جملات زیبا در مورد کودکان استثنایی

کودکان استثنایی، استثنایی نیستند، آنها فقط در برخی از زمینه های روحی و جسمی دچار کم توانی شده اند. ما باید یاد بگیریم که از واژه های درست استفاده کنیم. این کار ما باعث می شود روحیه این کودکان تا درصد بسیار زیادی بیشتر شود و انگیزه شان نسبت به زندگی افزایش یابد.

در ادامه این مطلب متن ها و جملاتی زیبا و تاثیرگذار درباره کودکان استثنایی یا بهتر است بگوییم کم توان آورده ایم. اگر دوست داشتید می توانید این متن ها را در شبکه های اجتماعی تان با دیگران به اشتراک بگذارید تا با آنها اندکی هم که شده در مورد این کودکان صحبت کنید و آنها را با این کودکان آشنا سازید. همراه ما باشید.

متن برای کودکان استثنایی

وقتی کودکی استثنایی را می بیند، به سمت او اشاره می کند و می گوید فرزندم خدایت را شکر کن که سالمی، ببین که او چگونه است! اما نمی داند که این حرف او در دل آن کودک کم توان چه تاثیری می گذارد، اما نمی داند که در دل آن کودک کم توان چه غوغایی به پا می شود. کاش ما برای اینکه کودکان مان را آموزش دهیم، برای اینکه خدا را شکر کنیم یا هر چیز شبیه به اینها، انگشت اشاره مان را به سمت هیچ کسی برای درس عبرت گرفتن از او دراز نکنیم.

*********

به آنها می گویند استثنایی اما همین واژه استثنایی هم برای آنها نامناسب است. آنها در برخی موارد ناتوان هستند، همین! کاش بتوانیم از واژگان درست برای این کودکان استفاده کنیم. باور اینکه استثنایی هستند آنها را به کنج عزلت می برد، از جامعه دور میکند و نمی گذارد که اعتماد به نفس کافی برای بودن در بین دیگران را داشته باشند.

*********

درست است که کودکان کم توان در برخی از زمینه ها مشکل دارند و دیگران آنها را با نام استثنایی می شناسند ولی نکته اینجاست که آنها در بسیاری از موارد دیگر می توانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. متاسفانه جامعه، مردم و تمام انسان ها یاد گرفته اند که همیشه از جنبه بد ماجرا به قضیه بنگرند و برای همین است که روی این کودکان نام استثنایی گذاشته شده. اگر یک کودک را استثنایی می نامیم، استثنایی بودنش فقط باید از جهت مثبت بوده باشد یعنی اینکه آن کودک باید چند قدمی از دیگر کودکان جلوتر باشد. ما حق نداریم یک کودک را صرفاً برای اینکه در برخی از موارد جسمی یا روحی کم توان است استثنایی بخوانیم.

*********

کودک استثنایی وجود ندارد، ما آدم ها یاد گرفته ایم به هر کسی که شبیه ما نبود استثنایی بگویم. کاش بفهمیم که دنیا متنوع است، کاش بفهمیم که هر کسی که با ما متفاوت است مبنی بر استثنایی بودنش نیست، کاش بفهمیم که همه حق زندگی دارند و نباید روی آنها چنین واژگانی گذاشت. اگر تویی که سالمی در جمعی از کودکان ناتوان قرار بگیری آن موقع تو استثنایی خواهی بود پس همیشه مراقب لقب ها و صفت هایی که به دیگران میدهی باش.

*********

از اوضاع خود می نالند، مدام گله و شکایت دارند و هر روز به خدا می گویند که چرا من؟ مگر من چه بدی در حق تو و بندگانت کردم که اینگونه پاسخم را می دهی؟ اما در کنار همین جنس از آدم ها، کودکانی وجود دارند که گرچه جامعه آنها را استثنایی می خواند، آنها را کم توان می خواند، اما با این حال انگیزه و امید به زندگی در بین این کودکان بسیار بیشتر از مردم جامعه است. انگیزه داشتن و خوشحال بودن به کم توانی و استثنایی بودن نیست، به دیدگاهی است که نسبت به زندگی داری.

*********

وقتی یک کودک استثنایی یا بهتر است بگویم کم توان را میبینی که به سمت فرزندت می آید، فرزندت را فوراً از او دور نکن، فرزندت را فوراً به خانه نبر، این کودک می فهمد، متوجه می شود و این کار تو بدترین صدمات روحی را روی او خواهد گذاشت. بگذار تا فرزندت از تو بیاموزد، بگذار تا فرزندت درست به مانند تو متوجه شود که کم توانی کودکی که با او بازی می کند به هیچ وجه نباید به چشمانش نمی آید.

*********

اگر کودکی کم توان یا همان به اصطلاح جامعه استثنایی داری یادت باشد که تو وظایف خاصی در قبالش بر عهده داری که باید به تمام آنها عمل کنی. یکی از این وظایف تو این است که کودکت را از دیگران مخفی نکنی و با افتخار دست در دستان او در کوچه و خیابان راهی بروی تا به همه بفهمانی که فرزند تو گرچه نقص روحی یا جسمی دارد اما هیچوقت این مسئله باعث نمی شود که از ارزش های او کاسته شود. این خودت هستی که به دیگران می فهمانی که به کودکت به دید یک استثنایی بنگرند یا یک انسان که حق زندگی دارد، حال که این تو هستی که این نقش را بر عهده داری پس باید به بهترین شکل نقش خود را ایفا کنی چرا که در برابر کودک خود مسئولی.

*********

من اگر جای کودکان استثنایی بودم به خود می گفتم که انسان های زیادی هستند که روزانه با مشکلات فراوانی که تمامی ندارد رو به رو می شوند، آنها گریبان گیر این مشکلات می شوند و زندگی کردن که هدف اصلی شان هست را به فراموشی می سپارند پس من که اکنون کم توان هستم یعنی خدا تلنگری به من زده و همین تلنگر باید باعث شود که از زندگی لذت بیشتری ببرم، آنقدر درگیر مشکل خود یا مشکلات دیگرم نشوم که زندگی را فراموش کنم و همواره به دنبال دلیلی برای خوشحالی خود بگردم. دلیل برای ناراحتی همیشه هست، دیگران به خاطر مشکلات شان ناراحت می شوند و من هم می توانم به خاطر کم توانی ام دچار ناراحتی شوم اما نکته اینجاست که من باید یاد بگیرم مانند دیگر انسان ها نباشم، من باید یاد بگیرم بیشتر تمرکزم را به جای مشکلات بر روی جنبه های زیبای زندگی ام بگذارم.

*********

کاش تمام کسانی که فرزندانشان را از بازی کردن با کودکان استثنایی یا همان کم توان منع می کنند، آنها را از کودکان استثنایی جدا می کنند و به هیچ وجه خودشان هم نزدیک این کودکان نمی شوند اندکی به پای حرف دل این کودکان بنشینند، اندکی صحبت هایشان را گوش کنند تا با دیدگاه زیبایی که نسبت به زندگی دارند آشنا شوند. آن موقع این افراد خواهند فهمید که چقدر در اشتباه بوده اند. کودکان استثنایی به همان دلیل استثنایی بودن شان دیدگاه بهتری نسبت به زندگی دارند، آنها جنبه هایی از زندگی را تجربه کرده اند که آدم های معمولی تجربه نکرده اند و چه بسا همان کسانی که فرزندانشان را از این کودکان دور میکنند، اگر بگذارند تا فرزندشان با این کودکان ارتباط برقرار کند، اتفاقاً فرزندشان بهتر رشد خواهد کرد و نسبت به زندگی دیدگاه هایی بهتر و جدیدتر به دست خواهد آورد.

*********

این من و تو هستیم که مسئول آینده فرزندمان هستیم. اگر کودکی استثنایی را دیدی و دست فرزندت را گرفتی و از آن طرف خیابان رفتی که مبادا فرزندت این کودک را ببیند یادت باشد که کودک تو همینطور رشد می کند و با همین دیدگاه تو که بسیار زشت و ناپسند است باورهایش شکل می گیرد. کودک تو می تواند با کودکان استثنایی یا کلا انسان های ناتوان برخورد بهتری داشته باشد و اینگونه قلب پاک تری هم نصیبش بشود اما تو با این کارهایت به او می آموزی که این کار نادرست است و باید از این افراد فاصله بگیرد. قلب تیره و تار یا پاک کودک تو در آینده نتیجه همین کارهاییست که اکنون انجام میدهی. مراقب رفتارهایت باش تا مبادا فرزندت را اشتباه تربیت کنی.

*********

کاش قبل از اینکه واژه هایی مثل استثنایی و خاص به وجود می آمد، تعریفی در بین مردم رواج می گرفت که می گفت ما همه انسانیم، ما همه حق زندگیم داریم و مهم نیست که چه نقصی در روح یا جسم مان داریم مهم این است که خدا حق زندگی کردن را در ما دیده و به همین جهت همه ما باید به هر نحوی شده زندگی را زندگی کنیم و از آن لذت ببریم. اما متاسفانه اکنون با آمدن چنین واژه هایی حق زندگی از بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالانی که کم توان و اسنثتایی هستند گرفته شده چرا که بسیاری از انسان های دیگر نمی توانند این موضوع را درک کنند که آنها هم حق زندگی دارند.

*********

کودکی خلقتش نسبت به دیگر کودکان متفاوت است، کودکی با یک نقص متولد می شود، با همین تفاوت و نقص در خلقت بزرگ و بزرگ تر می شود و وارد جامعه می گردد. آن موقع نگاه های سنگین مردم را روی خود احساس میکند، انگشت هایی که به سمت او دراز میشوند و او را به یکدیگر نشان می دهند را احساس میکند و همین ها باعث می شود که خانه نشین شود و هرگز نخواهد که در جامعه قرار بگیرد. کاش ما انسان هایی که حرف از تمدن یا حرف از فرهنگ میزنیم اندکی تمدن و فرهنگ این را داشتیم تا جامعه را برای چنین افرادی سالم کنیم، رفتارهایمان را با آنها درست کنیم و به آنها به دید یک انسان معمولی نگاه کنیم. هر نگاه سنگین ما به آنها، هر انگشت اشاره ای که به سوی آنها دراز میکنیم آنها را بیشتر از قبل تحت تاثیر قرار می دهد و اگر آینده آن کودک یا فرد ناتوان خراب شد یا آنطور که باید نشد ما باید بدانیم که ما هم در شکل گرفتن این آینده به نوع خود مسئولیم.

*********

اگر کودکی استثنایی داری مدام از خدا گله و شکایت نکن، به جایش شکر خدا را به جا بیاور که تو را لایق داشتن فرزند دانسته. همینکه خدا به تو فرزندی داده باید سجده شکر برای او به جا بیاوری. یادت باشد که هرگز به خاطر نقص های جسمی یا روحی فرزندت به خدا گله و شکایت نبری، فرزند تو قبل از تمام این نقص ها انسان است و خدا حق زندگی کردن را در او دیده و برای همین او را به این دنیا آورده. تو که این موضوع را میدانی باید به دنبال هدفی باشی که خدا فرزندت را برایش خلق کرده نه اینکه چرا او را با نقص آفریده. به دنبال آن هدف باش و سعی کن به جای اینکه نقص های فرزندت را به جلوی چشمانش آوری، او را به هدفی که در این دنیا باید آن را عملی کند نزدیک تر سازی.

*********

چه بسیار کودکان استثنایی بوده اند که توانسته اند نقش خود را به عنوان یک انسان تاثیرگذار ایفا کنند و زندگی شان را هدفمند کنند. یادت باشد صرفاً برای اینکه فرزندت ناتوان و استثنایی است او را از دیگران مخفی نکنی، او را از رفتن به جامعه منع نکنی، به جای این کارها به فرزندت کمک کن تا با نقش خود آشنا شود، به او کمک کن تا هدف و رسالتش در زندگی را بشناسد. اگر در این کارها به فرزندت کمکی نکردی و مدام او را از همه کس و همه چیز دور نگه داشتی و مخفی کردی بدان که در برابر آینده ای که ممکن است برای او تیره و تار باشد مسئولی.

*********

اگر کودکی ناتوان هستی و دیگران تو را استثنایی می خوانند از این موضوع ناراحت نباش. این انسان ها یاد گرفته اند هر چیزی که شبیه به خودشان نیست را به یکدیگر نشان دهند و نام استثنایی را روی آن بگذارند. آنها هر چیزی که شبیه به خود نباشد را اینگونه خطاب خواهند کرد. اما از دیدگاه خودت باید این مسئله فرق کند، تو از دید خودت نباید استثنایی باشی، تو از دیدگاه خودت باید فردی باشی که خدا او را متفاوت از دیگران آفریده و همین نشان می دهد که شاید خدا خواسته که او جهان را به شکلی متفاوت تر از تمام انسان ها تجربه کند. به جای اینکه به حرف های دیگران بها دهی، به دنبال این باش که بفهمی خدا چرا تو را اینگونه آفریده و تو چه چیزی را باید در این جهان تجربه کنی.

*********

اگر کودکی کم توان هستی و به تو می گویند استثنایی و تو باور کرده ای که استثنایی هستی از همین امروز باور خود را نسبت به خود عوض کن. چرا به خود می گویی استثنایی؟ صرفاً برای اینکه دارای برخی مشکلات روحی و جسمی هستی؟ استثنایی آن کسی است که خدا حق زندگی را به او داده اما او زندگی اش را به تباهی کشانده و هرگز سعی نمی کند که از زندگی اش لذت ببرد. چقدر از انسان های به ظاهر سالم درگیر چنین زندگی ای هستند؟ پس حالا فهمیدی که استثنایی بودن چیست؟! اکنون که این را میدانی دیگر هر کسی که به تو گفت استثنایی حرفش را باور نکن و حتی خودت هم به خودت نگو! تو زمانی اسنثتایی می شوی که از زندگی کردن دست بکشی و زندگی ات را به تباهی بکشانی.


شاید علاقمند باشید :

جملات زیبا در مورد کودکان سرطانی

جملات امیدوار کننده برای بیماران سرطانی



هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...