متن در مورد معلولیت محدودیت نیست

معلولیت محدودیت نمیاره و این چیزیه که خیلی از افراد معلول و کسانی که کم توان جسمی هستند باید این رو بدونن. خیلی از افراد معلول با باور اینکه معلولین محدودیت میاره زندگیشون رو به تباهی کشوندن در صورتی که میتونستن از دل مشکلشون راهی برای موفق شدن و لذت بردن از زندگی پیدا کنن.

اگه باورت اینه که معلولیت محدودیت میاره، پس بهت پیشنهاد میکنیم که حتما متن ها و جملاتی که در ادامه این مطلب تهیه کردیم رو بخونی تا اون موقع بفهمی که چه باور و فکر اشتباهی در زمینه معلولیت داشتی.

متن درباره معلولین محدودیت نیست

تنها محدودیتی که وجود داره توی ذهن و افکار ماست. وقتی افکارمون سالم باشه، مهم نیست که جسم سالم باشه یا نه، اون موقع هان اتفاقات و شرایطی مشابه به همون افکار و باورها وارد زندگی ما خواهد شد. حالا با توجه به این توضیحات، معلولیت محدودیت نیست، ذهن محدود، محدودیت به وجود میاره. تا وقتی که نتونی افکارت رو سر و سامون بدی، تا وقتی که نتونی روی افکارت کنترلی داشته باشی و اونها رو مدیریت کنی، محدودیت های تو وجود دارن و این به اینکه معلول هستی یا نه هیچ ارتباطی نداره.

**********

دنیا بر اساس قوانینی مشخص پیش میره و این قوانین برای یک فرد معلول و یک فرد سالم کاملاً یکسانه. این یعنی اینکه اگر اون فرد معلول بر راستای قوانین جهان زندگی کنه هیچوقت محدودیتی در زندگیش احساس نمیکنه و همچنین اگه اون فرد سالم مطابق با قوانین جهان زندگیش رو نسازه دچار محدودیت های بسیاری میشه. محدودیت معلولیت نیست، قوانین جهان رو باید شناخت و بر اساس اونها عمل کرد. یکی از مهمترین قوانین جهان قانون جذب هست، هر چیزی رو که باور کنی، هر چیزی رو که بپذیری و در ذهنت تداعی کنی همون رو به زندگیت دعوت خواهی کرد. چه یک فرد سالم و چه یک فرد معلول، هر کدوم افکار نادرستی رو در ذهنشون پرورش بدن، اتفاقاتی مشابه به همون افکار رو به زندگیشون دعوت خواهند کرد که محدودیت در زندگی، در جا زدن و چنین مواردی هم نتیجه برخی از افکار و باورهاست.

**********

معلولیت محدودیت نمیاره! چه بسیار انسان های معلول و ناتوانی که تونستن نقش خودشون رو در جهان پیدا کنن و نقش شون رو به خوبی ایفا کنن. خداوند برای هر کسی شرایطی در نظر گرفته، هر کسی با یک سری از مشکلات روبرو هست و یک فرد معلول هم با ناتوانی در برخی موارد رو به رو هست ولی باید یاد بگیره در کنار این مشکلات بتونه مسیر زندگیش رو پیدا کنه و نقش خودش رو در جهان ایفا کنه. اینکه یک فرد معلول صرفاً برای معلوله دست از زندگی کردن بکشه، مثل اینه که در برابر مشکلاتش زانو زده باشه.

**********

معلولین محدودیت میاره به شرط اینکه اینو باور کنی. به محض اینکه این مسئله رو باور کردی در زندگیت محدودیت های مختلفی رو احساس میکنی. اگه معلولیتی داری نباید باور اینکه این معلولیت برای تو محدودیت های مختلفی رو به وجود میاره در خودت به وجود بیاری چرا که به محض اینکه اینو باور کردی نشونه هایی از محدودیت های مختلف رو در زندگیت احساس خواهی کرد. به جای اینکه این باور رو در ذهنت پرورش بدی، راه های کنار اومدن با اون معلولیت و زندگی کردن با اون رو در ذهنت پرورش بده اینجوری راه هایی در مسیر زندگیت میبینی که با اونها میتونی رشد و پیشرفت بسیاری در کنار همین معلولیت داشته باشی.

**********

معلولیت جسمی محدودیت نمیاره ولی معلولیت ذهنی محدودیت میاره. منظور از معلولیت ذهنی مشکلات روحی و روانی نیست، منظور ذهن و روانی هست که با افکار و باورهای نادرست پر شده. تا وقتی که ذهن و روانت رو پر از افکار نادرست و نامناسب کنی تو دچار معلولیت ذهنی هستی و همین معلولیت بی نهایت محدودیت برات به وجود میاره. اگه معلولیت جسمی داشته باشی اما بتونی به درستی از ذهنت کار بکشی اون موقع تو دیگه محدود به هیچ چیزی نخواهی بود. این ذهن و روان انسان هاست که اونها رو از سایر موجودات متمایز میکنه و همین ذهن و روان هست که بسیاری از انسان ها رو محدود و بسیاری دیگر رو آزاد کرده جوری که هر اتفاقی که میخوان رو تجربه میکنن.

**********

هیچ وقت معلولیت خودت رو به شکل یک ضعف نبین. ممکنه بگی این مسئله درست نیست و معلولیت من به عنوان یک ضعف شناخته میشه اما کافیه به انسان های توی این دنیا نگاهی بندازی و ببینی که کدومشون مشکل ندارن تا اون موقع باور کنی که معلولیت تو یک ضعف نیس. هر کسی با مشکلی سر و کار داره، یکی با مشکلات زندگی، یکی با مشکلات زناشویی، یکی با مشکلات کسب و کار و تو هم با مشکلات جسمی یا روحی. انسانی میتونه بهترین عملکرد رو داشته باشه، انسانی میتونه رنگ خوشبختی رو در این دنیا ببینه و انسانی میتونه در این دنیا تجربه هایی ناب از زندگی داشته باشه که مشکلاتش رو بپذیره و در کنار پذیرش سعی کنه مسیر زندگیش رو پیدا کنه و به خاطر مشکلاتش در جا نزنه. اگه فکر میکنی معلولیت محدودیت میاره یعنی اینکه تو در بند مشکلاتت گرفتار شدی و نمیخوای که مسیر زندگیت رو پیدا کنی. تفکرت رو تغییر بده و از همین الان سعی کن در کنار این مشکلت ببینی که چطور می تونی زندگی بهتری داشته باشی و چطور میتونی از زندگی لذت بیشتری ببری.

**********

چه بسیار معلول هایی که از زندگی بی نهایت لذت میبرن و چه بسیار انسان های سالمی که با اینکه جسم و جون سالمی دارن اما با این حال هیچوقت از زندگی لذت نمیبرن. اگه معلول هستی و مدام با خودت میگی کاش سالم بودم، اینجوری نمیشه خوش بود و هزاران حرف مشابه، اینو بدون که تو داری ضعف خودت رو در زندگی کردن با این کار میپوشی. انسان هایی که در زندگی کردن ضعف دارن و نمیتونن از زندگی لذتی ببرن مدام سعی میکنن برای لذت نبردنشون دلیل پیدا کنن و تو هم معلولیت خودت رو دلیلی برای لذت نبرن از زندگیت کردی. به جای این کار ای کاش ها رو رها کن، به دنبال دلیل برای لذت نبردن نباش بلکه به دنبال دلیل برای لذت بردن باش اون موقع میبینی که چطور با وجود همین معلولیتی که داری از زندگی بی نهایت رضایت داری.

**********

معلولیت محدودیت نیست. اگه انسانی هدفی داشه باشه، تموم زندگیش رو به پای اون هدف میذاره تا بالاخره به اون جامه عمل بپوشونه. اگه باورت اینه که معلولیت محدودیت میاره قشنگ فکر کن و ببین که آیا اصلاً هدفی داشتی که بخوای به اون برسی و این معلولیت مانع تو شده؟ آیا اصلاً خواسته ای داشتی؟ خیلی ها ممکنه معلولیت رو بهانه کنن تا زندگی یکنواختشون رو ادامه بدن، بپا که یه وقت جزو این افراد نباشی. با خودت صادق باش! اگه هدفی نداری، اگه برنامه ای نداری، پس الکی نگو معلولیت محدودیت میاره. برای خودت اهدافی بچین و با توجه به شریطت ببین که بهترین راه ها برای رسیدن به اون اهداف چیه و اون موقع سعی کن که از همون راه ها برای رسیدن به اهدافت در کنار معلولیتی که داری استفاده کنی.

**********

معلولیت محدودیت نیست فقط بعضی از انسان های معلول هنوز نپذیرفتن که معلولیتی دارن و مدام سعی میکنن از دیدگاه یک فرد سالم به زندگی نگاه کنن و اون موقع هست که محدودیت هاشون به چشم شون میاد. اگه انسان یاد بگیره به جای اینکه خودش رو به جای بقیه بذاره، زندگی خودش رو ببینه و از تشبیه کردن زندگی خودش با دیگران دست بکشه، اون موقع بی نهایت راه پیدا میکنه تا بتونه زندگیش رو از چیزی که هست بهتر و عالی تر کنه. بعضی از انسان های معلول دائماً از دیدگاه یک فردی که معلولیتی نداره به زندگی نگاه میکنن و بعد میبینن که نمیتونن وارد فلان مسیر زندگی بشن و برای همین با خودشون میگن که معلولیت محدودیت میاره. اگه این افراد معلول سعی کنن جای خودشون باشن و ببینن با شرایطی که دارن چطور میتونن پیشرفت کنن، یقیناً راه های زیادی برای رسیدن به اهدافشون پیدا خواهند کرد.

**********

یادت باشه اگه معلولیتی داری، شرایطت رو بپذیری و با توجه به شرایطت هدف و برنامه بچینی. خیلی از افراد معلول با اینکه میدونن نمیتون به خاطر شرایط جسمیشون به فلان هدف خاص برسن، اما با این حال هدفشون رو تغییر نمیدن و تا آخر عمر در حسرت اون هدف زندگی میگذرونن. این اشتباهه چون همین کارها هست که برای این افراد معلول محدودیت به وجود میاره. شرایط زندگیت هر چی که هست باید اون رو بپذیری و با توجه به اون شرایط هدف و برنامه بچینی تا به اون ها برسی. تو اهداف دور از ذهن برای خودت نباید در نظر بگیری در غیر اینصورت همیشه در حسرت خواهی موند. اگه میبینی یک هدف دور از ذهن هست، هدف هایی مشابه به اون که میدونی برات قابل دسترس هست رو انتخاب کن! این کار خیلی بهتره تا اینکه تموم زندگیت رو در حسرت یک هدف خاص بگذرونی، این مسئله به معلول بودن یا نبودنت هم ربطی نداره، برای همه آدمها همینطوره.

**********

انسان باید روی اطرافیان و کسانی که به اون نزدیک هستند تمرکز خاصی داشته باشه و همیشه بهترین افراد رو به عنوان اطرافیان خودش انتخاب کنه. اگه این کار رو انجام نده ممکنه افرادی رو وارد زندگیش کنه که همیشه اونو محدود میکنن، این افراد حتی اگه با عمل این کار رو نکنن، با حرف هاشون این کار رو انجام میدن. اگه فرد معلولی هستی و فکر میکنی که معلولیت محدودیت میاره پس بهتره به اطرافیانت نگاهی بندازی، نکنه این افراد این دیدگاه رو ذهن تو نهادینه کرده باشن، نکنه با حرف ها و صحبت های منفیشون این باور رو در تو به وجود آورده باشن! اگه فردی در اطراف تو هست که معلولیت رو به دید محدودیت نگاه میکنه بهتره که اون شخص رو از زندگیت حذف کنی. این فرد تا وقتی که هست مدام با رفتارها و حرف هاش باور تو رو نسبت به محدودیت داشتن تجدید میکنه.

**********

فردی داریم که معلوله اما با این حال به موفقیت های زیادی رسیده و فرد معلول دیگه ای هم داریم که تا آخر عمرش فقط گوشه نشین شده و حتی بقیه بهش غذا میدن. این باید ما رو به فکر فرو ببره، فکر اینکه بین این دو فرد چه تفاوتی وجود داره؟! اگه خوب فکر کنی میبینی که بین این دو تا فرد فقط تفاوت دیدگاه نسبت به زندگی وجود داره. اون فردی که به موفقیت های زیادی رسیده معلولیتش رو به شکل محدودیت ندیده و سعی کرده که مسیر زندگیش رو پیدا کنه و در اون قدم بذاره اما فردی که گوشه نشین شده معلولیتش رو به شکل یک مشکل بزرگ و محدودیت دیده و همین باعث شده که حتی برای غذا خوردن هم محتاج به دیگران بشه. تفاوت دیدگاه ها هست که تفاوت سبک زندگی ها رو به وجود میاره.

**********

تا کی میخوای خودت رو انکار کنی؟ تا کی میخوای نپذیری که معلولیتی داری؟ تا وقتی که با خودت کنار نیای و خودت رو نپذیری، نه دنیا و نه آدماش تو رو نمیپذیرن و برای همین محدودیت های بسیاری رو برات به وجود میارن. تو اول باید با خودت در صلح باشی، تو اول باید خودت رو بپذیری تا بعد جهان و آدماش تو رو بپذیرن. وقتی که خودت با خودت سر جنگ داری، وقتی که خودت خودت رو نمی پذیری و مدام خودت رو در محدودیت تصور میکنی، از دنیا و آدماش چه انتظاری داری؟ تو که نزدیکترین آدم به خودتی این رفتار رو با خودت داری پس نباید از آدمها و دنیا انتظار دیگه ای داشته باشی.

**********

معلولیت محدودیت نمیاره پس به دنبال شغل و حرفه ای برو که دوستش داری. حتی اگه رسیدن به اون شغل و حرفه ای که عاشقشی با توجه به شرایط جسمی یا روحیت امکان پذیر نیست، شغلی نزدیک به همون رو انتخاب کن اما این کار رو انجام بده و سر جات نشین. معلولیت تو برات محدودیتی به وجود نمیاره، حتی اگه یک هدف خاص به خاطر معلولیت غیر قابل دستیابی بود، اهدافی مشابه هستن که بخوان نیاز تو رو برطرف کنن و تو رو به اون ارضای روحی برای رسیدن به چیزی که دوستش داری برسونن.

**********

هزار بار با خودت بگو که من معلولم و زندگی از من روی خودش رو برگردونده، هزار بار حرف هایی مشابه به این رو بزن ببین چیزی تغییر میکنه؟! نه هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد و تو فقط سر جنگ با چیزی که هستی خواهی داشت. تا وقتی که با خودت بجنگی نمیتونی از دل مشکلت راهی برای موفقیت و خوشبختی پیدا کنی! از جنگیدن با خودت دست بردار و باور اینکه معلولیت محدودیت میاره رو بریز دور. ببین با این شرایط الانت چطور میتونی پیشرفت کنی!


مطلب پیشنهادی :

شعر زیبا درباره کمک به دیگران



هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...