تعبیر خواب گم شدن در شهر غریب

حضرت یوسف (ع) فرموده اند اگر کسی خواب ببیند در شهر غریبی گیر افتاده و یا گم شده است به این تعبیر است که فرصت ها و شانس هایی را از دست خواهد داد اما در عوض به جای آن چیزها یا فرصت های تازه را پیدا میکند ، دانیال پیامبر می فرمایند گم شدن کسی در شهر غربت در رویاها ما بیانگر رو به روشدن با اتفاقات جدیدی است که انسان را به سمت سعادت و پیروزی میکشاند ، بطور مثال ممکن است با زنی پاکدامن و زیبا وصلت کنید که تاثیرات زیادی را در زندگیتان خواهد گذاشت و در کنار او احساس آرامش و خوشبختی داشته باشید ، یا در محل جدید استخدم شوید و مشغول کار کردن شوید و این برای شما شروع خیلی خوبی باشد ، دکتر علی مدنی معتقد هستند ، شروع کردن زندگانی جدید در کنار همسر ایده آل و یا مورد علاقه ،کنار گذاشتن بعضی از اختلافات قدیمی که بیشتر مربوط به مادیات است ، بهتر شدن و یا قوی شدن روابط عاطفی میان زن و شوهر از معانی اصلی این رویاست
تعبیر خواب گم شدن در شهر دیگر به روایت محمدابن سیرین
: افرادی که روز یا شبی خواب دیدند در مکان های نامعلوم دیگری به جز شهر و دیارشان سرگردان هستند باید امیدوار باشند که ایام خوب و خوشایندی منتظر آن هاست ، همان ایامی که حال آدمی را خوب میکند ، حس امید و زندگی را دو چندان میکند ، شادمانی ها که یکباره وارد زندگی می شوند و رنگ تازه ای را به زندگی می بخشند
سوال
: خواب دیدم خودم تنهایی در شهر غربت گم شده بودم ساختمان ها دیوار ها و در و پنجره هایی که مشاهده میکردم مثل کشورهای خارجی بود و خیلی ترسیده بودم که چطوری از این مکان عجیب سر در آوردم حتی وقتی با مردم آن جا صحبت میکردم به زبانی غیر از فارسی با من صحبت میکردند و خیلی گیج شده بودم و از مردم طلب کمک میکردم بشدت گرسنه و تشنه بودم اما هیچکس حاضر نمی شد به من طعامی بدهد تعبیرش چیه؟
پاسخ
: اینکه در این رویا شما گرسنه و تشنه بوده اید و کسی به دادتان نمیرسیده به این اشاره دارد که رزق و روزیتان کم می شود و برای مدتی در فقر و تنگدستی به سر خواهید برد ، اما همینکه در کشور غریب گم شده بودید نشانه ی خوبی است برای شروع زمان و یا دوران جدیدی برای شما تا بتوانید اشتباهت گذشته تان را جبران کنید

تعبیر خواب گم شدن در غربت به روایت هامونی : ایشان می گویند اگر در این رویا تنها بوده باشید و گریه میکردید و یا ناراحت باشید بیانگر مشکلاتی سخت و حل نشدنی در اینده ای نه چندان دور است ، اگر به همراه برادر خواهر پدر و مادر (اعضای خانواده) بودید به این معناست که یک دوره ی بسیار خوب ولی کوتاه را شروع میکنید که در آن تجربه های لذت بخش زیادی را به جای خواهید گذاشت و حالتان خوب می شود ،اگر به همراه نوزاد و یا کودکان نابالغ بودید به این دلالت دارد که مصیبتی بزرگ در راه است که شما را ناراحت و سیاه پوش خواهد کرد ( اگر به یاد داشته باشید قبلا در توپ تاپ مطلبی با موضوع گم شدن بچه ارسال شده بود که معنای منفی و یا نحس به دنبال داشت و این موضوع نیز مستثنی نخواهد بود)

معبران خارجی نوشته اند اگر ببینی مرده ای در شهر غریب و یا در کشور و مکانی دیگر گم شده است و شما ایشان را می شناسید به این معنی است که زیر تیغ آدمهای نادرست قرار میگیرید

تهیه کننده: توپ تاپ

نویسندگان این مطلب : دکتر علی مدنی ، دکتر پارسا مظفر، آیت الله معین زاده

مطالب مرتبط...

9 نظر

  1. لیالیاsays:

    سلام. وقتتون بخیر خواب دیدم یکی از پسرایی که در بیداری می خواد با من دوست بشه با دوست متاهلش که خیلی با هم صمیمی هستن در یه هتل بودن ( یادم نیست که هتلش توی شیراز بود یا مشهد) . بعد یه ماهی منجمد خیلی بزرگ از دودکش هتل وارد اتاق اونا شد و افتاد روی میز اتاق ، وسط ماهی یک زن بسیار زیبا و سفید بود انگار این زنا مخصوص کارهای سکس بودن، اما این پسر گفتش که دلش پیش من گیر هست و عاشق منه و درست نیست به این زن دست بزنه، اما دوست متاهلش میخواست با اون زن مجامعت کنه!!! بعدش من که این صحنه ها رو دیدم رفتم خونمون ، که یه مرغ و یه خروس داشتم و دیدم خروسم منی خود را وارد مرغ کرد و مرغ همون دقیقه تخم گذاشت، خروسم مرغ همسایمون که از سادات هستن رو هم باردار کرد و من شکم مرغ اونا رو نگاه کردم دیدم سریع چهار تا تخم به جوجه تبدیل شدن و داشتن با هم دعوا می کردن . از خواب پریدم و در ادامه ی خواب دیدم من در انتهای شب برای کاری رفتم بیرون که همراهم یه گربه میومد و در بعضی جاها هم برف اومده بود بعد انگار من و گربه گم شده بودیم، که گربه از من دور شد و من دیگه نتونستم پیداش کنم و خودم به تنهایی به مسیر ادامه دادم و دنبال راه درست بودم. ممنون از لطفتون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      گم شدن شما در این مسیر عجیب بیان میدارد که شخصی از احساس و یا نیت پاک شما قصد سوءاستفاده دارد و باید مراقب این مورد مهم باشید

  2. عسلعسلsays:

    سلام من چندشب پیش خواب دیدم هوا تاریک تاریک بود و من گم شده بودم اصلا جای آشنایی نبود حتی نمیدونستم شهر و کشور خودمه یا نه بعد از یکم سرگردانی یه پسر آشنا دیدم انگار اومده بود فقط منو نجات بده لباس سفید سفید تنش بود بعد دیدنش گفتم الان این راهنماییم میکنه و خیالم راحت شد اون اومد سمتم و با هم حرف زدیم. تعیبرش چی میشه؟ ممنونم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      به شما درباره ی فردی شیاد و یا با نیات بد هشدار میدهد

  3. پریسا چگینیپریسا چگینیsays:

    سلام من خواب میدیم که می خوام برم مدرسه شوهرم مرا برد تا برساند از مدرسه گذشتیم می خواستیم دور بزنیم که برگردیم شوهرم گفت تو پیاده شو تا دور بزنم من پیاده شدم ولی یک دفعه توی جای غریب بودم تو کوچه ها دنبال شوهرم می گشتم یه اسب وحشی هم توب کوچه بود که بسمت من میامد من از ترس به مغازه پیرمردی که پرتغال می فروخت رفتم بعد از ابن که اسب رفت از مغاره بیرون آمدم از زن همسایه خواستم اجاره دهد از خانه آنها به سوهرم زنگ بزنم ولی او مرا به یک امامزاده که قبرش پر یک زبر زمین بود می برد

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، برای هر دو نفر شما ممکن است موضوعی تازه باعث ایجاد نگرانی و یا بلاتکلیفی شود.

  4. SaharSaharsays:

    سلام ممنون از تعبیراتون من خواب دیدم اول تو جای غریبه شهری غریب بود خونه داشتیم بعد من دیدم از پنحره نگاه میکنم میبینم شلوغ شده دارن با دخترم دعوا میکنن با سرعت اومدم پایین شوهرم گف نرو ولش کن گفتم نه رفتم دیدم خیلی شلوغ شد ی زن کنارم بود دزد بود میخاست گوشیمو از جیبم بزنه بعدهمینطور دنبالش رفتم بعددیدم تو شهر غریبه ام با ادمای ناشناس و خیلی بد همشون انگار دزدو در سطح خیلی پایین بودن نمیتونستم ب هیچکس اعتماد کنم ددوتا دختر بودن ک فکرمیکردم اونا میخان بهن کمک کنن ازشون ادرس جایی ک میخام برمو گرفتم بهم گفتن بیا دنبال ما ازین راه بریم بعد ک رفتم دیدم اونام بهم دروغ گفتن وفقط خاستن سربسرم بزارن بهم ی زنجیر داده بودن ک اینحا باید اینو ببستی ب پات من اونو بسته بودم راه میرفتم دیدم سخته بازش کردم و بعضی هام بهم بد نگا میکردن ک ینی این چرا اینو بسته ب پاش منو مسخره میکردن بعد ی خانم و اقا باز فکر میکردم میخان بمن کمک کنن شماره شوهرمو دازم بهشوت ک بهش زنگ بزنن یهو دیزم اوناهم دارن جلو من همومیبوسن بعدش رفتم یجایی دیدم یه جلسه خانمهایی فرهنگیشون اونا تحصیل کرده و خوب بودن خیلی خوشحال شدم گفتم اینا میفهمن منو شبیه خودم بودن فکرمیکردم بمن کمک میکنن ک انگار داشتن ی دعایی میخوندن هیچکس ولی جواب منونمیداد و بامن حرف نمیزد ک کمکم کنه ب یکیشون با خواهش میکردم ک یک لحظه فقط بمن توجه کنه با چشماش بمن اشاره میکرد ک چیزی نگم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، نگرانی ها یا مشکلاتی داری که ارتباط با زمان گذشته دارد و بعضی از اوقات ناخواسته به آن ها فکر میکنی و سبب آزارت می شود ممکن است این فکر و خیال های منفی رو به تشدید رود.

  5. رضارضاsays:

    سلام خسته نباشید من مرتب این خواب رو می بینم که گم شدم یا در جایی هستم که نمی تونم راه خروج رو پیدا کنم. ممنون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      همیشه جانب تعادل را نگاه داشته و در زندگی قناعت کنید

  6. مریممریمsays:

    سلام خسته نباشید خواب دیدم یه جایه غریب که تا به حال ندیدم اونجا خونمه و موقع برگشتنی گم شدم (مثل اینکه دیگه اونجا نبود) بعد یه پسری امد نمیدونم اشناست یا غریبه اونم دنباله خونش بود نمیتونست پیدا کنه میشه تعبیرشو بگیدت

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      برنامه ریزی درست برای آینده، شما را به پیشرفت می‌رساند.

  7. SaiedSaiedsays:

    سلام من در شهری سردسیر بودم و به پدرم رو انداختم و گفتم به شهر سردسیر دیگری بریم و پدرم قبول کرد و توی جاده با موتورسیکلت به همون شهر وارد شدیم و در جای دیگری من به همراه برادرم و مادرم و مادربزرگم توی اتومبیل بودیم که به خیابونی رسیدیم و از اتومبیل پیاده شدیم. من توی همون شهر سردسیر در دانشگاه امتحان داده بودم و من و دیگر دانشجویان که امتحان داده بودیم، منتظر نتیجه امتحان بودیم. دختر خانمی دانشجو که واسطه من و دختر مورد علاقه ام بود رو دیدم و روی صندلی نشسته بود.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، با تصمیم های شما در بعضی از مراحل زندگی مخالفت خواهد شد و ممکن است کمی به سختی هم بیفتید.

  8. الالsays:

    سلام خواب دیدم من و پدرم پس از خارج شدن از یه مدرسه وارد هتلی بسیار مجلل شدیم ، اتاق ما طبقه اول بود. من برای کاری به طبقه دوم رفتم و در جلسه ای شرکت کردم که مابقی ساکنان هتل بودن . می خواستم برگردم به اتاقم اما موقع برگشتن ، داشتم دنبال اتاقمون می گشتم انگار اتاقمون رو گم کرده بودم و احساس کردم اتاقمون رو پیدا کردم اما بابام توی اتاق نبود. ممنون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      به توانایی هایت شک نکن، سعی کن بیشتر مثبت اندیش باشی، به دقت فکر کن، هنوز هم می توانی تغییر مسیر دهی

  9. مهسا محمدیمهسا محمدیsays:

    سلام خواب دیدم در یک مهمانی بزرگ خانوادگی شرکت داشتم‌پر‌از غذاهای جدید و محلی،بعد که مهمانی تمام‌شد دیدم‌انگار در مسیر‌پیاده کربلا با مردم‌در حال پیاده روی هستم،،مادر همسرم‌با من بود،در جایی برای نماز توقف کردیم،دنبال مادرم می گشتم گم‌شده بود،بهم خبر دادن که پیدا شده و تا زمان دیدارم کمی طول کشید،وقتی دیدمش تو خواب خیلی گریه می کردم،بعد دیدم‌برادرم که جوان هست به کودکی برگشته و مثل بچه ها بدو بدو اومد مامانم رو بغل کرد،بعد مادرم نحوه گمشدنش رو برامون تعریف کرد،یادمه انگار عصر بود،هوا انگار غبار الود بود ولی غبار نداشت

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، احساس دلتنگی خواهید کرد و بعضی از خاطرات گذشته را دوباره مرور خواهید کرد.