تعبیر خواب بیدار شدن مرده

تعبیر خواب بیدار شدن کسیکه مرده چیه ؟ خواب دیدم از تو رخت خواب پدر بزرگم در حال بیدار شدن هست داشت داشت چشم هاش را میخاروند و من خبر داشتم که بابابزرگم سه روز پیش فوت شده و بعد رفت سمت اشپزخانه تا دست و رویش را بشوید معنیش چیه ؟

جابر مغربی نوشته اند اگر ببینی مرده ای از خواب برمیخیزد و تو او را شناختی نشانه ی این است که یک کار بزرگ و مهم خراب و از نو ساخته می شود همچنین سایر معبران نیز معتقد هستند دیدن چنین رویایی به این علامت است که پس از تحمل یک دوره ی طولانی رنج غم افسردگی گرفتاری و انواع ناراحتی های روحی یا روانی یک مرتبه نوبت به شروع شده روزهای طلایی خوب پر از برکت نعمت آسایش و خوشی ست حضرت امام جعفر صادق تعبیر خواب بیدار شدن مرده را پایان مشکلات و رهایی از غصه و همچنین حاجت روایی می دانند مخصوصا اگر شخص درگذشته پدر یا مادر باشند یا حداقل یکی از اقوام و بستگان در جه ی اول

دانیال پیامبر می فرماید اگر خواب ببینی یک نفر فوت شده در حال بیداری یا بیدار شدن باشد و چهره ای عبوس و ناراحت به خود گرفته باشد یک علامت بزرگ برای رفع و یا شفای بیماری های سخت و ناعلاج برای یکی از اقوام نزدیک صاحب رویاست و چنان چه چهره ای بشاش و شادمان داشته باشد به نشانه ی طی کردن یک مسیر سخت و پر دردسر و پس از آن رسیدن به موفقیت های بزرگ و چشمگیر است 

محمد ابن سیرین نوشته اند چنان ببینی مرده ای در بستر بیماری بود و قصد داشت تا از جایش بلند شود و به او کمک کردی به نشانه ایمن شدن از هر نوع خطا و بلایی در یک دوره زمانی طولانی ست 

تعبیر خواب بیدار کردن مرده به روایت خالد اصفهانی : به نشانه ی اقدامات و تصمیمات جدی در زندگی و تغییرات عمده و گسترده و البته با نتیجه ی عالی و موفق است چنین رویایی در هر زمان و در هر شرایطی معنای خیر و خوبی را به دنبال خواهد داشت و معنای آن چیزی به جز جفت و جور شدن منظم امور و خصوصا پیشرفت های دیدنی و چشمگیر نیست.

شیخ طوسی در زمینه تعبیر خواب بیدار شدن مرده ها در صورتی که بترسند یا دارای چهره ای ترسناک مضطرب و نگران باشند را به معنی مریض شدن در یک دوره زمانی کوتاه و سپس برطرف  شدن آن است ممکن است به معنای تجربه کردن شکست های عاشقی یا عاطفی و پس از آن دوباره وصلت کردن نیز باشد

تهیه و تنظیم : توپ تاپ

14 نظر

  1. حمیده نوشیروانپورحمیده نوشیروانپورsays:

    سلام وقتتون به شادی.من خواب دیدم که مادرم که ۴۶روزه فوت کردن قبرشون نشست کرده (تو واقعیت هم این اتفاق افتاده چون تو منطقه مرطوبی هستیم )و من دارم دورقبرشون گِل میریزم ولی خودش کاملا سالم روی گِل خوابیده وسط کار من یهو چشمشونو باز کردن و بلند شدن یه دوری زدن ولی دوباره به من اصرار کردن که من مثل قبل توی قبر دراز میکشم تو گِل بریز که انگار اینکار براش لذت بخش بوده و خواست که اون چادر مشکی روی قبر رو دوباره بزارم روش و روش اب بریزم .ممنون میشم تعبیرش رو بهم بگید.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      ریختن گل یا اب روی قبر مردگان بیانگر به آرامش رسیدن روح فرد فوت شده است

  2. کتیکتیsays:

    با سلام دیشب خواب دیدم زن داداشم که یک ماهه فوت شدن رو تختی دراز کشیده بود میدونستم که مرده بعد چشماشو که حالتی عبوس داشت باز کرد ،با خودم گفتم خداروشکر معجزه شد و برگشت بینمون ، چون با تصادف خودشون و پسرشون از دست دادیم و داداشم که همسر شون میشه راننده بوده ، گفتم داداشم می بخشی اونم گفت نه .ممنون میشم تعبیرش رو بگید

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      دست از تلاش و کوشش نکشید و بدانید که اتفاقات ناگهانی در زندگیتان رخ خواهد داد که شما را حیرت زده می کند پس خودتان را برای این مسائل آماده کنید.

  3. سونیاسونیاsays:

    سلام خواب دیدم توی مدرسه درحال توپ بازی کردن هستم که ی دفه پدربزرگم که فوت شدرو میبینم و بسیار متعجب میشم و اون ی قوری چایی دستش بود و برام ی استکان چای میریزه ازش میپرسم مگه تو نمرده بودی اول انکار میکنه که منو میشناسه بعد که میرم دنبالش با خودم میبرم خونشون و عکسشو که ربان مشکی بودو نشون میدم اون عکس خیلی کوچیک شده بود. وقتی مادر بزرگمو میبینه خیلی سرد رفتار میکنه بعدا میفهمیم که ازدواج کرده تو ی کشور دیگه میریم دنبالش تا برش گردونیم دخترشو میبینم دخترشم ازمون فرار میکنه من اونجا فکر کنم با کسی آشنا میشم که خیلی منو دوست داره و مارو میبره ی هتل گرون قیمت بازم با ماشین ی فرد غریبه با مادر جونم و عمم میوفتیم دنبال دخترش و اون میفهمه هردفه تعبیر این خواب چی میشه ؟

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      هرگز به این شاخ و آن شاخ نپرید و به این در و آن در نزنید و خود را آواره و سرگردان نکنید و به کار خود امیدوار باشید که توفیق با شما یار است و با راهنمایی بزرگان موفق خواهید شد

  4. ناشناسناشناسsays:

    سلام خواب ديدم توي يك محيط سر ، باز بزرگ با تمام خانواده مادريم نشسته ام اولش با يكي از دوستام قصد خريد لباسي داشتيم كه نه من خريدمش نه دوستم بعد متوجه شدم اونجا مراسم عذاداري هست اما كسي گريه نميكرد نميدونم فاتحه كسي بود يا عذاداري امام حسين (ع)بود فقط هممون سياه پوش بوديم مادربزرگم (مادرمادرم)به ديوار تكيه داده بود رفتم مثل بچگيم جلو پاش نشستم و بهش تكيه دادم همه بهم ميگفتن بيا به ديوار تكيه بده نه من ميرفتم نه مادر بزرگم من و كه از پشت بغل كرده بود ول ميكرد بعدش بلند شدم تنهايي داشتم اونجا رو نگاه ميكردم يه لحظه دم در پدر بزرگم رو كه برا خوش امد گويي دم در ايستاده بود رو ديدم توي خواب يادم نبود كه فوت كرده دوييدم رفتم تو بغلش توي خواب سنم و قدم و كمتر از الان ام ميديدم شايد همون سن و سال كه پدر بزرگم فوت كرد پدر بزرگم مثل زمان زندگيش خوشتيپ و سرحال و خنده رو بود بغلم كرد و گفت حالا خوش حال شدي ؟منم گفتم اوهوم بعد بهم گفت بابات هم اومده گفتم اره اسم يك نَفَر رو گفت كه من نميشناختمش گفت اين اقا گفته هروقت بابات اومد بهش خبر بدم بابات رو ببينه حس كردم منظورش اينه شب خونه اون اقا دعوت بشيم براي شام و اينكه الان كه از خواب بيدار شدم اسم اون اقا يادم نيست

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      امر خيري براي خانواده‌اي نزديک در پيش است كه به زودي خبرش به تو مي‌رسد و از اين بابت خوشحال خواهي شد.

  5. سیماسیماsays:

    واقعیت زبان مازندرانی بلد نیستم به دختره گفت باید بهم پول بدی ، دختره گفت رشوه می خواهی ، گفت حداقل به نام بهجت بهم باید پول بدید آخه آن پایین تنها راهی بود که وجود داشت یک زمین صاف ، حتی یادمه زمین خیس بود ولی وقتی پام را روش می ذاشتیم پا فرو نمی رفت ولی تنها راه موجود همون بود آقای بهجت یک آدم باخدایی هست ولی من نمی شناسمش

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      برای تسکین روحی شما افرادی به دیدارتان خواهند آمد.

  6. الهامالهامsays:

    سلام خواب یک وکیل را دیدم که فقط صداش را دیدم تصویر نداشتم بهم گفت که آقای ... که یکی از همکارهای اداره ام هستش می خواد به همسرش دو تا سکه مهریه می ده من تعجب کردم گفتم آخه آن اصلا هیچی به عنوان مهریه تو سند ازدواجش نیست همون صدا گفت حقش نیست ولی می خواد بهش بده

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      علامت آن است که مقام ارزشمند و معتبری به دست خواهد آورد.

  7. افراافراsays:

    یکی از دوستان به همسرش خیانت کرده خواب دیدم یک صدایی که همیشه تو خواب هام هست بهم می گه همسرش و دو تا بچه هاش از زندگی دوستم جدا شدن دیدم خانم دوستم با دوستانش کنار دریا داره خوش می گذرونه پسر بزرگش را هم دیدم انگاری جای دیگه هست و به آسمون نگاه می کنه و عینک آفتابی زده بود ، من از دوستم یک طلبی دارم خانم دوستم بهم گفت یک کاری بکنم که پولم را بگیرم یادم نمیاد فقط من بهش گفتم من نمی تونم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نشانه‌ی وقوع پیشامدهای ناگوار است

  8. سیماسیماsays:

    خواب دیدم چند تا اتاقک کنار هم تو فضای بازی هست ، انگار دستشویی بودن ، دستشویی که داخلش سبزه زده یعنی قدیمی بود افراد خاصی وارد این اتاقک ها می شدن من هم شدم وقتی درآمدم یک خانمی آنجا بود که دختر بچه ای هم کنارش بود دختر بچه گفت یعنی حل می شه آن زن حرف را از دهان دختره قاپید گفت حل می شه اسم امام حسن و حسین را آورد گفت ۳ نفر ولی آن یکی را نگفت من تو بیداری یک مشکلی دارم که اصلا راهی برای حلش وجود نداره دیشب هم با ناامیدی تمام خوابیدم نمی دونم خوابم ربطی به مشکلم داره یا نه

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نمادی از طول عمر، تغذیه و فراوانی است.

  9. سیماسیماsays:

    برادرزاده ام دمدمه های صبح خواب دیده که من و دخترم لباس سیندرلا پوشیدیم تنها بودیم و تظاهر می کردیم که غذا داریم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      غم و اندوه شما پایان یافته و آشتی و امنیت خانوادگی است و نباید نگران شوید

  10. سیماسیماsays:

    مادرم سالیان ساله که فوت کرده خواب دیدم تو باغ مادرم هستم توش پر از تمشکه تمشک های سیاه شیرینی ، تا حالا اینقدر تمشک یک جا ندیده بودم فقط من تونستم وارد آن باغ بشم یک سطل سفید دستم بود می چیدم و می ریختم تو سطل به طرف پایین باغ رسیدم یک درخت پر از گوجه سبز بود کنار زمین مادرم برادرم یک باغچه درست کرده بود که پر از سبزی بود رفتم جلوتر رفتم و دیدم بوته پر از خیاره یک خیار جوان چیدم و خوردم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      خیر و برکت و معیشت است.

  11. الهامالهامsays:

    دیشب توحید و آیه الکرسی را خوندم به نیت دیدن آینده ام خوندم و خوابیدم خواب دیدم رفتم تخت بخرم مادربزرگ دخترم من را برد مغازه ای که برای خانمی به نام فاطمه قنبری بود آنجا یک تخت دو نفره سفارش دادم ولی رنگش سفید بود از این رنگ هایی که به عتیقه می زنه که توش رگه هایی از سبز هست خیلی قدیمی نشون می داد ولی نو بود بعد خواستم برای دخترم هم تخت تک نفره سفارش بدم دیدم برای دخترم هم دو نفره سفارش دادم که با مادربزرگش بخوابه بعد رفتم اتاق دخترم دیدم روی دیوار ویترین هایی و سگک هایی تخت دو نفره هست می خواستم با ده میلیون جفت تخت ها را بگیرم دیدم خانمه می گه فقط تخت من ده میلیونه ، خونه ای هم که دیدم با خونه ای که الان توش زندگی می کنم فرق داشت

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      پیام و نشانه ای از ضمیر ناخود آگاه درباره زندگی واقعی

  12. آصفهآصفهsays:

    سلام خسته نباشین..من خواب دیدم وارد یه جایی شدم که خیلی شلوغ بود و شنیدم که فلان مرد که من نمیشناختمش چند دیقه پیش مرده که ظاهرا آدم صالحی هم بوده و بعد همان شخص مرده را با تخت بردند که چهره اش پیدا بود و هیچ چیزی رویش کشیده نشده بود

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      مرد صالحی که مرده است و شما او را به جا نیاورده اید بیانگر سعادت و بلندی طول عمر برای شماست

  13. سیماسیماsays:

    دو شب پیش خواب دیدم‌ تو جاده روستایی هستم همه تو جاده رو زمین خوابیدن ، یکی بهم گفت ۱۰۰۰ تا سوره ناس و ۱۰۰۰ تا سوره توحید بخون من هم دیشب خوندم خوابیدم به نیت اینکه راهی برای مشکلم پیدا بشه ، دیشب دوباره خواب دیدم یک آقایی که آشناست و آشنای مشترک من و کسیه که به علاقه مندم تو راه مازندران هستم آن آقا را با چند نفر دیدم بهش گفتم مهمانسرای ساری را می خوام گفتش آنجا فوتباله یا مراسمی هست مهمانسرا پره ، گفت می تونم برات یک واحد بگیرم که با کس دیگه ای شراکتی استفاده کنی رفتم دیدم آنی که آن می گفت همونی بود که من بهش علاقمندم‌ و یک تخت مشترک ، گفتم من نمی خوام با تو ، تو یک اتاق باشم رفتم دوش بگیرم لخت بودم مسئول مهمانسرا یک مرد غریبه بود من را دید می زد عصبانی شدم بهم گفت بدهیت را دادی گفتم آره بدهی ۳۰۰ تومان بود ولی فکر می کنم همین جوری بهش گفتم اره

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نشانه آن است که بر خوشبختی شما افزوده خواهد شد

  14. افراافراsays:

    دیشب خواب دیدم تو یک اتاقی هستم و سه تا مرد قد بلند با لباس سیاه آمدن و مادرم را که در واقعیت فوت کرده ببرن آنقدر گریه می کنم گفتم نه نبرینش خودم ازش مراقبت می کنم به مادرم گفتم الهی برای پای زخمیت بمیرم الهی برای دست هات بمیرم بهم گفت نمی خوام بمیری ، دخترم را می خواستن بمیرم آنقدر گریه کردم نذاشتم ببرن گفتم خودم ازشون مراقبت می کنم دیگه بی خیال شدن و یکی از همکارهام را دیدم تو خونه زایمان کرد دختر به دنیا آورد می خواست دخترش را بده به کسی واسع همین من و مادر و خواهرش از خونه آمدیم بیرون هر چی سعی کردم جلوش را بگیرم نشد داشتم از کنار رودخانه ای رد می شدم ساعتم افتاد نشکست ولی قطعاتش قاطی شد نمی تونستم سرهمش کنم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      برای این رویا نگران نباش ، آقایان ناشناسی که دیده اید فرشته هایی بوده اند از طرف پروردگار بخشنده ، که همینک مراقب مادرتان در دنیای برزخ هستند و روح شما نیز از این موضوع آگاهی پیدا کرده