تعبیر خواب اماده شدن برای رفتن به مهمانی

اگر خواب دیدی لباس ها کفش ها و یا سر و وضع ظاهری خودت را برای رفتن به یک مهمانی آماده کنی به این تعبیر است که تا چند روز آینده اتفاقی برای شما خواهد افتاد که باعث شادی و لذتتان می شود و اتفاقا در این ماجرا صاحب منفعتی خواهید شد ، به گفته ی علامه مدنی تعبیر خواب آماده بوده برای رفتن در جشن های مهمانی میتواند به چند علامت مختلف باشد اولی و مهمتر از همه داشتن رزق و روزی پاک یا حلال ، دوم رقم خوردن اتفاقات تازه اما دلنشین و جذاب ، سومی شنیدن پیام یا خبرهایی خوش از سوی دیگران ، چهارمی خبرهای با عجله فراوان برای شما فرستاده می‌شود.

سوال: خواب دیدم خانواده ی عموم ما را برای شام به خانه شان دعوت کرده بودند بعد ساعت 8 شب زنگ زدن خونمون و گفتند پس چرا دیر کردید و ما کلا یادمون رفته بود به این مهمانی باید بریم و فوری همگی آماده شدیم برای رفتن تعبیرش چی میشه؟

پاسخ: این که شما در این رویا برای رفتن به جایی عجله ی زیادی داشته اید به این معناست که تصمیمی درباره ی زندگتان خواهید گرفت که بدون مشورت با بزرگان است و ممکن است مختصر زیانی نیز به همین خاطر پیش رو داشته باشید

تعبیر خواب آماده شدن برای رفتن به مهمانی یک مرده

تعبیر خواب آماده شدن برای رفتن به مهمانی یک مرده : اگر شخص فوت شده ای که قرار بوده به خانه اش بروید از بستگان نزدیک شما باشد دلالت برآن دارد که خوشگذرانی به آن حدی که شما انتظار دارید، ادامه نمی‌یابد. و چنان چه از بیگانگان بود به معنای آن است که صدمه‌ی مالی به شما می‌رسد.

تعبیر خواب آماده بودن برای شرکت در مهمانی های مختلف به روایت خالد اصفهانی :اگر خانم بارداری این خواب را دید بزودی تغییر وضعیت کلی خواهد داشت.اگر پیرمرد یا پیرزن ببیند باید از خودش در مقابل صجبتهایی که درباره اش می‌کنند دفاع کند.اگر دختران جوان یا نوجوان ببینند باید بیشتر بر هوس هایشان غلبه کنند.

گردآورنده : توپ تاپ

مطالب مرتبط...

47 نظر

  1. فاطمه راستی منشفاطمه راستی منشsays:

    سلام من دیشب خواب دیدم مادر و پدرم رفتن به یه خونه ای مهمان بعدشم برگشتن خونه و منو بردن،، من وقتی رفتم به آون خونه اصلا نمیشناختم و جایی بود که تا به حال نرفتم،،، کسایی هم اونجا بودن باهام خیلی خوش برخورد کردن،، تو خواب مادر و پدر کسیو دیدم که من دوسش دارم و خودش اطلاع نداره، البته من اونارو تاحالا ندیدم فقط تو خواب دیدم،، و در طول خواب من فقط استرس داشتم که اونا موقع بدرقه کردن نمیدونم ماشین مارو ببینم یا چی

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نشانه‌ای از وقوع تغییراتی در زندگیتان است

  2. فاطمه راستی منشفاطمه راستی منشsays:

    سلام من دیشب خواب دیدم مادر و پدرم رفتن یه خونه ای مهمون بعدشم اومدن و منو بردن،،، آدمایی که تو خونه بودن مادر و پدر شخصی بودن که من دوسش دارم البته شاید عشق یک طرفه چون خودش اطلاعی نداره،،، آون خونه هم جایی بود که من تا حالا نرفته بودم خونه ی تو خواب که مهمون رفتم اونجا برام برای اولین بار بود،،، خانومه تو خواب منو بوسید و خیلی خوش برخورد بود باهام اینم بگم که خانومی رو که تو خواب دیدم من قبلا ندیدم اصلا تو خواب اولین بار بود،،، ولی من در کل خواب دیدن که خونه ی اونا مهمون بودم فقط آسترس داشتم از اینکه اونا بیان و ماشین مارو ببینن نمیدونم چرا ولی میترسیدم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      غم و اندوه است

  3. مریممریمsays:

    سلام. من خواب دیدم همه ی فامیل ها خونه ی مادر بزرگم جمع هستیم تو اتاقی که در واقعیت من و خونوادم اون جا زندگی کردیم چند سالی. فامیل هایی دارم که در واقعیت نمیشناسمشون. تعدادیشونم از بازیگرای مرد هستن. دو تا دختر پا میشن و شروع میکنن با میکروفن خوندن. منم بعد از اونا میکروفن رو بر میدارم و یه اهنگ انگلیسی برای جمع میخونم. ظاهرم خیلی تغییر کرده تو مهمونی و انگار کس دیگه ای هستم. تو مهمونی دوس دارم جلب توجه کنم برای پسرا. به یه نقطه عمدا خیره میشم تا بگن چرا خیره شدی و همین طور هم میشه. تو مهمونی هم همه باهام صمیمی هستن. همچنین دیدم همگی با چند تا از فامیلامون از دیواری بالا میریم. تو پایین اومدن اونا میان پایین و دیوار برای من بلند به نظر میاد و تو شک هستم که بپرم یا نه که اونا تشویقم میکنن بپر. مچکر از سایت خوبتون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      حتی خود خدا هم مهمان را دوست دارد پس وجود آن در این رویا زندگانی و معیشت خوب و خوش را به رخ می کشد

  4. ShamimshojaeiShamimshojaeisays:

    سلام خسته نباشید.خاب دیدم ک به ی مهمونی دعوت شدیم بعد ی پسره با ماشینش میاد دنبال من و خونوادم نمیشناسم پسره رو اما خونوادم میشناسن بعد تو مهمونی ای ک میریم صندلی ها برصورت طبقه ای چیده شدن ک نشستن روشون سخته من همون طبقه پایین رو صندلی میشینم اما چن دقه بعد میرم روزمین میشینم بعد بقیه مهمونا هم مث من میان رو زمین میشینن ناهار رو ک خوردیم میخام برگردم خونه وقتی بیرون میام تنهام و دیگ خونوادم نیستن باهام متوجه میشم یاد ندارم اون مکان رو و اینکه نمیدونم چطوری برگردم خونه توفکراین بودم ک چیکار کنم ک یادم افتاد کیفم رو توخونه ای ک مهمونی بود جا گذاشتم برمیگردم کیفم رو میگیرم کیفم ی جورایی بی رنگه ینی داخلش دیده میشه ی مرد بهم میگ چقد کیفت خوشگله از کجا خریدی منم میگم نخریدم خودم دوختم بعدش دوباره میام بیرون از خونه و زنگ میزنم ب همون پسره ک اوردمون اینجا ک بیاد دنبالم چون یاد نداشتم چجوری برگردم بعد پسره میاد دنبالم راستی افراد مهمونی برام غریبه بودن ولی جالب بود من احساس غریبی نمیکردم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      کاری بیش از اندازه بر خود سخت گرفته اید اگر در این مورد خاص آسان گیر باشی کارهایت به خوبی پیش خواهد رفت و به مقصود خود سریعتر خواهی رسید.

  5. مریممریمsays:

    سلام من دیشب خواب دیدم ک همه اقوام پدریم اومدن خونمون مهمونی و من داشتم ازشون پذیرایی میکردم. شام ک خوردیم عروس یکی از اقوام دور اومد کمکم جمع کردیم و شستیم. بعد توی حیاط فرش انداختیم و مهمونارو بردیم تو حیاط گفتم هوای بیرون بهتره. و اونجا باز ازشون پذیرایی کردیم تعبیر خوابم چیه؟

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نیکوست اغلب اینگونه رویاها از بهتر شدن روابط خانوادگی و همچنین ازدیاد روزی خبر میدهند

  6. نازینازیsays:

    سلام خواب دیدم که رفتم در خونه دوستم که یه وسیله بگیرم بعد خودش خونه نبود شوهرش بود دعوت کرد داخل برم بعد رفتم داخل خونه به عالمه پذیرایی کرد شام هم آورد تا دوستم هم رسید به خونه و یه سفره خیلی بزرگ پهن کرد همه نشستن دورش اما ما سر سفره ننشستم و چیزی نخوردیم و رفتیم ممنون از تعبیرتون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      این ضیافت و این پذیرایی خوب خبر از ایام خوش و یه یاد ماندنی برای شما و برخی از دوستانتان است که البته زمان وقوع آن نیز مشخص نیست

  7. ماریاماریاsays:

    با اهداء سلام. خواب دیدم مهمانی دعوتیم من و برادرم دیر به این مهمانی رسیدیم. بهمین خاطر شام رو به ما جداگانه روی میز دادند. غذا بسیار خوشمزه بود. از جایی ک من نشسته بودم حیاط مشخص بود و دیدم که پسر یکی از اقوام دورمون امد. وارد خونه شد روی مبل نشست درحالی ک اخم کرده بود محبت آمیز بمن نگاه میکرد. ولی من صورتم رو ازش برگردوندم و پشتم رو بهش کردم. تعبیر خوابم چی میشه؟

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      به این علامت است که بی منت و ریا از جانب دیگران محبت و یا منفعت دریافت خواهید کرد

  8. زهرازهراsays:

    سلام خواب دیدم همه اعضای خانواده مان (عروس ها دامادها) آمده اندمنزلمان برای صرف غذا سفره خیلی بزرگی آوردیم که پهن کنیم گویی سفره از قبل تمیز نشده بود و پر از خرده نان بود عروس خواهرم که آمد سفره را پهن کند سفره را قشنگ تکاند و پهن کرد و همه خرده نان ها روی فرش ریختند

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      اخبار جالب و شنیدنی می شنوید

  9. مصطفیمصطفیsays:

    خواب دیدم با فامیلم(پسرخاله) خیلی شیک پوشیدم چدباهم به مهمانی میریم وارد آسانسور رو به پایینی شدیم ک یک نفر غریبه توش بود کف آسانسور بشکل مستراح تقریبا کثیفی بود از سقف آسانسور هم یهو لجن و مدفوع توالت روی سر ما میریخت ‌روی بقیه بیشتر و من کمتر اما زود رسیدیم و من از مهمانی منصرف شدم و قصد حمام کردم اتفاقا یه خانه و در حمامشو دیدم و همینجا پریدم از خواب ممنون میشم ایمودبگید من زیاد خواب نمیبینم اعتقادی هک ندارم اما خیلی عجیب آزار دهنده بود که منو به فکر برده

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      غم نگرانی و برخی از رنج های روحی در زندگی شما رو به افزایش خواهد رفت

  10. نازینازیsays:

    سلام... خواب دیدم خالم اینا همه رو برا مهمونی دعوت کرده بودن خونشون بعد ما هم رفتیم و یکی از دخترای خالم ماکارونی لوله ای با مرغ درست کرده بود من و خواهرم و دخترخاله هام هم دور سفره کوچیکی نشستیم و شروع کردیم ب خوردن ماکارونیش هم مرغ داشت و چرب و چیل بود... لطفا تعبیرشو بگید ممنون.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نشانه ی آن است که برای پیشرفت ، کسی به یاری شما خواهد آمد و اگر این فعالیت های خود را مورد کنترل قرار ندهید مورد سرزنش واقع خواهید شد

  11. نسترننسترنsays:

    سلام خواب دیدم رفتم مهمونی یکی از دوستهام که شوهرش نیوزیلندی هستش مهمونی خوبی و به همه داره خوش میگذره ولی من لباسم اذیتم میکنه و تنگه کتم رو در میارم و میزارم رو شونم و تکه های لباسم شل میکنم که باعث میشه هی باید مواظب باشم که لباسم نیفته برای شام قرار میشه بریم بیرون و میبنم همه رفتن (با یک سرویسی که از قبل تدارک دیده شده بود مثلا اتوبوس) و ما یک خانواده دیگه (یک خانم و آقا میانسال ) که نمیشناسم جاموندیم سریع آژانس میگیریم و خودمون میرسونیم وفتی میرسیم رستوران برام خیلی آشنا بنظر میاد و نزدیک هم بود. به شوهرم میگم خوب اگه اینجا بود که هم بلد بودیم و هم نزدیک بود خوب با ماشین خودمون میومدیم چه کاری بود آژانس گرفتیم. باتشکر

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ؛ در ایام آینده از ملاقات های که تصور میکنید چندان ضرورت و یا اهمیتی ندارند اجتناب کنید.

  12. محمدمحمدsays:

    سلام. با تشکر از مطالب خوب و پاسخ دهی مناسب. خواب دیدم قرار بود برامون مهمون بیاد و اهل خونواده در حال تمیز کردن و درست کردن غذا بودن. دم در حیاطمون چندین سبد پر از مرغ زنده مال خودمون بود. مامانم و خواهرم به من میگفتن برا مهمونی فردا برو یه خروس با گردن بلند بخر و پدرم در حالی که یه چاقو دستش بود میگفت همین مرغها که داریم خوبه. در عالم واقع قراره برای داداشم بریم خواستگاری. به نظرتون تعبیر این رویا چی میتونه باشه؟ با سپاس.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، می باید در رفتار خود با جنس مخالف بیشتر دقت کنید ( حال یا اینده)

  13. مینامیناsays:

    سلام من خواب دیدم که یه جمع شلوغ بود ولی یادم نیست کیا بودن و من داشتم بازن عموی بابام حرف میزدم که گفت فرداشب یه مهمونی یا نذر داریم برام آب بیار منم فرداشبش رفتم یه نصف بشکه آب بردم اما نذری نبود بلکه مانند جشن بود یا خواستگاری تعبیرش چیه

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نبايد بگذاري ركود و يكنواختي زندگي تو را تحت تاثير قرار دهد. هر از چند گاه با يك ابتكار تازه بايد دست به عمل جديدي بزني كه زندگي تو را تغيير دهد. با اين كار سلامتي روحي‌ات را تضمين مي‌كني.

  14. ساراساراsays:

    سلام من خواب ديدم رفتيم با مامانم مهموني معلوم نيست خونه كيه اما ميريم اونجا دختر عموم هم است با بچش بچش خيلي خوشكل شده چشاش سبزه براش لباس ميپوشون منم كمك ميكنم بعد ميريم ميبينيم تو خونه معلم دانشگاهم هم است ميگم واي خدايا چي خوب شد استادو ديدم اما ميگم هم كه استاد من و تو اينجور لباس ديد بدون روسري خوب همينجوري مهموني تموم ميشي وقت خدا حافظي ميشه من لبامو رژ كلابي زدما ما انگار جلوتر از ديگران ميريم خدا حافظي ميكنم استادم هم تو ي همونجا نشته ميگم خد حافظ استاد اونم ميكه خدا حافظ ميگم واي يبار از جاش بلند هم نشد اما ميبينم بعد مياد يه كيك است قطع نشده استاد ميگه اين كيك خيلي خوشمزس قطع ميكنه يك برش تو دهنم ميكنه من ميكم واي اين كه شبيه كيك تولد بود چرا واسه من اينو برش زد وس خوبي پيدا ميكنم بعد ميبردش خونه با دوستاش ميخوره و ما هم ميايم خونه

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      صبوری پیشه کنید و دل را از اندوه برهانید. با افراد باتجربه مشورت کنید که به زودی نیت دل برآورده خواهد شد.

  15. kksays:

    سلام من خواب دیدم به مهمانی شلوغی رفتیم که صاحب خانه با وجود فقر پذیرایی مفصلی کرده بود. تعبیر خواب من چیه؟

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      دقت و تعمق بیشتری داشته باش. بیهوده ناامید و مأیوس نباش و با اندک ناملایمتی هراسان نشو.

  16. فررریفررریsays:

    سلام من خواب دیدم برادرهمسرم اومده خونه پدرم درمورد منو برادرش حرف بزنه من براشون چایی بردم ایشون ب خواهرم گفتن بیاین تو ماشین حرف بزنیم مشکل اینارو حل کنیم خواهرم قبول نکرد برادرهمسرم رفت بعد ما خانوادگی رفتیم کنار دریاچه کوچیک هممون رفتیم تو اب ماهی های خیلی بزرگی با دستمون برمیداشتیم میزاشتیم خشکی همینطور داشتیم جمع میکردم همسرمم نشسته بود تا زانو اب بود نگامون میکرد

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، به حرف های نیش و کنایه دار و شماتت هایبد دلان و حسودان توجهی نکنید

  17. آسیهآسیهsays:

    سلام خواب دیدم میهمان رییسمان هستیم جمعیت زیادی بود که اکثرا رو نمیشناختم چندتا از همکاران هم بودند شام برامون آوردن غذا صدف خوراکی بود فک میکنم برای هر نفر شش عدد بود من یکی خوردم زیاد از طعمش خوشم نیومد و بقیه رو نخوردم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، امید است تا در آینده تان بزرگی و جاه و منزلت به دست آورید.

  18. ناهیدناهیدsays:

    سلام خواب دیدم رفتم خونه نامزدم و اونجا هستم که قراره برم خونمون باهم میریم که بلیت بگیریم برام بلیت تهران رو میگیره در حالی که ما باهم همشهری هستیم و ساکن تهران هم نیستیم در همین حین من سوار ماشینم و دارم میرم خونمون که دوست نامزدمو دیدم که اومدن شهر ما نامزدم به من زنگ زد دوباره برم خونشون و نرم تهران بر میگردم خونشون که خونشون پر مهمون بود دوست نامزدمم با خانوادش اونجا بودن خلاصه من اون روز نرفتم تهران

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      عمرشما طولانی خواهد بود.

  19. هانیههانیهsays:

    سلام خواب دیدم..خونمون مهمون دارم..دایی ام و استادم و یکی از ریئس های دانشگاه که تقریبا یک ماه پیش رفتم پیشش برای درخواست کار..امدن..دارم براشون صبحانه اماده میکنم..پنیر اینا و اینکه نیمرو درست کردم براشون. تو یجچالمونم تو جا یخی پر از تخم مرغ بود انگار مال دایی ام بود..من بعدا میخواستم ناهار درست کنم که نمیذاشتن میگفتن برنج مونده از دیروز میخوریم.... ممنون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      خوراکی در خواب اشاره به خوراک فکری شما در زندگی بیداری دارد. لازم است تا ماهیت خوراکی های فکری خود، مثل کتاب هایی که مطالعه می کنید یا فیلم هایی که مشاهده می کنید را شناخته و از آن ها به عنوان منبعی الهام بخش برای برون رفت از چالش های فعلی خود در زندگی بیداری استفاده کنید.

  20. ساراساراsays:

    سلام مادرم خواب دیده پدرم و مادر بزرگم که چند فوت شدن اومدن خونه با کلی مهمون و بیشتر فامیلا پدرم گوسفند و سربریده آستیناشو بالا زده پوستش و میکنده خودمون هم از مهمان ها پذیرایی میکنیم پدرم یه کیسه نخود و کشمش هم آورده

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      این خواب از شما می خواهد تا به بازبینی افکار و ارزش هایی بپردازید که از دیگران به شما ارث رسیده است.

  21. نازنیننازنینsays:

    سلام و تشکر خواب دیدم با عده زیادی داشتیم به یک مهمانی می رفتیم سر کوچه چه رسیدیم آدرس را بر. نبودیم زنگ زدم بپرسم گفت صبر کن بیام بیرون و مدت نسبتا طولانی همگی کنار خیابان منتظر ماندیم باران هم می آمد تا بلاخره صاحب خونه اومد و ما را به طرف خونه اش برد و وارد خونه اش شدیم.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      این خواب به قدرت و موقعیت های جدید شما برای پیوستن به گروه های اجتماعی و دوستی جدید اشاره دارد.

  22. زهرازهراsays:

    سلام.من مجرد هستم من خواب دیدم رفتیم به یک مهمانی و کلی خانوم نشستیم. بعد یه اقایی نشسته پیش زن عمو سابقم.گویا این اقا برای خودش دنبال همسر هست از بین این جمع. ما همه چادر پوشیدیم که البته چادر مشکی نیستن. زن عموم منو به اون اقا نشون میده ولی اون اقا میگه که من چاق هستم و به دردش نمیخورم. منم کمی عصبانی میشم در حالیکه علاقه ای هم به این اقا ندارم و چادر رو کم کم عقب میزنم که فقط نشون بدم من چاق نیستم. بعد لباس هام سر تا پا سبز هستن. سبز روشن. و پیرنم هم سبز و گل های ریزی داره. در حالیکه در واقعیت لباس این مدلی و این رنگی ندارم. در ضمن اون اقا کت و شلوار پوشیده و سنشم خودش گفت که 37 سال دارم.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      سلام این خواب از شما میخواهد تا از معاشرت با انسان های منفی که قادر به دیدن استعداد های شما نیستند خودداری کنید.

  23. پریساپریساsays:

    سلام من خواب دیدم با مادرم رفتیم یه شهر دیگه فکر کنم اصفهان.بعد رفتیم خونه یه غریبه پولدار که ما نمیشناسیمشون و چند ساعت اونجاییم تا دوباره برگردیم خونمون.انگار اونجاییم تا استراحت کنیم.به ما محل زیاد نمیدن.بعد من به مامانم میگم چرا اومدی خونه کسی که نمیشناسیمش.من خجالت میکشم.بهمعد خواب دیدم اونجا نماز خوندم.و اینکه ساکم رو دیدم پر از لباس زیر و زیبا بود.تعبیرش به نظرتون چیه؟

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      سلام. این خواب نشان دهنده ی فرصت ها و موقعیت های جدیدی است که تغییرات محسوسی را در زندگی شما ایجاد می کنند و با بهره گیری از این موقعیت ها می توانید به گسترش منافع خود بپردازید.

  24. فرینازمفرینازمsays:

    سلام واقعا باید بگم خیلی تعبیر خواباتون عالیه..‌.من قبلاخوابی دیده بودم باعنوان اینکه خونه مادر بزرگم پاگشا شدن و ...تعبیر فرمودید که رازهاو حرف های خوصیمو فاش نکنم پیش آشنایان ظاهرا دوست این خواب پاگشا ادامه داردیدم.اینبار خواب دیدم مادربزرگم پاگشام کردن باهمون آقایی که دوستشون دارم بعد سفره و چیدن غذاگوشت کلاغ پخته بودن همه حالشون بدشده بود اما مادوتا لب نزده بودیم ب غذا چون دیر رسیده بودیم دوتاییمون ب مهمونی...مادربزرگم میگفت خب حالا بجاش ماست بخورین اشکالی نداره ک...بوی آشغال میداد غذاها

  25. نورانوراsays:

    سلام من خواب دیدم که نصف شب است و خاله ی من در خانه ی ماست و پدرم یهو میگه پاشید بریم خونه ی پسر عمه ،(پسرعمه ی من هم تازه اژدواج کرده است )ماهم بلند میشیم اماده میشیم که بریم من به اتاقم میرم و دحال اماده شدن هستم که صدای دسته میاید از پنجره ی اتاقم بیرون رو نگاه میکنم که پسر مورد علاقه ام هراه برادرش شبیه به معتاد ها دی دسته حرکت میکنند و بعد پنجره را میبندم و خیلی اهسته شروع میکنم به لباس عوض کردن و اماده شده و اخرش هم ساعت 5 صبح میشه و راه میوفتیم که بریم بعد از خواب بیدار شدم ،تعبیرش چیه ؟(این خواب رو دوبار دیدم )

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      اگر دست تو چراغی بر تیرگی شب کسی روشن کند خدا نیز نور لطف خود را بر تو ارزانی خواهد داشت و تو را به نیتت خواهد رساند.

  26. دلنیادلنیاsays:

    سلام من خواب دیدم روحانی روستامون اومده دنبال ما که ببرتمون مهمونی و چه در خواب چه در بیداری تا حدودی به من علاقه نشون میده با وجود متاهل بودنش سوار ماشین شدیم و رفتیم خونه مادربزرگم (از پدر )باهامون برخورد بدی کردن اونجا پر بچه بود دختر و پسر بچه کوچیک شیرخوار مادربزرگم خیلی باهامون سرد بود عمه ها م هم بودن و طرف مادرشونو گرفتن مادرم هم به حرف اومد و گفت چرا به ما اول از اون میوه شیرینی نمیدونم خوراکی بود نمیدین منم رفتم آشپزخونه یکی از عمه هام اومد گفت مادرت بد و بی عقله منم گفتم مادرم داره رعایت شما رو میکنه شما هم نباید سواستفاده کنید بعد اقوام مادریم هم دوتا از زندایی هام اونجا بودن یکیشون می خواست باما بیاد مهمونی گفتم جانذاریم گفت خواهرم (اون زندایی دیگه)ناراحت میشه میخواست ما که دعوت بودیم نریم اونا جای ما برن ما هم اونها رو جا گذاشتیم و رفتیم فکر کنم یه کمی برف باریده بود

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، این احتمال وجود دارد که شخصی از شما برای حصور در مراسمی دعوت به عمل بیاورد.

  27. سوداسوداsays:

    با سلام و خسته نباشید من دیشب خواب دیدم همراه با همه اقوام به خونه عمه ام دعوت شدیم . من خیلی زیبا شده بودم اما تنها کسی که پتو به دور خودش پیچیده بود من بودم و داشتم خونه عمه ام استراحت میکردم. در عالم خواب همش خجالت میکشیدم که چرا اینجا خوابیدم.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نشان صلح و دوستی است و صفا و نعمت در محیط خانوادگی

  28. حنا نیکحنا نیکsays:

    من دیشب خواب دیدم جایی هستم که شریک احساسیم که کات هستیم و دوتا دوست مشترک مون که یکی پسر و یکی دختره با هم بودیم و من به اون آقایی که دوستمون بود گفتم که اره دوستت با کسی هست و ازش کوچیکتره و تو میانه داری کن که حتما بهم برسن ( این تو ذهن خودم هست که و در واقعیت نمی‌دونم واقعی هست یا نه ) تا اینکه به جا هر چهارتایی دور هم جمع بودیم که اون آقا آروم گفت با ناراحتی که یکم صبر کن ، صبر کن فقط که منم گفتم آروم گفتم که اونقبلش هم صحنه آیی دیده بودم که تو جمعی بودم که یه عروس میخواستم ببرن آرایشگاه که منم گفتم منو ببرید با ذوق که من رفتم و اونجا یکی از کارکنان بهم ساندویچی داد که خیلی گرم بود و مرغ و سوسیس بود و گفت غذامو باهات نصف کردم انگار دوتا ساندویچ داشت و خوردم خیلی بهم مزه داد و منم تو آرایشگاه گفتم که فرمالیته است همه چی و من عروس نیستم شخص من نیستم کسی دیگه است .

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      باسلام خواب شما نشان از اتفاقات و خبرها و نشانه های جدیدی در زندگیتان دارد.

  29. ناهیدناهیدsays:

    سلام خواب دیدم که رفتم خونه نامزدم تا با خانواده اونا بریم جایی مهمونی وقتی رسیدم خونشون به ظاهر و لباسم گیر دادن منو خواهرشوهرم خونه موندیم بقیه رفتن با موچین چندتا از موهای صورتمو برداشتم آرایشمو هم شستم خواهر شوهرمم شست یه روسری هم به من داد که سرم کنم که من سرم نکردم روسری خودمو پوشیدم صورتمونو که شسته بودیم به صورت خیلی کمرنگ یکم از سیاهی ها رو صورتمون پخش شده بود که من کفتم باید دوباره بشوریم خواهرشوهرم گفت چیزی نیست فک کنم خواهرشوهرم صورتشو شست اما من نشستم بعد باهم‌رفتیم مهمونی مادر شوهرم موقع رسیدن تو‌پاکت کادو گذاشته بود پول بود گفت این مال شماست منظور من و نامزدم مناسبتشم گفت ولی یادم نمیاد کادو رو دست من نداد گذاشت زیر فرش بعد ما هم رفتیم کنار بقیه فامیل نشستیم

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام اگر مهمانی با چنگ و نای و رقص بود غم است و مصیبت ولی درغیراین صورت براجتماع چیزی دلالت دارد

  30. فاطمهفاطمهsays:

    خواب مهمانی و خوشحالی در خونه ی عموم رو دیدم که همه خرسند بودند و پنج سگ اهلی و مهربان در سایز و رنگ های مختلف که متعلق به پسر عموم هم بودن اونجا حضور داشتن ..... من آقایی رو به شدت دوست دارم که غریبه است و فعلا نسبتی با ما نداره ولی در خواب خونوادش و برادر خواهراش رو هم در بین مهمانی خانوادگی دیدم که با ما صمیمی بودن و همچنین خود اون آقا که کت و شلوار تمیز و شیکی به تن داشت و قصد داشت جایی بره ... ... پدرم اون رو تحویل میگرفت و در نهایت ازم پرسید دلت میخواد یه کاری وابسته به شغل این آقا برات پیدا کنم و من در جواب گفتم قصد مهاجرت و رفتن پیش خواهرم رو دارم ... وهمش در حال خنده بودم

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام مهمان کردن بر اجتماع چیزی تعبیر میشود واگر دیگران مهمان دارند مراقب سلامت خود باشید

  31. فاطمهفاطمهsays:

    خواب مهمانی و خوشحالی در خونه ی عموم رو دیدم که همه خرسند بودند و پنج سگ اهلی و مهربان در سایز و رنگ های مختلف که متعلق به پسر عموم هم بودن اونجا حضور داشتن ..... من آقایی رو به شدت دوست دارم که غریبه است و فعلا نسبتی با ما نداره ولی در خواب خونوادش و برادر خواهراش رو هم در بین مهمانی خانوادگی دیدم که با ما صمیمی بودن و همچنین خود اون آقا که کت و شلوار تمیز و شیکی به تن داشت و قصد داشت جایی بره در بین ما حضور داشت و اشاره به پاهای برادرم کرد که شما همتون پاهاتون ضعیفه و رو فرم نیست که این حرفش رو حمل بر غرور کردم ... ... پدرم اون رو تحویل میگرفت و در نهایت ازم پرسید دلت میخواد یه کاری وابسته به شغل این آقا برات پیدا کنم و من در جواب گفتم قصد مهاجرت و رفتن پیش خواهرم رو دارم ... وهمش در حال خنده بودم

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام در جمع خویشاندی خود مراقب سخنان خود باشید که دشمنانی خانگی دارید

  32. ناهیدناهیدsays:

    سلام خواب دیدم تو یه مهمونی هستم که دخترعمومم اونجا بود که قراره لباس حنا منو بدوزه وقتی دیدمش رفتم و باهاش سلام علیک کردم بعد به من گفت پارچتو اشتباهی خریدم باید مدلشو عوض،کنم که من از مدلش خوشم نیومد از فامیلای شوهرمم اونجا بودن که من یه پیرهن پیازی پوشیده بودن اون لباس رو بهم میگفتن مبارکه قشنگه به همدیگه هم‌میگفتن عمه براش داده دوختن منظور از عمه هم مادر شوهرم بود اون دخترا رو تو واقعیت نمیشناسم ولی تو خوابم فامیلای شوهرم بودن

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      باسلام ممکن است در زندگیتان تغیرات جدیدی پیش بیاید و شما تصمیمات بهتری بگیرید.

  33. نرگسنرگسsays:

    سلام،خواب دیدم یه مهمونی مثل نامزدی در منزل هست و ما نشستیم.زنداییه مادرم ک یکماهه شوهرش فوت شده هم بود،ازش راجعبه دخترش که بارداره پرسیدم و گفت که یه باغ درخت آلو خریده و میخواد بزنه تو کار لواشک...بعد دخترعمم کنارم بود اشاره کرد ب برادراش و باخنده گفت ببین فامیلامون دارن رشد میکنن و مهمونیه مختلط میگیرن و دایی‌هات هم میخوان بیان مجلسو گرم کنن. بعد من بهش گفتم نههه فکرنکنم بیان اخه زنداییه مامانمم هست و اونا عزادارن...تعبیرش چیه؟؟

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      باسلام ممکن است در میان اقوامتان اتفاقات خوشایندی رخ بدهد که میتواند تاثیر مثبتی هم روی زندگی شما داشته باشد.

  34. احساناحسانsays:

    سلام من عصر خواب دیدم دارم آماده میشم بیرون برم و چند دست لباس خونه داشتم که لباس بیرون رو هم روی اونها پوشیدم، خواهرم خیلی اصرار داشت که من بیرون نرم اما گفتم باید برم ممنون

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      باسلام تعبیر خوابتان به معنای تصمیم برای انجام کاریست

  35. سمیرا احمدیسمیرا احمدیsays:

    با سلام من دیشب خواب دیدم خونه عموم دعوت شدیم. سرسفره غذا همگی نشسته بودیم دختر عموم اوند قاشق چنگال بزاره همه قاشقها را با سبزی خوردن گره زده بود بهمدیگه. منم ی قابلمه برنج جداگانه همرام داشتم. سرسفره از قابلمه خودم میخوردم و یکی از زن عموهای دیگم میگفت ته دیگ به منم بده بهش دادم.

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام بر اجتماع امدن بر چیزی است و نشان دهنده مشکلات است

  36. ناهیدناهیدsays:

    سلام خواب دیدم داریم میریم به یه مجلسی با خواهرام میرفتم وقتی رسیدم دیدم اقوام شوهرمم اونجا هستن که جاریم دخترشو سپرد دست من من وقتی وارد خونه شدم چادرم رو برداشتم که متوجه شدم روسری سرم نیست نشستم و به خواهرم گفتم بره چادرم رو بیاره خواهرم رفت اما من‌تو کیف خواهرم روسری بود که اونو سر کردم مجلس هم زنونه بود اما دوتا مرد پیر هم تو مجلس بودن هوا آفتابی بود اما برفم‌ میومد انگار میخواستیم جامونو عوض کنیم که من رفتم‌ حیاط به جاریم گفتم مگه برف نمیاد رو زمین که چیزی نیست جاریمم گفت هوا خوبه زود آب میسه

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      درود ، یک رویا معمولی است و خبر دهنده از رفت و آمدها و یا ملاقات های جدید خانوادگی می دهد.

  37. هانیههانیهsays:

    سلام خسته نباشید من دیشب خواب دیدم که با کسی ازدواج کردم خانواده اونا مارو دعوت کردن برا شام پسره هم خیلی خوشحال بود برا من غذا تعارف میکرد

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      باسلام تعبیر خوابتان نشانه خبرها و تغیرات خوشایند است

  38. رویارویاsays:

    من خواب دیدم رفتم خونه خالم مهمونی و بعد چند روز شوهر خالم به خالم گفت بگو از اینجا بره من خوشم نمیاد اون درباره من حرف میزنه ، و نظر میده ، بعد من صداشو شنیدم و گریم گرفت و با گریه وسایلم و جمع کردم و به خالم گفتم منو از اونجا ببره ، و چون خونمون یه شهر دیگه بود قم بود و ساوه تا قم فقط مینی بوس داره خالم منو با مینی بوس برد خونمون ، اینو هم بگم در واقعیت شوهر خالم یبار این رفتار و کرده بود ولی مال خیلی وقت پیشبود

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      تعبیر خوابتان نشانه اتفاقات و تغیرات روزمره زندگیتان است

  39. محمد مهديمحمد مهديsays:

    سلام خواب ديدم ميرم خونه پدر زنم و پدر زنم به يكباره دستشوييش ميگيره و تا بخواد به دستشويي برسه توراه هم خودش رو كثيف ميكنه هم زمين رو بعد پسر كوچيكم كه نميدونست چيه دستش مدفوعي ميشه و من سريع دستش رو ميگيرم و ميگم به خانمم كه بياد تميزش كنه كه مادر زنم مياد و ميبرش كه تميزش كنه بعد به پسر بزرگم هم ميگم دستت كثيفه كه انگار كمتر از پسر كوچيكم كثيف شده بود بعد خانمم مياد دستم رو ميگيره با روي خوش و مهربانانه تو خونشون همه فاميلاشون بودن كه خيلي رسمي و خشك با من برخورد ميكنن يكي از برادر خانومم با من خيلي خشك و رسمي دست ميده ولي يكي ديگه از برادر خانومم مياد جلو و روبوسي ميكنه باهام و بعد من و خانومم ميريم رستوران ناهار بگيريم خيلي كباباش بزرگ بود و خانمم به آشپز ميگه يذره از كباب رو كم كنه و نصف كنه كه حجمش كمتر بشه كه از خواب بيدار ميشم ممنون ميشم تعبير كنيد

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      از دریافت خبری خوشحال کننده و اتفاقات مثبت در زندگی خبر می دهد.

  40. ........says:

    سلام خواب دیدم رفتیم مهمانی خونه دختر دخترعموم خیلیا اونجا بودن اقوام شوهر منم اونجا بودن هم مردا بودن هم زن اما مجلس مرد و زن جدا بود تو اون‌ مراسم خاله شوهرم دو بار برام آب آورد یه بارم شربت منم یه آبو شربتو خورده بودم اون یکی آب رو ظرفشویی بود که با خودم گفتم اونم بخورم برام‌ آورده ناراحت میشه رفتم دیدم نصفه شده اما بقیشو خوردم بعد من روسری سرم نبود اما بقیه لباسا تنم بود اتاق یه پنجره داشت مردا اونور نشسته بودن منم خم شدم منو نبینن و روسری و یه بلوز توری قرمز تنم کنم بعد که مهمونی تموم شد نذاشتن بریم خونمون برامون‌لحاف تشک آوردن لحاف تشکا هم توری بود که روش پر پولک منجوق بود که میگفتن الان اینا مد شده

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام رویای پریشان است

  41. نفسنفسsays:

    سلام خواب دیدم داییم ودخترش که شهردیگه ای زندگی میکنن سرزده به منزل ما اومدن لطفا تعبیربفرمایید ممنونم

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام ممکن است دورهمی دعوت شوید

  42. دخترمدخترمsays:

    سلام خواب دیدم خونه کسی مهمونی بودیم (انگار دوست خواهرزادم بودکه ۸ سالشه)مادرش با هرچی که داشت و نداشت از ما پذیرایی کرد خیلی خوشمزه بود (مثلا لواشک بودن ولی ظاهرش اینجوری نبود،چیزای کوچلو کوچلو بود به رنگ سبز که با برگ درخت درست شده بود)میگفت با چای درستش کرده و من کلی تعجب میکردم و برام جالب بود که چ خانم هنرمندیه با چه چیزایی چی درست میکنه تعبیرشو لطف میکنین

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      تعبیر خوابتان نشانه مهمانی رفتن است

  43. الالsays:

    سلام خواب دیدم یکی از دوستانم من رو به خونشون دعوت کرد وقتی رفتم خونشون ، همه با من با احترام برخورد می کردن ، خونشون بزرگ و خیلی تمیز بود و دو تا آشپزخونه داشت که هر دوتا آشپزخانه بسیار تمیز و مرتب بود. ممنون از لطفتون

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      سلام ، ممکن است چیزی مشابه با همین صحنه یا اتفاق را در عالم بیداری نیز تجربه کنید.

  44. سهرابسهرابsays:

    سلام خواب دیدم دختر خالم اومده خونمون تازه هم چشماش و بینی شو عمل کرده منم باهاش حرف زدم

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام پریشان است

  45. سلطانیسلطانیsays:

    سلام ممنون از جوابگوییتون ببخشید من خواب دیدم که بابام که تا دو سال پیش بنایی می کرد از سرکار برگشته و لباسهاش را گذاشته تا بشورم وقتی تو حیاط با دست داشتم لباسها را می شستم دیدم بابام از تو باغچه در آمده و می آد طرف من منم فکر کردم جنه. بدون اینکه بترسم آب را سمتش گرفتم و شروع با صلوات فرستاون و خواندن سوره کوثر کردم یه دفعه دیدم از پله ها دارم می آم پایین و پسر بچه دو ساله ای بغلم است و وقتی وارد طبقه پایین شدم دیدم مهمان زیادی خانه مان نشستند و منتظر نهار هستند و منم رفتم سمتشان و در شروع به احوالپرسی کردن کردم که برادر و پسرخاله ام شروع به غذا دادن به مهمان ها کردن و میوه و شیرینی هم گذاشتن و من هیچی از اونها نخوردم

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام بیانگر شادکامی در خانواده و دورهمی در زندگیتان است که باعث مسرتتان خواهدشد

  46. الههالههsays:

    سلام دیشب خواب دیدم پسر یکی از‌ نزدیکان ک در واقعیت چند روزه دیگر هم عروسیشون هست به خانه ما امده و غذا عروسیشون از اشپزخانه ما میبره اما انگار به بهانه وجود من اومده بود ( البته اینم بگم ایشون قبلا خواستگارم بوده و با کارشکنی هاشون باعث جدایی من و شخصی ک دوسش داشتم شدن و الان هم دارن با یکی از هم کلاسی های من ک بهشون گفته بودم مورد مناسبی نیست ازدواج میکنن )و بعد دیذم ک رفتیم جشنشون و پدرشون دیدم ک دستهای منو محکم گرفت و من هم بغلشون کردم و بعد مادرشون به من گفت بهت پول میدم ک لباس از جایی برام بخری ممنون میشم تعبیرش بگید

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      تعبیر خوابتان نشانه خبرهای خوشایندی است که بزودی دریافت میکنید

  47. سلطانیسلطانیsays:

    سلام وقت بخیر ممنون از پاسخگویتون امروز صبح بعد از اذان خواب دیدم که از بیرون شهر وارد شهرمان شدم بعد دیدم نصف شهر را آب بزرگی که انتهاش معلوم نیست گرفته و مثل دریای آرام بود و خونه ما در نصف سالم شهر مانده بود و همه تعجب که نه سدی زدن یا بارانی آمده این آب چطور آمده و نصف شهر را گرفته

    • مدیر سایتمدیر .(modiriyat) :

      سلام خواب بعد از اذان صبح تعبیر درست و جامع ندارد