دلنوشته در مورد عشق به خانواده

خانواده عشقی محض است که خیلی ها ممکن است فراموشش کرده باشند و خیلی ها ممکن است آن را از یاد برده باشند. خانواده آنقدر عشقش پاک است که تا همیشه کنارت می ماند حتی به قدری که عشقش را به خودت فراموش کنی. اما وقتی که برای یک لحظه نباشد، جای خالی عشق و احساسی که به تو می داد را با تمام وجود حس خواهی کرد.

در این مطلب قصد داریم دلنوشته هایی در مورد عشق به خانواده را قرار دهیم. اگر دوست دارید جملات و متن هایی برای عشق به خانواده تان را خوانده و خواستید حس خوب درونی تان را با آنها سهیم شوید، می توانید از این دلنوشته ها استفاده کنید. در ادامه مطلب همراه ما باشید.

دلنوشته کوتاه عشق به خانواده

متن دلنوشته درباره عشق به خانواده

خانواده ام بزرگترین دلیلی است که تاکنون قدم در مسیر اشتباه نگذاشته ام. هر وقت بر سر دوراهی قرار میگیریم و می مانم که راه درست یا غلط را انتخاب کنم، خانواده ام را به خاطر می آورم، لحظات شیرین و زیبایی که با آنها داشتم را به خاطر می آورم و همین باعث می شود که همواره راه درست را بر غلط ترجیح دهم. وقتی می بینم که راه غلطِ من ممکن است تبعاتی هر چند کوچک برای آنها به بار آورد، در دل و قلبم احساس شرم بسیار خواهم کرد و همین باعث می شود که هیچگاه و به هیچگونه مسیر غلط را به مسیر درست ترجیح ندهم و همان راهی را انتخاب کنم که نه تنها موجب پیشرفت من بلکه باعث سرافرازی آنها هم خواهد شد.

********************

شاید دلیل اینکه توانستم عشق را دریابم و آن را درک کنم خانواده ام بوده اند. آنها عشق انسانی را به معنای کامل به من آموختند. با نگرانی ها و با دغدغه هایی که برای من داشتند و دارند، عشق شان را به من ابراز می کنند و برای همین است که من عشق را به معنای کامل درک می نمایم. اگر خانواده ام نبودند، اگر سایه آنها بر سرم نبود، شاید هیچوقت نمی توانستم طعم شیرین عشق واقعی را بچشم.

********************

تا ابد مدیون خانواده ام هستم و تا ابد هم این دِین ثابت خواهد ماند. آنها در لظحاتی سخت و دشوار که همه از من روی بر میگرداندند دستم را گرفتند و تنهایم نگذاشتند. آن موقع که هراس از تنهایی تمام وجود مرا در برگرفته بود آنها آمدند و کاری کردند که من به خاطر وجودشان تمام آن تنهایی ها و عزلت ها را فراموش کنم. خانواده ام در تک تک مراحل سخت و دشوار کنارم بودند و رهایم نکردند و شاید برای همین است که من آنها را عشقی محض می دانم، عشقی که تاکنون خدا به مانند آن را خلق نکرده یا اگر خلق کرده من آن را ندیده ام.

********************

خانواده زیباترین دلیلی است که انسان می تواند برای آن خوب باشد و خوبی کند. وقتی به خانواده ام می نگرم، وقتی که چهره آنها به خاطرم می آید، تمام بدی ها و تمام زشتی ها از یادم می روند و جای آنها را زیبایی و افکار خوب پر میکند. شاید دلیل خوشبختی و حال خوبی هم که دارم تماماً خانواده ام باشد چرا که اگر ذهنم درگیر و آشفته باشد با فکر کردن به آن گویی مسکنی به ذهنم تزریق میکنم و نه تنها ذهنم بلکه تمام وجودم بعد از آن آرام میگیرد. بله من خانواده ام را مانند یک مسکن میدانم که درمانی هست برای تمام دردهایم.

********************

خانواده شیرین ترین نعمتی است که خدا به من داده. هر نعمتی را می توان به دست آورد، هر چیزی را می توان جایگزین کرد، حتی هر چیزی را می توان فراموش کرد اما خانواده نه چیزی است که دوباره به دست بیاید، نه چیزی است که برایش جایگزینی پیدا شود و نه چیزی است که بتوان فراموشش کرد. برای همین هم هست که می گویم خانواده می تواند شیرین ترین و لذت بخش ترین نعمت خدا روی زمین برای هر انسان باشد. اما خدا نکند که یکی از اعضای خانواده ات را از دست بدهی چرا که اگر این اتفاق رخ دهد آن موقع تو تلخ ترین حسی که در دنیا و روزگار وجود دارد را خواهی چشید.

********************

بودن در کنار خانواده ام یعنی زندگی. من وقتی که کنار آنها هستم و حضورشان را در زندگی ام احساس میکنم یعنی مشغول زندگی کردن هستم. بدون آنها گرچه زندگی جریان دارد اما گویی من زندگی نمکینم و فقط نفس میکشم. آنها هستند که به زندگی من معنا می بخشند و آنها هستند که باعث می شوند من درکی از زندگی ام داشته باشم. می خواهم خطاب به تک تک اعضای خانواده ام بگویم که هیچ وقت ترکم نکنید، هیچ وقت رهایم نکنید، رها شدن از شما برای من به معنی مرگی تدریجی در این دنیاست که هر روز مرا عذاب میدهد.

********************

نمی دانم چگونه عشقم را به خانواده ام توصیف کنم چرا که این عشق آنقدر بزرگ و عمیق است که هیچ صفتی نمی تواند زیبایی آن را به رخ کشد. فقط می توانم بگویم که وجودم وابسته به وجود آنهاست و گویی نفس کشیدن هایم به حضور آنها بستگی دارد. اگر خدای نکرده روزی نباشند، اگر روزی حضورشان را در زندگی احساس نکردم، بدانید که آن روز، روزِ مرگِ روح من است. درست است جسمم را میبیند که نفس میکشد، غذا میخورد و روزگار پشت سر میگذارد اما مهم روح است که بدون خانواده ام آن را از دست خواهم داد و یقین دارم که خواهد مرد.

********************

خانواده ام بزرگترین دلیل و انگیزه ای هستند که باعث میشوند پیشرفت کنم و باعث می شوند رشد و ترقی بسیاری در زندگی داشته باشم. وقتی که آنها هستند من از حضورشان و گرمای وجودشان در کنارم بهره میبرم و آنقدر درونم سرشار از شوق و شعف می شود که می توانم با سرعتی فراتر از حد تصور به سمت مقصد و اهدافم حرکت کنم و تمام خواسته هایم را خلق نمایم. تنها کافیست خدا خانواده ام را کنارم همچنان نگه بدارد آن موقع چیزی نیست که نتوانم به دست آورم و هدفی نیست که نتوانم به آن برسم. برای رسیدن به هدف نیاز به انگیزه است و با خانواده ام من بزرگترین عامل انگیزه را دارا هستم.

********************

خانواده عزیزم، خواستم بدانید که همیشه و در همه حال در قلب من جای دارید و هیچ چیز نمی تواند جای شما را در قلب من بگیرد. آنقدر احساس عمیقی نسبت به شما در دلم نهفته است که حتی اگر به فرض محال بزرگترین خنجرها را از شما بخورم باز هم عاشق تان خواهم بود و باز هم این احساس نخواهد گذاشت که نسبت به شما کینه ای در دل و قلبم به وجود آورم. خواستم به شما بگویم که چقدر دوستتان دارم و حتی اگر شما دوستم نداشته باشید، شما عشقی نسبت به من نداشته باشید این باعث نمیشود که من عشق به شما را فراموش کرده و از یاد ببرم.

********************

خانواده ام مهم ترین دلیل لبخندهایم است. حتی اگر در دردناک ترین شرایط زندگی باشم، با حضور خانواده ام می توانم لبخند بزنم و می توانم به زندگی امیدوارم باشم. آنها برای من به معنای زندگی هستند و وقتی که کنارشان حضور دارم و وقتی که با آنها هستم گویی زندگی می کنم. حتی اگر در سر سخت ترین شرایط هم باشم، در پر استرس ترین لحظات هم حضور داشته باشم و خانواده ام کنار باشند مهم نیست، چرا که حضور آنها به من آرامشی وصف ناپذیر می دهد، آرامشی که به واسطه آن می توانم به جنگ هرگونه استرس و ناراحتی بروم و آن را از پا در بیاورم.

********************

کاش خانواده ام بدانند که چقدر برایم عزیز هستند، کاش بدانند که چه احساسی در وجود من نسبت به آنها در جریان است، کاش بدانند که مانندی ندارند و برایم تک هستند. من می توانم با هر شرایطی کنار بیایم، من می توانم هر غمی را به جان برخم اما دوری از خانواده ام و نبود آنها مرا از پا در می آورد. حالا می خواهم خانواده ام بدانند که آنها نقطه ضعف من هستند، اگر آنها مشکلی داشته باشند، اگر غمی ببینند و اگر از من دور شوند من هم وجودم را از دست خواهم داد. خطاب به آنها می گویم که اگر وجود مرا می خواهید، پس مرا از وجودتان بی دریغ نسازید.

********************

خانواده ام هستند، هم نفس های من هستند، تمام وجود من هستند، مگر می شود عاشق شان نباشم؟ مگر می شود دوستشان نداشته باشم؟ همیشه در وجودم یک حس شکرگزاری خیلی خاص نهفته است، حسی که هر باره خدا را برای بودن خانواده ام در کنارم شکر میکنم. حس میکنم که خدا قبل از آفرینش من به خوبی می دانست که مرا در کجا و در بین چه کسانی قرار دهد تا خوشبختی محض در این دنیا را تجربه کنم. خواستم بگویم که خدا بهترین انتخاب را کرد و اکنون من در آرامش و آسایشی کامل به سر میبرم و این هم تماماً به خاطر وجود خانواده ام است.

********************

شکنجه گاه برای من یعنی جایی که من باشم و خانواده ام نباشد. آن موقع روح من شکنجه می شود و با هر لحظه ای که میگذرد عمر من انگار کوتاه و کوتاه تر می شود. چه کنم؟ وجودم به وجودشان وابسته است، عاشقان هستم و با تمام وجودم دوستشان دارم. این عشق و علاقه آنقدر زیاد است که گویی تپش قلب و نفس های من به آنها وابسته است و اگر نباشند گویی من هم قرار است که نیست و نابود شوم. خواستم خطاب به خانواده ام بگویم که حضور شما آرامش و نبودتان شکنجه است. حال خود تصمیم میگیرید که میخواهید برایم منبعی از آرامش باشید یا جلادی که قصد شکنجه ام را دارد.

********************

من و خانواده ام مانند یک درخت تنومند هستیم. مادرم حکم ریشه های خانواده را دارد، پدرم حکم تنه درخت را دارد، من، خواهر و برادرهایم هم حکم شاخه و برگ های این درخت را داریم. هر کدام از این ها که نباشد، این درخت هم زیبایی اش را از دست خواهد داد و کم کم رو به زوال خواهد رفت. خانواده عزیزم، حضور تک تک ما در کنار هم الزامیست تا این درخت جانی به خود گرفته و سرزنده باشد. هر کدام از ما که نباشیم، این درخت دیگر نمی تواند به مانند گذشته زیبایی اش داشته باشد. اگر ریشه نباشد درخت خشکیده می شود، اگر تنه درخت نباشد ریشه و شاخه و برگی هم در کار نخواهد بود، اگر شاخه و برگ ها هم نباشند که درخت به کل زیبایی اش را از دست خواهد داد.

********************

به من می گویند از عشق بگو، از احساس حرف بزن، من فقط در یک کلمه این دو را توضیح داده و توصیف میکنم و آن هم خانواده است. برای من عشق و احساس فقط و فقط خانواده ام هستند. من با وجود آنها بود که این دو را شناختم، با وجود آنها بود که توانستم عاشق شوم و عاشقی کنم و با وجود آنها بود که توانستم احساساتم را بروز دهم. حال سر منشا تمام این دو حس را خانواده ام می دانم. اگر آن ها نبودند شاید هیچوقت نمی توانستم عشق را بشناسم و احساسی که درونم موج می زند را بیان کنم.

********************

تمام دنیا یک طرف، من و خانواده ام هم یک طرف و در این جدال مطمئنم که من و خانواده ام پیروز خواهیم شد. راز پیروزی در جهانی که زندگی میکنیم عشق است و این دنیا عشق را فراموش کرده اما من و خانواده ام با عشق با هم زندگی میکنیم و عشق میان مان همواره جریان دارد. همین باعث می شود که قدرتی دو چندان نسبت به دنیا پیدا کنیم، همین باعث می شود که قوی تر شویم و بتوانم بر دنیا فائق گردیم. عشق میان من و خانواده ام راز پیروزی من و آنها بر هر چیزی می باشد.

********************

خانواده ام را با تمام وجود دوست دارم. دوست داشتن آنها گویی برای من تبدیل به وظیفه ای شده که حتما باید از پس آن بر آیم. اگر این وظیفه را انجام ندهم، گویی که از رسالتم جا مانده ام. انگار که خدا مرا برای همین هدف روی زمین خلق کرده، انگار که او به من این وظیفه را محول کرده که عاشق خانواده ام باشم و از خود پلی بسازم تا آنها به واسطه من بتوانند رنگ آرامش را دیده و خوشبختی را به معنای کامل احساس کنند.

********************

شیرین ترین شیرینی دنیا خانواده ام است که در حساس ترین لحظات کنارم بود و تنهایم نگذاشت. درست در آن زمان که تلخی دنیا کام مرا هم تلخ کرده بود، خانواده ام قدم به میان نهاده و این تلخی را برای همیشه از بین برد. آن خوب می داند چطور کامم را شیرین کند، آت خوب می داند چطور مرا از حس خوب لبریز کند. وقتی که خانواده ام کنارم باشد، هیچ تلخی ای نمی تواند بر من پیروز شود چرا که شیرینی خانواده ام از آن بیشتر خواهد بود.


مطالب پیشنهادی توپ تاپ :

متن زیبا در مورد خانواده خوشبخت

متن‌های زیبا در مورد دوست داشتن خانواده + عکس نوشته

متن عاشقانه برای خانواده سه نفره

سخنان بزرگان در مورد خانواده

جملات زيبا در مورد خانواده موفق



هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...