شعر زیبا در مورد فرزند پسر

شعر درباره فرزند از جمله اشعار احساسی می باشد که توسط شاعران مختلف سروده شده است. این اشعار برای فرزند پسر به زیبایی اشعار بیان شده برای فرزند دختر هستند و می توانند هر خواننده ای را به وجد آورند. این اشعار را می توان به صورت اشعار کوتاه و بلند مشاهده نمود.شعر درباره فرزند دختر و پسر هر کدام با آهنگ و مضامین متفاوتی سروده شده اند. در این اشعار می توان عشق و علاقه به فرزند را با تمام وجود احساس کرد. این اشعار توسط شاعرانی با ذوق سروده شده اند و از طرف همه پدران و مادران مهربان تقدیم به فرزندان عزیز می شوند.

شعر زیبا درباره فرزند پسر

گشوده چشم به روی لبت جهان پسرم

خوش آمدی به جهان نماز و نان پسرم

نگاه کن که من از پشت چشم معصومت

نظر کنم به بلندای آسمان پسرم

دهان گوش گشوده است تشنه‌ای انگار

بنوش جرعه‌ای از شرشر اذان پسرم

تو آمدی که بگریی: «جهان چه زندانی است!»

دو آیه گریه برای دلم بخوان پسرم

چه افتخار بزرگی است نام تو عشق است

به رنگ سرخ تو را می‌کنم نشان پسرم

حسین بخواه و حسینی بزی عزیز دلم

حسین بگو و کنار حسین بمان پسرم

شعر درباره فرزند در قالب شعر نو

در بنفشه زار چشم تو

من زبهترین بهشت ها گذشته ام

من به بهترین بهار ها رسیده ام

تو همزبان بهترین دقایق حیات من

لحظه های هستی من از تو پرشده ست

شعر در مورد داشتن فرزند پسر

شعر درباره فرزند پسر از انواع اشعاری است که دارای تنوع بالایی بوده و احساس پدر و مادر را به او ادا می کند.شعر درباره فرزند از اشعار معاصر که دارای لحنی طنز آمیز می باشد و می تواند هر خواننده ای را به خواندن این شعر جلب کند.

زیبا پسری مثل گل سرخ دل‌انگیز
نیکو اثری مثل عسل، از مزه سرشار

یارب تو خود از کودک ما دفع خطر کن
یارب تو خود این عائله را خوب نگه‌ دار

خواب است پسر، صبح که شد یک‌سره تا شب
اما سر  شب تا به سحر، یک‌سره بیدار

در جیغ کشیدن، هنرش حرف ندارد
همسایه ما هم شده از قصه خبردار


دیروز، فرایند خبر خوش‌تر ازین بود
با معرکه ختنه‌کنان رفت کلنجار

کم کرد کمی وزن، ولی بر اثر  درد
می‌رفت که بالا برود از در و دیوار

زخم است کمی پایه پرگار وجودش
سخت است ولی پر زدنش بر سر پرگار

حساس‌تر از پیش شد آن نقطه حساس
می‌سوخت تمام تنش از سوزش ادرار

هی جیغ زد و جیغ زد و جیغ زد و جیغ
البته، سرِهرچه پزشک است و پرستار

از جیغ بنفشش همه آبی شده بودیم
آبی‌تر از اندیشه دریاچه اسرار

لابد به خودش گفته، چه دنیای غریبی‌ست
این عالم دهشت‌زده پست دل‌آزار

تا می‌رسی از راه سر گوش بریده‌ست
بی آن که بپرسند، چه اندازه، چه مقدار

البته، خیال خفنی نیست، که در شرع
مردان همه هستند ازین مسئله ناچار

این سنت فرخنده اسلام عزیز است
ما تابع فرمان خداییم درین کار

امروز ولیکن، شده با ختنه کنانش

این کودک ده روزه سبک ‌سیر و سبکبار

هم خنده به لب دارد و هم رقص در اندام
هم می‌شکند با دم خود فندق بسیار

شعر درباره فرزند در قالب شعر کوتاه

در بنفشه زار چشم تو

من زبهترین بهشت ها گذشته ام

من به بهترین بهار ها رسیده ام

تو همزبان بهترین دقایق حیات من

لحظه های هستی من از تو پرشده ست

اشعار قشنگ راجه به بچه پسر

شعر زیبا درباره فرزند پسر

تا عشق آمد دردم آسان شد، خدا را شکر
مادر شدم او پاره جان شد، خدا را شکر

شوق شنیدن ریخت حتی گریه‌اش در من
لبخند زد جانم غزلخوان شد، خدا را شکر

من باغبان تازه‌کاری بودم اما او
یک غنچه زیبا و خندان شد، خدا را شکر

او آمد و باران رحمت با خودش آورد
گلخانه ما هم گلستان شد، خدا را شکر

سنگ صبورم، نور چشمم، میوه قلبم
شب را ورق زد ماه تابان شد، خدا را شکر

مادر شدن یک امتحان سخت و شیرین است
دلواپسی‌هایم دو چندان شد، خدا را شکر

شعر برای فرزند پسر

شعر درباره فرزند در قالب شعر نو از مهدی سهیلی که بیانی دلنشین از فرزند دارد.

نازنینم پسرم
عکس پرخنده دوران طفولیت تو
رو در روی منست
دل او سوی خداست
چشم او سوی منست
خنده‌ات می‌بردم در دل دوران قدیم
که جوان بودم و شاد
شاید این خنده تو
خنده بر روشنی موی منست
آری ای نور دلم
موی شبرنگ قدیمم امروز
موی همرنگ پر قوی منست
پسرم آگه باش
هرکسی فصل زمستان و بهاری دارد
آدمی‌زاده به هر دوره شکاری دارد...
تو که فرزند منی، شعر خداوند منی
نگه عاطفه‌خیز و لب پرخنده تو
چشمه عشق من و مرغ سخنگوی منست

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...