شعر های زیبا درباره مرگ برادر جوان

شعر درباره مرگ برادر یکی از احساسی ترین اشعاری می باشد که در ادبیات ما جایگاهی خاص دارد و توسط شاعران مشهوری سروده شده است. شعر درباره مرگ برادر به خوبی می تواند رابطه ای احساسی و عمیق را که بر مبنای اعتماد، مهر و یکرنگی شکل گرفته است را توصیف کند. این اشعار را می توان در قالب شعر نو که بیانگر حالات روحی و غم شاعر می باشند نیز مشاهده نمود.

ای برادر ای تمام هستی ام

ای برادر ای نگارمستی‌ام

ای برادر ای كه هم مادر بدی و هم پدر

ای كه در عمرت بدی خونین جگر

از چه گویم از دلت یا از سرت

یا كه از درد تمام پیكرت

پیكرت ریش ریش شد ریش ریش شد

جان مولا جان من آتیش شد

ای برادر با رفتنت پشتم شكست

روح از تنت رفت و جانم ز تن برفت

ای برادر رفتی و تنها گذاشتی ما را

جان مولا این چه كاری بود ما را

این چه رسمی بود كرد با ما روزگار

پدر رفت و برادر هم برفت

پدر گر رفت برادر بود جایش

برادر رفت ولی هیچكس نیست جایش

شعر در مورد فوت داداش

احساسات شاعرانه برای توصیف رابطه احساسی به برادر به اندازه ای عمیق است که در ادبیات کهن اخوانیه ها به معنای شعر برادرانه شناخته شده است. با وجود این که تمامی اخوانیه ها در وصف برادر سروده نشده اند اما نشان از مهر و برادری دارند.

مادرم به مرگ برادر زاری بکرد

گریبان زسر تا بپا چاک کرد

خراشید روی خود بسر خاک کرد

همی ریخت اشک خون بر مذار

همی میگفت با دیده گان اشک بار

که این چه مصیبت است بر من پیرزار

همی آرام می گرفت نظر می کرد بر آن خاک پاک

همی هق هقش بلند می شد بر آسمان

زدل در خود میکرد دعوای خون

با صدایی لرزان با سینه ی پر زسوز

گلی از باغ قلبش رفته بود

خنجری بر قلب پیرش رفته بود

خدا را ندا میداد که این چه بیهمتی ست

منه فرتوت مانده ام بر این زمین

جوان ناکامم گرفتی بری از کفم این چنین...

اشعار غمگین و زیبا راجع به برادر آسمانی شده

در ارتباط با مرگ برادر بسیاری از شاعران شعر نو سروده اند که می تواند مرحم درد افرادی باشد که برادر خود را از دست داده اند و این اشعار به یکی از بزرگترین پشتیبان های عاطفی شاعر اشاره دارد.

برادر وقتی رفت جبهه لبش خندون بود

ولی پشته خندیدنش غمی پنهون بود

توی کوله‌اش چندتا گردو یه مشت کشمش داشت

توی چشماش دریای عشق و آرامش داشت

لباسش خاکی به پاش پوتین بود

یه سرو آزاد برادر این بود

برادر کوهه برادر دریاست

به قول مادر همیشه با ماست...

برادر وقتی برمی‌گشت تنش گل گون بود

لباسه خاکی پاره اش به رنگ خون بود

توی سینه اش جای قلبش یه مشت ترکش داشت

تو چشماش باز دریای عشق و آرامش داشت

تویه تابوتش یه تک پوتین بود

که اون جفتش توی میدون مین بود

برادر کوهه برادر دریاست

هنوزم با ماست هنوزم اینجاست

شعر با موضوع داغ از دست دادن برادر جوان

شعر درباره مرگ برادر یکی از پدیده های رازناک و خوفناک هستی و دغدغه زندگی تمامی انسانهاست. شعر درباره مرگ به ویژه مرگ عزیزان یکی از دل مشغولی های شاعران در همه دوران ها بوده است. شعر نو در این میان با زیبایی خاصی می تواند احساسات عمیق شاعر را به تصویر بکشد.

بخواب ای مهربان ای یار
بخواب ای کشته ی بیدار
بخواب ای خفته ی گلگون
بخواب ای غوطه ور در خون
سکوت سرخ خاک تو
صدای نینوا دارد
در این دم کرده گورستان
تگرگ مرگ می بارد
به سوگ تو در این مقتل
کدامین مویه و شیون
سکوت یأس در خانه
هجوم مرگ در برزن
تمام سینه ها عریان
تمام چهره ها خونین
تمام دست ها خالی
تمام چشم ها غمگین
به خاک مسلخ افتادند
در این صحرای خونباران
برادرها جدا از هم
پدرها بی پسرهاشان
تو ای تن خفته ی گمنام
بخواب اکنون که بسیاری
لا لا لا لا ، لا لا لا لا
بخواب آری که بیداری
در این ویرانه خاک تو
که شد یک باره چون صحرا
به یادت باغ می
سازند
برادرهای فرداها
به سوگ تو در این مقتل
کدامین مویه و شیون
سکوت خشم در خانه
هجوم مرگ در برزن

برادر نقش پشتیبان و حمایت کننده را در زندگی هر فرد دارد و شاعران مشهور در این زمینه احساسات عمیق و درونی خود را با اشعار کوتاه و بلند را توصیف کرده اند. این اشعار گاهی بلافاصله پس از مرگ برادر یا مدتی پس از آن سروده شده اند.

حال و هوای مستی ام از سر پرانده و رفت

پیمانه را زمین زد و پیشم نمانده و رفت

پروانه شد به روزنه در نگاه کرد

روح از عذاب پیله ی دنیا رهاند و رفت

هر چند غزل بود و نگاهش پر از غزل

با برگ های یخ زده مرثیه خواند و رفت

می گفت زندگی نفسش را بریده است

از پیش و روی خویش مرا نیز راند و رفت

مثل اثیر مانده درون سیاه چال

مهتاب را به روزنه در رساند و رفت

لبخند زد به دور و بر خویش ناگهان....

غمهای روی شانه ی خود را تکاند و رفت

زیباترین ستاره ی خوش یمن قصه ها...

افلاک را به ماتم عظما کشاند و رفت

شعرهایی که در وصف مرگ برادر

مجموعه اشعاری که در ارتباط با فراق برادر سروده شده است، آمیزه ای از حزن و اندوه شاعر با قریحه شاعری می باشد. بسیاری از شاعران غم از دست دادن برادر را پایان آرزوها می دانند و با دلی شکسته شعرهای خود را به گوش مخاطب می رسانند.

دلم در زیر بار آرزوها مرد

نهال عمر من افسرد، افسرد

چه امیدی چه پیوندی برادر

بهار زندگی پژمرد، پژمرد

شعرهایی که در وصف مرگ برادر با اندوه فراوان شاعر سروده شده است از احساسات عمیق و اندوه شاعر سرچشمه می گیرد.

آری این چنین بود برادر

بی تو من فرسوده ام از:

اندیشه های پیر و مرتد گونه و منحوس

برادر در کدامین روزهای پرسه پژمردی

کدامین لحظه ی تنهایی سنگین و درد آلود

هجوم آتش شوم کدامین فکر بی بنیاد

ترا تا قتلگاهت بی امان با خویش می آورد

برادر

در کدامین خاکریز ذهن پر هذیان خود مردی

کدامین حمله تاتار اندیشه

کدامین ورد افسونگر

ترا راضی به قتل خویشتن می کرد

نمی دانم نمی دانم

که بعد از تو چه باید کرد با یک دستمال مندرس

با نقش شطرنجی

و یا یک قطعه سرد فلز یک کد

نمی دانم نمی دانم برادرهای من مردند و من حتی

نمی دانم

چگونه خونشان را پاس باید داشت

من این خون را چگونه پاس دارم.

تهیه کننده : توپ تاپ

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...