شعرهای عاشقانه درباره بازگشت یار

شعر درباره بازگشت یار از شیرین ترین اشعار عاشقانه می باشد که از احساسات درونی شاعر سرچشمه می گیرد. اشعار سروده شده درباره بازگشت یار هر خواننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد. این اسعار و سروده ها را در قالب های مختلف از جمله شعر نو با زیبایی هر چه تمام تر می توان مشاهده نمود که از احساسات عمیق شاعران خود سرچشمه می گیرند.

شعر درباره بازگشت یار در قالب شعر نو

این چند ماه

که منتظرت بودم

به اندازه چند سال نگذشت

به اندازه همین چند ماه گذشت


اما فهمیدم

ماه یعنی چه

روز یعنی چه

لحظه یعنی چه


این چند ماه گذشت

و فهمیدم

گذشتن، زمان، انتظار

یعنی چه

~~~~~✦✦✦~~~~~

در شعرهایی که در ارتباط با بازگشت یار سروده شده است، عاشق در فراق، در انتظار دیدار معشوق و فرا رسیدن زمان وصل است.

شعر بازگشت یار از سفر


شعر نو درباره بازگشت یار

همیشه منتظرت هستم

خیال می‌کنم پشت در ایستاده‌ای و در می‌زنی

اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است

لولای شکسته در را عوض می‌کنم


انگار کسی در می‌زند

در را باز می‌کنم و در خیالم تو را می‌بینم که پشت در ایستاده‌ای

می‌گویم :

بانو خوش آمدی

ولی تو نیستی

پشت در تنهاییست

در را می‌بندم و باز دوباره باز می‌کنم

ولی هنوز هم نیستی

این قدر باز می‌کنم و می‌بندم که لولای در دوباره می‌شکند

~~~~~✦✦✦~~~~~

شعر در وصف بازگشت یار


در بسیاری از اشعار سروده شده که با بازگشت یار مرتبط می باشد، شعار معشوق را مخاطب قرار داده و از چشم انتظاری خود برای بازگشت یار سخن می گوید.

تو را با یک بوسه

تو را با یک بغل انتظار

تو را با تمام دوست داشتن‌های زنانه‌ام

به سپیده دم خورشید می‌سپارم...


و من

تمام آغوشم انتظار می‌شود

تا تو بیایی

و عطر صدایت را

از گرمای تمام تن تو

بو بکشم...

~~~~~✦✦✦~~~~~

شعر برای برگشتن یار


شعر درباره بازگشت یار از احساسی ترین اشعار سروده شده می باشد که در ادبیات ما جایگاه ویژه ای دارد. بسیاری از شاعران با احساس و خوش ذوق ایرانی در این زمینه اشعار بلند و کوتاهی سروده اند.

ای خدا این عجز و خواری تا به کی؟
نزد دلبر، شرمساری تا به کی؟

تا به کی در نزد مردم بی وقار؟
اندرین دنیا، فگاری تا به کی؟

حال زار من، خراب گـردیده است
ای خدا این دلفگاری تا به کی؟

یار سنگین دل، چرا جورم دهد؟
من ندانم، جـان نثاری تا به کی؟

دلبر من سخت مغرور است و لیک
این غرور و خود مداری تا به کی؟

«سائس» اندر عشق اونالد همی
ای خدایا! آه و زاری تا به کی؟

بسیاری از اشعار سروده شده در ارتباط با یار در قالب اشعار نو سروده شده اند.در شعر زیبای زیر ذوق و قریحه شاعری به کمک احساسات شاعر موجب سروده شدن شعری دلنشین و زیبا شده است.

~~~~~✦✦✦~~~~~

شعر برگشتن یار


شعر نو برای یار

از گل های دلم تو را می جستم تا بگویم تنها باقی مانده دریای خروشان عشقم

هنوز از دریای مواج عشقت سیراب نشده ام

ای عشق تو را می جویم

از تو می گویم

برای تو

ای یار آخر

آخر این عشق کجاست

آیا پایانی دارد یا نمی دانم
ای گل تو عاشقی میدانم چرا دنبال نمی گردی

چرا در رهروی عشق غم خود رها نکرده و کوله بارش را به کس دیگری نمیدهی

نمی دانم چرا در راه عشق پر پر میشوی

وای خدایا این عشق قلبم را چون مروارید جریحه دار کرده است

هنگامی که صدای عشق را می شنوی ناله کنان فریاد بر می آوری

چرا که تاب آن را نداری و اشک حسرت از چشم هایت جاری و به خود می گفتی که
خدایا این درد را از من دور کن و آنگاه آدمیت خود را از دست می دهد به این که عشق را باور نداشتم
در کدام طریق باید او را جست و این است آخر عشق

وای بر که عاشقانه می گریم و در حسرت دیدن عشق پرپر زنان در هوای ملکوت تو پرپر می شوم

وای آخر این قصه کجاست در سوی ابدیت
وای بر من که نمی دانم
ای عشق سبز در گریبانم بدم و مرا از خود محروم نکن

تا عشق بدم از من گذر و به سرخی آسمونم تا در قفس عشق را ببندم و با خود فرود آیم

بسیاری از اشعار سروده شده در ارتباط با بازگشت یار، از غم و اندوه فراوان عاشق از فراق معشوق سخن می گوید.

ای دل! نگفتمت که این راه، ره خطر است؟
راهی ست که غصه همیشه با تو همسفر است

در جاده عشق هرگز به مقصد نمی رسیم
برگرد! قدم نهادن در این راه بی ثمر است

عشق و فراق مگر نه یار دیرینه هم اند؟
دلخوش شدن به عشق نیز چون خواب زودگذر است

بر من که نوشی از بوسه های یار ننوشیده ام
مستی باده چه سود؟ که آن نیز بی اثر است

راه از کدام سو ست؟ دریای غمی که پیش روست
یا کویری از تنهایی ام که پشت سر است؟

ای دل! پا نهاده ایم به شهری که سوغات آن
بغضی ست در گلو، و یا دیده ای که تر است

کوهی که صدای تیشه از هر سوی و هر طرف
از ناله و فریاد فرهادها هم رساتر است

مجنون تو سر به بیابان نهاده ولی
لیلای من هنوز هم از حال من بی خبر است

~~~~~✦✦✦~~~~~

شعر در مورد آمدن یار


بسیاری از اشعاری که در ارتباط با بازگشت یار سروده شده اند مژده آمدن یار را با احساس شادی در قالب شعری زیبا و زبانی ساده بیان کرده اند.

مژده یار آمد دل غمدیده ام خوشحال باش
در کنارش می گریزد از تو غم خوشحال باش
در بهاران عطر گل را ارمغان آورده است
بر جمالش غنچه کرده لاله هم خوشحال باش
بی گمان در بوستان، گل غبطه بر او می خورد
می شود تسلیم رویش دم به دم خوشحال باش
باحضور او محقق می شود رویای ما
نیست باکی هیچمان از بیش و کم خوشحال باش
بخت روی آورده بر ما ای دل آزرده ام
زندگی را می زند بهتر رقم خوشحال باش
با رخ دلبر دلا! تا ما نظر بازی کنیم
هر سه می مانیم بی شک یار هم خوشحال باش

~~~~~✦✦✦~~~~~

شعر کوتاه بازگشت یار


شعر زیبای زیر توسط عطار که از شاعران شناخته شده ایرانی می باشد سروده شده است و بازگشت یار را در قالب شعری زیبا با کلامی دلنشین بیان کرده است.

بوی زلف یار آمد یارم اینک می رسد

جان همی آساید و دلدارم اینک می رسد

اولین شب صبحدم با یارم اینک می دمد

و آخرین اندیشه و تیمارم اینک می رسد

در کنار جویباران قامت و رخسار او

سرو سیمین آن گل بی خارم اینک می رسد

ای بسا غم کو مرا خورد و غمم کس می نخورد

چون نباشم شاد چون غمخوارم اینک می رسد

مدتی تا بودن اندر آرزوی یک نظر

لاجرم چندین نظر در کارم اینک می رسد

دین و دنیا و دل و جان و جهان و مال و ملک

آنچه هست از اندک و بسیارم اینک می رسد

روی تو ماه است و مه اندر سفر گردد مدام

همچو ماه از مشرق ره یارم اینک می رسد

بزم شادی از برای نقل سرمستان عشق

پسته و عناب شکر بارم اینک می رسد

من به استقبال او جان بر کف از بهر نثار

یار می گوید کنون عطارم اینک می رسد

~~~~~✦✦✦~~~~~

منبع : توپ تاپ

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...