متن و شعر روز سوم درگذشت پدر

وقتی که پدرت را از دست می دهی، در واقع بزرگترین پشتیبان زندگی ات را از دست داده ای، سایه سرت را از دست داده ای، آنکه از وجودش آرامش می گرفتی را از دست داده ای. فرقی نمی کند، چه یک روز، چه دو روز، چه سه روز و چه چند سال هم که از مرگ او بگذرد، غم از دست دادن او همیشه با تو خواهد بود.

در ادامه این مطلب متن ها و شعرهایی غم انگیز و ناراحت کننده در مورد روز سوم درگذشت پدر آورده ایم. شما می توانید از این متن ها برای ابراز غمی که درون تان غلیان می کند و می جوشد استفاده کنید و آن را ابراز نمایید. همراه ما باشید.

جملات و شعرهای زیبا برای سومین روز درگذشت پدر

جملات روز سوم فوت پدر

سه روز است که دیگر خانه ما چراغی ندارد، سه روز است که خانه ما در تاریکی غم فرو رفته، این غم برای نبود پدرم است. پدر جانم، چه این سه روز بدون تو سخت گذشت. چطور خانه ما را با نور وجودت روشن می ساختی که حالا هر کدام سعی می کنیم اندکی جای تو باشیم، نمی توانیم. یادت تا همیشه در دل و ذهن ما ماندگار است چرا که همین یاد و خاطرت اندکی هم که شده نور وجود ما را روشن می سازد و نمی گذارد زمین گیر شویم.

********************

پدر جانم، سه روز نبودنت را بر قلبی که برای از دست دادن پدرش شکست تسلیت می گویم، این قلب، قلب خودم است. حالا او لبریز از حس ناامیدی و عذاب شده، حالا این قلب لبریز از حس غم و اندوه شده و چگونه می توانم این احساس را از بین ببرم وقتی که منبع تمام احساسات خوب و لذت بخشم اکنون زیر خروارها خاک خفته؟ او سه روز است که دیگر پیش من نیست، پس من چطور می توانم اکنون حس و حال خوبی را درون قلبم به وجود آورم؟

********************

پدر جانم، دلی غم دیده دارم، دلی که غمش را هیچ چیز نمی تواند تسلی بخشد. این غم وجودم را به لرزه در می آورد، این غم هر بار شدتش بیشتر می شود و مرا به مرگ می رساند اما توفیقم نمی دهد تا بمیرم و دیگر آن را تحمل نکنم. این غم برای از دست دادن توست، سه روز است که گذشته و این غم هر باره شدتش بیشتر می شود. هر بار که خاطراتت را به یاد می آورم، هر بار که در ذهنم لبخند زیبات را تداعی می کنم، غم در وجودم لبریز می شود و مرا به سوی مرگ می برد اما نمی میراند.

********************

پدر جانم، حالا سه روز است که دیگر نه دنیا و نه آدم هایش نمی توانند در دلت اندوه و غم ایجاد کنند، می دانم که این سه روز، آرامش بخش ترین روزهای زندگی ات بوده اند. از حالا به بعد این آرامش ابدیست و تو تا همیشه از این آرامش بهره مند خواهی بود. آرام بگیر پدرم که حالا نه دنیا و نه آدم ها نمی توانند اندکی هم که شده غم درونت بیافرینند، تو حالا به پیش خدا رفته ای و آنجا جایت امن است، امن تر از هر جایی.

متن برای مراسم سوم پدر

پدرم، باورم نمی شود که حالا سه روز است که در آغوش خاک خفته ای. آغوش خانواده ات چه مشکلی داشت که آن را رها کردی و خروارها خاک را به آن ترجیح دادی؟ یعنی آنقدر لیاقتش را نداشتیم که در آغوش گرم خانواده مان بمانی تا همه مان از آرامش بهره مند شویم؟ حالا درست است که تو آغوش خاک را به ما ترجیح داده و آرامشی ابدی یافته ای، اما ما به جای آرامش غمی بزرگ داریم که با هیچ چیزی تسکین نمی یابد.

********************

پدر جانم، سه روز است که مرا ترک کرده و برای همیشه رفته ای. حداقل به خوابم بیا تا دوباره چهره ات را ببینم و دوباره انگیزه به زندگی بیابم. هر وقت که روی تو را می دیدم، گویی تمام دنیا را به من می دادند و تمام وجودم غرق در عشق و امید میشد، اما حالا که نیستی و من نمی بینمت، تمام آن عشق و امید از بین رفته و جایگزین آن تلخ ترین غم نشسته. حداقل به خوابم بیا تا اندکی هم که شده طعم تلخ این غم را فراموش کنم و امید به دست بیاوریم.

********************

وقتی که پدرت را از دست می دهی، تازه میفهمی که از دست دادن یعنی چه. قبل از آن هر چه را از دست می دادی، موردی نداشت چرا که می توانستی به مانند آن را بیابی! اما پدر نعمتی بی بدیل است که اگر از دست برود، دیگر جایگزینی ندارد و طعم تلخ این از دست دادن تا همیشه کام تو را هم تلخ نگه خواهد داشت. حالا سه روز است که من پدرم را از دست داده ام و تازه می فهمم که طعم تلخ از دست دادن یعنی چه.

********************

هر جا که پدرت در کنارت باشد، آنجا امن ترین جای دنیاست. پدر، حالا که روی زمین نیستی، من احساس ناامنی می کنم. سه روز است که از رفتنت به زیر خروارها خاک می گذرد، احساس می کنم که حالا آنجا امن ترین جای دنیاست. پس پدر جان حالا که روحت پیش خداست، خواسته مرا به او برسان و از او بخواه که مرا هم پیش تو بیاورد. این دنیا بدون تو دیگر امن نیست و من در آن احساس آرامش ندارم.

********************

پدرم، سه روز نبودنت تمام خانواده را داغدار کرده و این داغ را هیچ کس فراموش نمی کند. مگر می شود؟ ما پدرمان را از دست داده ایم، همانی که سایه سرمان بود، همانی که با سایه اش آرامش را برایمان به ارمغان می آورد! حالا مگر می شود که داغ از دست دادنش به این راحتی ها ما را رها کند؟ هرگز! پدر، هر بار که به خود می آیم و می بینم که دیگر ندارمت، این داغ بیشتر وجودم را می سوزاند و قلم را ذره ذره آب می کند.

شعر برای سوم فوت پدر

شعر برای روز سوم فوت پدر

از فراقت با غم محنت، هم آغوشم پدر

رفتی و از مرگ جانسوزت سیه پوشم پدر

خنده و مهر و وفا و مهربانی‌های تو

در جهان هرگز نمی‌گردد فراموشم پدر

پدرم، سومین روز نبودنت را به دل غم دیده ام تسلیت می گویم.

........

دست زمانه گل دیگر ز ما گرفت

گلی که دادیم، میان باغ جا گرفت

گرچه همه را پدری کرد و رفت

داغش تا ابد در دل ما، زبانه گرفت.

پدر، سومین روز نبودنت، سخت بر من تمام می شود.

........

ابا غم مرگ تو زد آتش جگرم را

بشکست پدر بار فراقت کمرم را

تنها نه قدم از غم مرگ تو شکسته

داغ تو شکسته کمر و بال و پرم را

پدر جان، باورم نمی شود که سه روز است پیش ما نیستی. رفتنت غمی بزرگ بر دل و جان ما نهاد.

شعر مراسم سوم پدر

پدر مشکل گشای خانواده

پدر یک قهرمان فوق‌العاده

پدر آموزگاری بی‌مواجب

به دوشش کوله باری از مخارج

پدر سرخ می‌کند صورت به سیلی

رخ فرزند نگردد زرد و نیلی

پدر یک داستان نانوشته

پدر همراه مادر در بهشته

خوشا آنان پدر در خانه دارند

درون خانه یک پروانه دارند

سومین روز است که پروانه خانه ما پر کشیده و برای همیشه به بهشت رفته. بهشت گوارایت باد پدر.

........

یادت به خیر، ای پدر، ای رهبری که مرگ

کوتاه کرد، پای تو از کاروان ما

کانون عشق بودی و سرمنزل امید

درمان درد و همدم روز و شبان ما

پدر، سه روز است که درد دارم، پس کجایی که دردم را درمان کنی؟ این درد از فراق توست.

شعر و دلنوشته سوم پدر فوت شده

روح پاکت با امیرالمومنین محشور باد

خانه قبرت به الطاف خدا، پر نور باد

ای چراغ زندگانی، ای پدر، یادت به خیر

خاطراتت در باغِ فردوسِ برین، مسرور باد

پدر، سه روز است که آرامش یافته ای، اما بهای این آرامش درد دوریست که به جان ما افتاده.

........

ز فراق هجر رویت غم سینه سوز دارم

پدرم قسم به مهرت، نه شب، نه روز دارم

پدرم، سه روز است که فراق دوری ات مرا عذاب می دهد.

........

گفتم که چرا رفتی؟ تدبیر نه این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود، چنین زود

گفتا که مگر مصلحت درست نه این بود؟

پدر، تدبیر خدا چه بود که در تقدیر ما جدایی از تو را نهاد؟ سه روز است که رفته ای و تمام خانه از نبودنت ماتم گرفته.

شعر با جملات غمگین سوم پدر

جانم به ماتمت رود از تن به در، ولی

داغ توام نمی‌رود از دل به در، پدر

این داغ هنوز سه روز است که بر جانم نشسته و قرار است تا عمر دارم وجودم را عذاب دهد. پدر، کاش به این زودی ها از پیشم نمی روفتی.

........

ای پدر رفتی و از هجر تو دل سوخته ایم

رسم آزادگی از خوی تو آموخته ایم

چهره پر مهر تو در خاطر ما خورشیدیست

که به دل تا نفسی هست برافروخته ایم

پدر، سه روز نبودنت بر همه ما سخت می گذرد. کاش خالق این روزگار، تصمیمش این نبود که تو را از ما جدا کند.

........

ای پدر، بوی شقایق می‌دهی

عاشقی را یاد معشوق می‌دهی

با تو سبزم، من بهارم، ای پدر

هر چه دارم، از تو دارم، ای پدر

پدرم، تو بزرگترین دارایی ام بودی. سه روز است که بزرگترین دارایی ام از من گرفته شده، به من بگو چگونه آرام گیرم؟

متن و شعر روز سوم درگذشت پدر

ای محمد با علی شد نام تو

مهر اولاد طهورا کار تو

هم‌نشین با آل طاهایی پدر

در پناه لطف زهرایی پدر

این سه روز خانواده ما عجیب غم دارد. پدر، این غم از نبودن توست.

........

آن گنج نهان در دل خانه پدرم بود

هم تاج سرم بود، هم بال و پرم بود

هر جا که ز من نام و نشانی طلبیدند

آوازه نامش سند معتبرم بود

پدر، این سه روزی که آسمانی شده ای، هیچ مسکنی برای دل غم دیده ام نمی یابم. تاج سرم، خیلی برای رفتنت زود بود.

متن ، شعر با عکس نوشته سوم پدر

که وصال کوی جانان، به بهای جان خریدی

شرری زدی به جان ها، که بیان آن نشاید

گوهر دلم تو بودی، که به خاک آرمیدی

دل ما شکسته اما، تو نمرده ای پدر جان

که تو از فنا گذشتی، به سر بقا رسیدی

سه روز نبودنت را بر چشمانم که از باران اشک خشکیده اند تسلیت می گویم.

اشعار زیبا به مناسبت سوم پدر

مرا آرامش دل از پدر بود

مرا از نام او نامی به سر بود

مرا در کوره راه زندگانی

چراغ و راهنما در هر گذر بود

مرا اقبال و دولت از وجودش

همیشه یاورم از هر نظر بود

تماشایش مرا آرامش جان

نگاهش خوش‌تر از لطف سحر بود

به چشمانش تسلای دل ریش

کلام دل‌نشینش چون شکر بود

کنارش بهتر از فصل بهاران

حضورش موجب فتح و ظفر بود

همیشه مهر مادر را به دل داشت

برایش همسری والا گهر بود

به مادر گر بهشتی زیر پا است

عطای این فضیلت از پدر بود

نه تنها سایه مهرش مرا پشت

که از جان حافظ ما از خطر بود

پدر تا عمر دارد حامی توست

به کمتر رنج تو از خود بدر بود

نبینی خادمی بی‌مزد چون او

که کارش بهتر از صد کارگر بود

هر آن فرزند بیند سفره‌اش را

نصیبش طبع والا و هنر بود

پسر را گر پدر داماد سازد

زفافش چون امیران در ظفر بود

هر آن فرزند قدرش را نکو داشت

همیشه روزیش در پای در بود

برو تا می‌توانی خدمتش کن

دعایش پیش یزدان کارگر بود

به دورانش کم از شاهی نداری

خوشا روزی که با تو همسفر بود

رسید از مهر او یوسف به شاهی

رضایش بهتر از درو گهر بود

هر آن کس مهر او را کم چشیده

همیشه حسرتش اندر نظر بود

هزاران حیف عمر آدمی را

برایش مهلتی کوته بسر بود

گریزی نیست آدم را ز مردن

که در تقدیر آدم این سفر بود

حوادث آدمی را در کمین است

اجل هم در کمین هر بشر بود

هزاران سوز بی‌اندازه دارد

اگر مرگ پدر اندر خبر بود

پدر چون رخت بندد نابهنگام

وداعش کودکان را تلخ‌تر بود

کسی کو جز پدر یاری ندارد

پدر چون مرد دردش بیشتر بود

برای حسرت یک دیدن او

دو چشمان تَرش دائم به در بود

نه چشم آرام گیرد نی دل و جان

فراقش بر دل سنگ هم اثر بود

اگر با سیل اشکم زنده می‌گشت

مرا خود این توان در چشم تر بود

چگونه از فراقش کس ننالد

که در عمرش برایت بال و پر بود

ولیکن رفته باز ناید ای دوست

اگر حتی پدر پیغمبر بود

به روزی گفت اندرزی به فرزند

چو مهر دلبری او را به سر بود

«نگردد شوی بد، بابای نیکو

اگر میلت به دختر یا پسر بود

خوش آن همسر که دارد خلق نیکو

وگرنه ازدواجش با ضرر بود

پدر جان است، پدر جانان جان است

اگرچه کمتر از یک کارگر بود

بیا تا هست قدرش را بدانیم

که پیک مرگ کارش بی‌خبر بود

دل آیت ز مرگ هر پدر سوخت

که مرگ هر پدر داغ بشر بود (عظیم نیک نهاد)

پدر جان، غم سه روز نبودنت، تلخ ترین طعم روزگار را دارد.


سایر مطالب پیشنهادی و محبوب :

آلبوم عکس نوشته های فوت پدر برای پروفایل + متن (2)

متن درباره سالگرد پدر فوت شده

متن روز پنجشنبه برای پدر فوت شده

عکس نوشته در مورد پدر فوت شده

متن برای دختری که پدرش فوت شده

آلبوم عکس پروفایل از دست دادن عزیزان



هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...