیالی آسوده و راحت، بار خستگی خود را بر روی زمین بگذاریم و با یک استراحت در محیطی آرام، تنی سبک کنیم و ذهنی آزاد؛ آرامش، تاریکی و سکوت شب را پیش روی مان می بینیم که چه زیبا خستگی های مان را چون غباری سبک کرده، به دیار فراموشی پرواز می دهد و پس از یک خواب و آرام گرفتن تن، این نعمت الهی، فردای آن شب دوباره پر از انژی در روزی که شروعی دوباره را نوید می دهد، بیدار شده، به کار خود ادامه می دهیم و باز هم هر نیازی را در هر کجا و در هر زمان که داشته باشیم، در جای خودش، در زمان خودش، و البته از راه خداپسندانه ی خودش برطرف خواهیم کرد.

انگار خداوند برای هر نیازمان نسخه ای شفابخش را آماده کرده است.

به راستی که انگار خداوند برای هر نیازمان نسخه ای شفابخش را آماده کرده است. هیچ یک از نیازهای مان را نادیده نگرفته و بی جواب نگذاشته است. این جاست که دیگر خیال مان راحت می شود و به این اطمینان می رسیم که خداوند مهربانی که ما را خلق کرده و برای یک به یک نیازهای ما پاسخی مناسب در این دنیا قرار داده است، برای نیازهای روحی مان چه فکری کرده است؟ این که دل بی قرارمان بی قراری های مدام هر روز و شب خود را چگونه به قرار برساند؟ یا چطور می توانیم در مسیر فطرت خود با تغذیه ای عالی و مناسب با روح مان، قوی و پر از انرژی به بزرگی طول عمرمان، محکم و استوار قدم برداریم؟ و یا چگونه می توانیم با وعده هایی انرژی بخش بساط وجودمان را در این بازار هزارتوی دنیا پر رونق کنیم؟ یا کجاست آن معجون شفابخشی که با تناول آن اکسیر تعالی در وجودمان شکل بگیرد و پله پله تا کمال به پیش برویم؟ نیازهای روح مان به چه شکلی از نازهای بندگی مان می تواند به تعالی و آرامش رسیده، نازدانه ی معبود شود؟ تمامی این سؤال ها و بسیاری از این دست نگرانی ها و دلواپسی ها، همگی دغدغه های هر انسانی است که دوست دارد به عالی ترین حالت انسانیت برسد و هم خودش از خودش راضی باشد و هم خدایش از او تا آرامشی واقعی برای تمامی لحظه های زندگی اش نصیبش شود.

وقتی برای هر نیازی در وجودمان نسخه ای شفابخش وجود دارد پس نسخه ی شفابخش نیاز به گفتگوی مان با معبود چه می شود؟

نماز خواندن همان نسخه ای شفابخش است که طبیب دردهای وجودمان برای التیام غربت دل های به غربت نشسته در نیای مان، برای قرار دل های بی قرارمان، برای تک تک ما در قالبی از واژه ها و جملاتی ناب و روحانی، و حرکاتی خاص و پر معنی پیچیده است. او می دانست که روح مان در هر روز و شب و در هر لحظه ای از بودن مان در این دنیای خاکی و این دنیای پرهیاهوی بی انتهای شلوغ و پر رفت و آمد نیاز دارد که با یک کلماتی، با یک جملاتی، با یک اشاراتی، با انجام یک حرکاتی راه را تا عرش پیدا کند و در بیراهه ها به دنبال مسیر اصلی سردرگم و سرگردان بیهوده به دور خود نچرخد.

نماز خواندن نسخه ای شفابخش است که واژه به واژه اش راه را از چاه به ما نشان می دهد، ادب صحبت با معبود را به ما می آموزد و ما را مؤدب به آداب خوش سخن گفتن می کند، حرکت به حرکت زبان اشاره ی تعظیم و کرنش به بارگاه الهی را به ما آموزش می دهد، محو تماشای جلال و جبروتش می شویم و متمرکز به آنچه که توسط اولیای الهی به ما تعلیم داده است که انجام دهیم، نه بیش تر و نه کم تر را، برای مان به تمرین می گذارد.

نماز خواندن نسخه ای شفابخش است که هر حرکتش راهی است برای قرار گرفتن در مسیر فرش تا عرش.

قامت که می بندیم به اراده و خواست خدا قد راست می کنیم برای انجام هر آنچه خوبی که خدای عالم و حکیم امر کرده است و با گفتن یک بسم الله الرحمن الرحیم از اعماق جان، خیال مان راحت است که تا انتهای مسیر را خوش خواهیم رفت و در انتها نیز خوش خواهیم دید و شنید. ذکر که می گوییم واژه به واژه اش را با عشق نوش جان می کنیم و توشه ی راه برای قوت گرفتن روح مان، تا در انتهای مسیر و به وقت عهد شده، جان به جان آفرین تقدیم کنیم، نه این که جان مان را در مسیر راه طولانی زندگی تلف نماییم. رکوع که می شود زمان تعظیم است فقط برای خدا و فقط به خواست خدا و فقط رو به قبله ی همان مکان مقدس قراردادی خدا؛ هیچ نوع رکوع و تعظیم دیگری در زندگی مان نخواهیم داشت و فقط این نوع رکوع را باعزت در تمام طول زندگی خود به انجام خواهیم رساند. سر که بر خاک می گذاریم، یک سره جان نثار می شویم برای معبود و خاکسار وجود بی مثالش، که نه عُجب دارد و نه ریا، خالص و پاک و ناب، فقط برای خدا.

و چقدر عجیب است که عده ای چه ناشیانه و بی آن که اندکی فقط در وجود خودشان تأمل کنند و فقط با خودشان خلوت نمایند، در مقابل این همه لطف و مهربانی بخاطر واجب کردن چنین نسخه ای شفابخش از طرف آفریدگار خود، می گویند:

«چه نیاز به نماز به عنوان نسخه ای شفابخش، خودمان حواس مان به روح مان هست!»

آن که ما را آفریده و تک تک نیازهای ما را قبل از آن که اعلام نیاز کنیم برآورده کرده است چطور وقتی روح ما را آفریده، قبل از اعلام نیازمان برای قرار بی قراری های آن، قراری برای آن قرار ندهد؟! چطور دستورالعمل آرام گرفتن آن را برای مان ننوشته باشد؟! چگونه ممکن است که عظمت روح و عظمت برآورده کردن نیازهای آن را نادیده گرفته باشد؟!

چه بسیار عالمان دهر که مغرور و گستاخ بی آن که این نسخه ی شفابخش را برای خود اجرا کنند با اعتماد به عقلی که آن را هم خدا برای شان آفریده است، که متأسفانه در راه، نه، در شاهراه گمراهی راه خود را گم کرده، از مسیر فطرت الهی خود بیرون افتاده اند! و یا کسانی که کلا با غفلت خویش و به زعم خود به عنوان بهترین انتخاب از همان ابتدای مسیر، خروج از آن را برگزیده اند و غرق در راه های پرپیچ و خم تقلای جسمانی خود، انسانیت را به فراموشی سپرده و بلای جان همگان شده اند!

پس وقتی عقل به ودیعه نهاده شده در وجودمان از طرف خدا کمالاتش هر قدر هم زیاد، به کمال خداوند حکیم نمی رسد، عاقلانه ترین راه پیروی از کلام خدا و اجرای همین نسخه ی عشقنوشته ی خداوند مهربان است که هم جان را جلا می دهد و هم جسم را صفا و وقار، هم جان را منور می کند و هم جسم را مصور به صور زیبای الهی، هم روح را آرام می کند و هم جسم را در آرامش روح به سمت سلامت هدایت.

نتیجه ی داشتن نسخه ای شفابخش که همان نماز خواندن می باشد چیست؟

با داشتن نسخه ای شفابخش، نماز، نه دیگر نیاز به جست و جوی راه داریم که مبادا در سیاه چاله های مسیر بیفتیم، و نه دیگر نیاز به ناز کشیدن های ملتمسانه از این و آن که درمان درد غریبی روحمان را طلب کنیم. خدای بی همتا با حکمت بی انتهای خود نماز خواندن این نسخه ی شفابخش را پیش روی مان واجب کرده است تا مبادا با غفلت انسانی خویش از راه بازبمانیم و به این نسخه عمل نکنیم و با روحی رنجور و بیمار، ضعیف و ناتوان، لنگ لنگان در مسیر کمال خود قدم برداریم و نرسیده به مقصد از پای درآمده، در آغوش ناآگاهی و غفلت خود تلف شویم.

طبیبی که عاشق است بی آن که ما بیمار شویم و نیاز به درمان داشته باشیم، نسخه ی شفابخش خود را پیچیده است تا با عمل به آن سلامت و پر از انرژی، هم جسم را مراقب باشیم و هم روح را بپرورانیم و با نشاط در مسیر عشق الهی، همان عشقی که با فطرت مان سازگار است با سرعتی شگفت انگیز به پیش برویم.

روح تان وسیع و بی نیاز

نویسنده : محبوبه عباسی

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...