متن هفتمین روز درگذشت رفیق ، جملات مراسم هفتم دوست

مرگ رفیق چیز آسانی نیست و انسان نمی تواند به راحتی با آن کنار بیاید. وقتی که دوست صمیمی ات را از دست می دهی، تازه معنای واقعی غم و ناراحتی را متوجه می شوی. بعد از مرگ رفیق گویی دیگر نمی خواهی با هیچ کس رفاقت صمیمانه ای شروع کنی چرا که می دانی اگر او هم از تو گرفته شود، دیگر به صورت کامل قلبت میشکند.

اگر به دنبال متن ها، جملات و دلنوشته هایی تاثیرگذار و غم انگیز برای هفتمین روز درگذشت رفیق هستید، در این مطلب همراه ما باشید. ما متن هایی زیبا در مورد هفتمین روز فوت رفیق آورده ایم که می توانند احساس تان را برانگیزند و حال درونی شما را شرح دهند.

جملات زیبا و کوتاه برای مراسم هفتم رفیق + عکس

جملات هفتمین روز درگذشت رفیق

رفیق جان، هفت روز نبودنت هم به من و هم به خانواده ات سخت گذشته. پس مرام و معرفتت کجاست؟ مگر قرار نبود که با ما بمانی و لبخند را به لبان مان بیاوری؟ این رسم رفاقت نیست! تو حتی رسم مرام و معرفت را برای خانواده ات هم به جا نیاوردی. دل غم دیده پدرت را دیده ای؟ قلب شکست مادرت را دیده ای؟ اشک هایی که از چشمان برادر و خواهرانت بند نمی آیند را دیده ای؟ این بود همان لبخندهایی که میخواستی به لبان آنها هدیه دهی؟ حالا از خانواده ات دیگر هیچ نمی گویم و از قلب خودم حرف میزنم که هفت روز است شکسته و دیگر به مانند قبل نمی شود. هفت روز پیش وقتی که تو را به خاک سپردند، همان لحظه خنده هایت را بر صورت بی جانت تصور کردم و با خودم گفتن چطور رفیقم می توانید همه ما را تنها بگذارد و به زیر خروارها خاک برود؟ برای آخرین بار که روی ماهت را دیده، تمام آن لبخندها و خنده هایی که امید را در دل من هم زنده می کرد می دیدم. رفیق جان، حالا تنها خاطرات من از تو همان لبخندهاست، همان خنده هاست و با همان هاست که هنوز ادامه می دهم و زندگی می کنم. مرگ تو خیلی بر من سخت گذشت و خیلی وجودم را آزرد.

********************

هفت روز فوت کرده، همانی که از جانم هم بیشتر دوستش داشت، همانی که برایم مثل جان بود و وقتی که خدا او را از من گرفت گویی جانم را هم از من ستانده. رفیقم را می گویم، همانی که همه من و او را رفیق فابریک می خواندند. حلا رفیق صمیمی من زیر خروارها خاک است و من روی همین خاک ها قدم بر میدارم. دنیا چه رسم بدی دارد. رفیق جان، به پای رسم دنیا، ما محکوم به جدایی از هم شدیم، ما محکوم به زندگی در دو دنیای متفاوت از هم شدیم و حالا دیدار من و تو به قیامت است. رفیق، هیچ وقت فراموشت نمیکنم، هیچوقت از قلبم بیرون نمی روی، تو همیشه در بهترین قسمت قلب من جا داری و هیچ وقت جای تو را به هیچ کسی نخواهم داد. تو برای من نمونه بارز رفاقت بودی، تو برای من نمونه بارز مرام و معرفت بودی و برای همین همیشه عشقت را در دل و قلبم زنده نگه می دارم و همیشه با مرور خاطراتت به یاد می آوریم که چه رفیق با مرامی و خوبی داشتم که اکنون دیگر پیش من نیست و آسمانی شده.

********************

رفیق جان، مگر قرار نبود هر چیزی را با هم تجربه کنیم؟ مگر قرار نبود هر کاری که می کنیم را با هم انجام دهیم؟ پس چرا تنهایی به جدال مرگ رفتی؟ چرا تنهایی با مرگ رو به رو شدی؟ چرا دست مرا نگرفتی که با هم برویم؟ حالا من بدون تو تک و تنها در این دنیا چه کنم؟ هفت روز است که از رفتنت میگذرد و من هنوز هم نمی توانم باور کنم که رفیقم مرا تنها گذاشته و برای همیشه رفته، رفیقم پشتم را خالی کرده و این بار تنهایی با اتفاقی از زندگی اش رو به رو شده. کاش من هم زودتر به پیش تو بیایم، کاش من هم زودتر از این دنیای لعنتی که بدون تو هیچ رنگی ندارد پر بکشم و به پیش تو بیایم. من و تو حتی اگر با هم در جهنم هم باشیم خوشیم و خوشی هایمان باعث لذت مان خواهد شد. رفیق، کاش زودتر مرگ من هم سر برسد چرا که در این هفت روز غم بسیاری را تحمل کردم و دیگر برایم نایی نمانده. حالا که پیش خدایی از او بخواه که مرا هم آسمانی کرده و به جای رفیقم بیاورد.

متن برای هفتم فوت رفیق + عکس نوشته

من فکر میکنم خدا به رفاقت من و رفیقم حسادت کرد برای همین او را به پیش خود برد تا از آن به بعد پیش او بماند و با او رفاقت کند. خدا حق دارد، رفیق من در رفاقت کردن تک بود، رفیق من در مرام و معرفت تک بود و هیچ کس به مانند او را نخواهی یافت. خدا خواست که او را از من جدا کند و به پیش خود ببرد برای همین مرگ را برایش به ارمغان آورد. اما خدایا، مگر نمی دانستی که قلب من می شکند؟ مگر نمی دانستی که من ذره ذره خرد می شوم چرا که نمی توانم بدون رفیقم زندگی کنم؟ درست است که حالا هفت روز است که رفیق مرا از من ستانده و به پیش خود برده ای اما دلم تنگ اوست، اما هنوز هم غم فراقش وجودم را می آزارد. خدایا، تو که این چنین او را دوست داشتی، پس فکر کن که من چقدر به او علاقه داشتم! حالا چطور بدون رفیقم زندگی کنم؟ کاش مرا هم به پیش او ببری، کاش مرا هم دوست خود بدانی و زودتر کاری کنی که مرگ به استقبالم بیاید تا من هم به دیدار رفیق صمیمی ام بیایم چرا که دلم برای یک بار دیگر دیدن لبخندش پر می کشد.

********************

ناله و شیون فایده ندارد، اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد و رفیق من آسمانی شد. همین! دوست ندارم دیگر به هفت روز پیش برگردم، دوست ندارم خاطره تلخ و غم انگیزی که در هفت روز پیش برایم رقم خورد را دوباره به یاد آورم، برای همین سعی می کنم با این غم جان سوز کنار بیایم. او تنها رفیقم نبود، او قسمتی از وجودم بود، روح و من او یکی بود که در دو جسم نهادینه شده بود و اکنون که او پر کشیده و آسمانی شده، گویی روح من هم مرده و دیگر در جسم من روحی نیست. سخت است کنار آمدن با مرگش برای همین ترجیحم این است که همه چیز را فراموش کنم، همین چیز را از یاد ببرم و فقط روز و شب بگذرانم تا این روزهای لعنتی تمام شوند و جای این زخم اندکی هم که شده خوب شود. من می دانم که اگر دائم خاطره هفت روز پیش را به یاد بیاورم، در تمام وجودم جهنمی به پا خواهد شد که دنیا مانند آن را ندیده برای همین ترجیح می دهم که کنار بیایم و با رسم زمانه نجنگم.

********************

درست هفت روز پیش، تلخ ترین و نحس ترین اتفاقی که می توانست در زندگی من رخ بدهد، افتاد و خدا دوست صمیمی مرا برای همیشه از من جدا کرد. الان که دارم این متن را می نویسم هنوز هم باورم نمیشود و همراه با نوشتم، اشک هایم هم سرازیر شده اند و خاطرات هفت روز پیش دائم برایم مرور می گردند. فکر نکنم اتفاقی از این تلخ تر را در زندگی تجربه کنم چرا که دوست صمیمی ام را مانند جانم دوست داشتم و هیچ کس نیست که مهر و علاقه ام به او به اندازه عشقی باشد که به دوستم داشتم.

متن کوتاه غمگین برای هفتم دوست + عکس نوشته

هفتمین روز آسمانی شدن تک رفیقم، همراهم در زندگی، کسی که هیچ وقت دستم را در جدال با مشکلات و چالش ها رها نکرد را به قلب شکسته ام تسلیت می گویم. این هفت روز به مانند هفت سال گذشت و در تک تک روزها من ذره ذره خرد شدم و نابود گشتم. حالا دیگر من هیچم، حالا که هفت روز از مرگ رفیقم گذشته، من به هیچی رسیده ام و هیچ دلیلی ندارم که بخواهم زندگی ام را ادامه دهم. اویی که تمام دلیلم بود، اویی که انگیزه ای میشد تا به زندگی ادامه دهم، حالا خود زندگی اش به پایان نرسیده پس من چطور شور و شوق زندگی را داشته باشم و هنوز هم با انگیزه زندگی بگذرانم؟ حالا دیگر خوشی و لذت از زندگی من پر کشیده و تنها چیزی که در وجودم ریشه نهاده غم است. غم از دست دادن رفیقم قرار است که تا آخر عمر با من باشد و وجودم را بیازارد. هنوز که هفت روز است گذشته این غم مرا تبدیل به هیچی کرده و می دانم که در آینده هم به همین شکل باقی خواهد ماند و هر روز نسبت به دیروز مرا بیشتر آزار خواهد داد و بیشتر مرا تا اعماق قلبم عذاب خواهد داد.

********************

رفیقم جان کجایی؟ یعنی باور کنم که هفت روز است پیکرت زیر خروارها خاک است؟ یعنی باور کنم که همدمم حالا زیر خروارها خاک به خوابی ابدی رفته؟ یعنی باور کنم کسی که عشق با او برایم معنا میشد دیگر پیشم نیست؟ چطور این ها را بپذیرم؟ چطور این ها را قبول کنم؟ تا هشت روز پیش من و تو برای آینده مان آماده میشدیم و برای زندگی زیبایی که قرار بود خلق کنیم برنامه میچیدیم اما هفت روز پیش دنیا دستان مرا از دستان تو جدا کرد و تو را به آغوش مرگ سپرد! حالا چطور باور کنم؟ چطور با شوکی که به من وارد شده کنار بیایم و برای ادامه مسیر زندگی آماده شوم؟ رفیق جان، در این هفت روزی که گذشته، خیلی با خود فکر کردم و دیدم که تمام دلیل شادی هایم، تمام دلیل خنده هایم، تمام دلیل امید زندگی ام تو بودی و من آن موقع این را احساس نمی کردم اما حالا که از پیشم رفته ای و حالا که دستم را رها کرده ای به این نتیجه رسیده ام. کاش پیشم میبودی تا تمام خوبی ها و محبت هایت را بیشتر از پیش جبران می کردم، کاش پیشم میبودی تا با در آغوش گرفتنت به تو بگویم که چقدر برایم مهمی و چقدر دوستت دارم اما دنیا این فرصت را از من گرفته و حالا تو زیر خروارها خاکی.

متن هفتمین روز درگذشت رفیق ، جملات مراسم هفتم دوست

دلم نمی آید بگویم که رفیقم فوت کرده، من با این واژه غریبه ام. تا به حال عزیزی را از دست نداده بودم، تا به حال غمی این چنین بر دلم ننشسته بود برای همین سعی میکنم که فکر کنم تو از پیشم رفته ای، تو به یک مسافرت بی بازگشت رفته و در یک سوی دیگر دنیا زندگی می کنی. اگر بپذیرم که فوت شده ای، تمامم در هم میشکند و من واقعا از درون تهی می شوم. رفیق، با همین فکر و خیال روزگارم را میگذارنم، با همین فکر و خیالی که می گوید تو زنده ای، فقط از من دوری، خیلی دور. نمی خواهم حتی بر سر مزارت بیایم، مرا ببخش اما اگر مزار تو را ببینم دوست دارم همان جا زمین دهان باز کرده و من هم به زیر خروارها خاک بروم. آخر نمی توانم تنها بودنت را تحمل کنم، آخر نمی توانم ببینم که تنها چیزی که از رفیقم به جا مانده حالا همین سنگ قبری است که روی مزارش است. مرا ببخش اما می خواهم با همین خیال بودنت زندگی کنم و حس کنم که دارمت برای همین هیچ وقت بر سر مزارت نخواهم آمد. من همین هفت روز را با همین خیالات گذراندم و می خواهم مابقی زندگی ام را هم به همین شکل ادامه دهم.

********************

وقتی که به رسم دنیا پی میبری و میفهمی که دنیا چقدر نامرد است و چه راحت عزیزانت را از تو جدا میکند، دوست داری که دیگر با هیچ کس صمیمی نشوی، دوست داری که دیگر هیچ کس را به دل و قلبت راه ندهی. درست هفت روز پیش، دنیا صمیمی ترین دوستی که داشتم را از من گرفت و من از آن روز به بعد به خود قول دادم که دیگر هیچکسی را وارد قلبم نکنم و به هیچ کس وابستگی نداشته باشم. جزای وابستگی به دوستم عذابی است که اکنون از مرگ او میکشم و همین عذاب به عنوان یک درس عبرت بزرگ کافیست که به من بگوید دیگر با هیچ کسی رفاقت نکنم، دیگر با هیچ انسانی رابطه صمیمانه نداشته باشم، چرا که وقتی که دنیا آنها را از من می گیرد، من به معنای واقعی میشکنم.

متن و عکس برای هفتم دوست

چه هفت روز تلخی. رفیق عزیزم، حالا در آنجا در آرامشی؟ رفیق جان، بدون تو این دنیا دست کمی از مرگ ندارد، فقط فرقش این است که مرگی که تو به آن دست یافته ای آرامش دارد اما مرگی که من در این دنیا به آن رسیده ام، تمامش عذاب و درد است، عذاب از دوری و درد از فراق.


در ادامه تماشا کنید :

پیام و جملات کوتاه درباره غم فوت رفیق (2)

شعر درباره مرگ جوان ناکام

متن تشکر از دوستان بابت تسلیت گفتن + عکس نوشته



هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...