شعر مداحی محرم برای زنجیر زنی

اصولا فرهنگ عاشورا به معنای پاسداشت ارزش های اصیل جامعه عدالت محور اسلامی است. این رسوم و سنت های زیبا و محتوایی هر سال در ایام محرم و به خصوص در شب ها و روزهای نهم و دهم عاشورا یعنی تاسوعا و عاشورا در سراسر ممالک اسلامی گرامی داشته شده و عاشقان حسین(ع) در این روزها به سینه زنی و زنجیر زنی می پردازند.

اصولا این مراسم در شهرهای مختلف کشور ما به شیوه های چند گروهی و دسته های مختلف سینه زنی و زنجیر زنی برگزار می شود. هر یک از شهرها و نواحی مختلف و بومی کشورمان نیز که دارای گویش های مختلفی هستند طبیعتا دارای اشعار و نوحه های مخصوص سینه زنی و زنجیر زنی هستند که با زبان بومی همان منطقه سروده شده و اجرا می شوند. به طور کلی تنها چیزی که این احساس و شعور عاشورایی در دل و در روح این مردم زنده نگه داشته است مظلومیت امام حسین(ع) و یاران وفادارشان بوده است.

در عصر کنونی که ارزش های انسانی و اخلاقی رو به افول گذاشته است.  طبیعتا برگزاری مراسم عاشورا و نیز زنجیر زنی می تواند مرهمی باشد بر دل مشتاقان آن حضرت و یک نوع ابراز علاقه به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است که در این نوع مراسم جلوه پیدا می کند. شاعران و نوحه سرایان مشهوری از سراسر جهان در اقتدا به مولا و سرور شهیدان  سروده های نغز و زیبایی دارند که  مناسبت زیادی برای سینه زنی و زنجیر زنی یا سوگواری در این شبها دارند.  

ما ضمن ارائه بخشی از این اشعار همچنین سعی کرده ایم تا در این مطلب مجموعه ای از بهترین شعرهای مداحی محرم را که مخصوص زنجیر زنی- در انواع دوضرب و سه ضرب به اصطلاح- می باشد برای شما گردآوری نماییم. در واقع شما می توانید از این طریق ضمن دسترسی به اشعار مذکور منابعی را نیز برای زنجیر زنی  در اختیار داشته باشید. از همین رو به شما توصیه می کنیم در صورتی که قصد دارید تا با اشعار محرم و نیز مداحی های مختص زنجیر زنی بیشتر آشنا شوید با ما همراه باشید.

شعر مداحی امام حسین زنجیر زنی ، شعر نو مناسب برای زنجیر زنی

شعر نو برای مداحی  و زنجیر زنی مخلص حسینم

من تا به سر چون آتشم

در پیچش و در کاوشم

زنجیر زنی کردم

زنجیر زنی کردم

زنجیر گسستم من

من تا به سر

 پژمرده ام

خود را

به دار سپرده ام

یا  سر به جلاد داده

و تن به ذلت؟

هرگز

هرگز، هرگز، هرگز

هیهات من الذله

زنجیر زنی کردم

زنجیر زنی کردم

زنجیر گسستم من

اشعار زیبای مداحی زنجیر زنی برای ایام محرم

بخش دوم شعر نو برای زنجیر زنی

من تا به سر چون آتشم

در پیچش و در کاوشم

 زنجیر زنی کردم

زنجیر زنی کردم

زنجیر گسستم من

منگر که

گاه خامشم

من پر خروشم

از من گرفته

چشم تو

هم خیالم،

هم نفس

هم زندگی

 و

 آرامشم

من نام تو می جویم

جنس تو از نام

نیست

من راه تو می پویم

و این راه بی افگار

نیست

شعرهای نو و برگزیده برای زنجیر زنی

بخش سوم شعر نو برای زنجیر زنی و مداحی عاشورا

من تا به سر چون آتشم

در پیچش و در کاوشم

زنجیر زنی کردم

زنجیر زنی کردم

زنجیر گسستم من

تو ظهر عاشورایی

و من بیابانت

تو سلطان کربلایی

و من از زمره مریدانت

تو عاشقی

من مبتلای تو

تو مقتدایی

من از پیروان

تو

مذهب تو عشق

نام تو عشق

کنیه ات عشق

چیست این عشق

جز نام تو حسین(ع)

من تا به سر چون آتشم

در پیچش و در کاوشم

از کوفیان وامانده ام

از ما و من درمانده ام

چرخی بزن سلطان عدل

شرمنده ام، شرمنده ام

من تا به سر چون آتشم

در پیچش و در کاوشم

زنجیر زنی کردم

زنجیر زنی کردم

زنجیر گسستم من

شعر زنجیر زنی برای عاشورای حسینی

شعر برای زنجیر زنی و عاشورای حسینی

شعر زیر از شاعر خوش قریحه کشورمان  علی اکبر لطیفیان است که مناسب این ایام و زنجیر زنی می باشد.

بار من را کمرم نه سر زانو برداشت

کاسه‌ی زانوی من در طلبت مو برداشت

در خداحافظی ات بود که من افتادم

آه راحت نتوان چشم  از آهو برداشت

آهوی خوش قد و بالای حرم، میکُشَمَش

نیزه زن را که رسید از رویت ابرو برداشت

هر چه کردم بخدا روی به قبله نشدی

علتش نیزه‌ی آن بود که پهلو برداشت

دیدم از دور کسی رَختِ تو را می پاید

آمدم زودتر از من او همه را او برداشت

زخم‌های بدنت از دو طرف مرتبط اند

هر کسی نیزه‌ای از پشت زد از رو برداشت

بین ِ. میدان نشد، اما وسطِ خیمه که شد

آخرش عمه‌ی تو دست به گیسو برداشت

بخدا خسته شدم آه کجایی اکبر

کاسه‌ی زانوی من در طلبت مو برداشت

عاقبت توی عبایی جگرم را بردم

با چه وضعیتی آخر پسرم را بردم

شعر زنجیرزنی

شعر برای زنجیر زنی

این شعر نیز از شاعر خوب و گرانقدر محسن عرب خالقی برای زنجیر زنی و سینه زنی مناسب است.

یک جهان روضه و یک ماه محرم داری

آه، آقای غریبم چقدر غم داری

تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات

باز هم روضه‌ی ناخوانده به عالم داری

این همه زائر دلسوخته‌ی خاکت را

از ازل داشته‌ای تا به ابد هم داری

روضه خوان هات زیادند، یکیشان قرآن

مطلع فجر خدا سوره مریم داری

درد دل کن که نماند به دلت، چون پدرت

خواهرت هست کنارت، تو که مَحرم داری

بهترین نوحه ما هست غریب مادر

صاحب روضه بگو، بهتر از این دم داری؟

تا که نومید نگردد ز. درت محتاجی

تو هم انگشت هم انگشتر خاتم داری

وقت تدفین تو‌ای شعر غریبی، پسرت

دید در وزن تنت چند هجا کم داری

شعر مناسب برای زنجیر زنی و عاشورا جدید به نام زنجیر زدم.

شعر ویژه زنجیر زنی در روز عاشورای حسینی


زنجیر زدم

زنجیر زدم

پاره کنم

بند دلم پاره شد

تو سر بنهادی

و من به

بند،  زنجیر

زنجیر زنی عاشق

بر رخسار کبریایی حسینم(ع)

ای دخیل از  نگاهت

ای دخیل از نگاهت

تا که سر بر نیزه این اشقیا

شد بلند و سر به دارت کرده اند

زنجیر زدم

زنجیر زدم

پاره کنم

بند دلم پاره شد

این رد خون تا خود

دریا می رود

آوازه ات حسین(ع)

تا ثریا می رود

این اشقیا ماه را

غافل دیده اند

و برای روز

بسیار

دسیسه ها چیده اند

این نسیم سحرگاهی

گاهی از گاهی

پیامی از

جانب مغرب

جنوب یا شمال

قلبت آورد

موهایت دیگر

خضاب به خون

گرفته اند

یاد تو ای حسین(ع)

اشک به چشمم دهد

نام تو ای حسین(ع)

مهر به لبها زند

زنجیر زدم

زنجیر زدم

پاره کنم

بند دلم پاره شد

شعرهای زنجیر زنی

شعر زنجیر زنی و نوحه زیبا برای روز عاشورا از شاعر خوب کشورمان غلامرضا سازگار

دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر

دو آزاده، دو دلداده، دو رزمنده، دو همسنگر

دو شایسته، دو وارسته، دو دُردانه، دو ریحانه

دو نور دیده در دیده، دو روح روح در پیکر

دو یاس ارغوانی نه، بگو دو آیه  قرآن

دو یوسف نه، دو اسماعیل از یک قهرمان هاجر

کشیده شانه بر مو، شسته صورت از گلاب اشک

گرفته، چون دو قرآن دخت زهرا هر دو را در بر

به سر شور و به رخ اشک و به کف تیغ و به دل آتش

به سیرت، سیرتِ قاسم، به صورت، صورتِ اکبر

منای کربلا گردیده محو این دو قربانی

نوای نینوا از نایشان بر گنبد اخضر

گرفته دستشان را برده با خود زینب کبری

که قربانی کند در مقدم ثار الله اکبر

بگفت‌ای جان جان، جان دو فرزندم به قربانت

تو ابراهیمی و اینان دو اسماعیل‌ای سرور!

دو اسماعیل نه، دو ذبح کوچک، نه دو قربانی

قبول درگهت کن منتی بگذار بر خواهر

اگر اذنم دهی اینک به دست خود بگردانم

دو فرزند عزیز خویش را دور علی اصغر

امید زینب است‌ای آفتاب دامن زهرا

که افتد این دو قرص ماه را بر خاک راهت سر

سفارش کرده عبدالله جعفر بر من‌ای مولا

که این دو شاخه گل را کنم در مقدمت پرپر

به اذن یوسف زهرا دو ماه زینب کبری

درخشیدند در میدان چو خورشید فلک گستر

فلک در آتش غیرت، ملک در وادی حیرت

که رو آورده در میدان دو حیدر یا دو پیغمبر!

یکی می‌گفت: دو خورشید از گردون شده نازل

یکی گفتا دو مه تابیده یا دو آسمان اختر

ندا دادند ما دو شیرزادیم زینب را

که باشد جدة ما فاطمه صدیقة اطهر

پیمبر جد و زهرا جده و مادر بود زینب

حسین بن علی خال و پدر عبدالله جعفر

خروشیدند همچون شیر با شمشیر یک لحظه

دو حیدر حمله ور گشتند بر دریایی از لشکر

تو گفتی در احد تابیده دو بدر جهان آرا

و یا دو حیدر کرار رو آورده در خیبر

ز. آب تیغ هر یک آتشی می‌ریخت در میدان

که گفتی شعلة خشم خدا پیچیده در محشر

چو آتش بر فلک فریاد می‌رفت از دل دشمن

چو باران بر زمین می‌ریخت دست و پا و چشم و سر

ز هم پاشیده، چون پیراهن از هم هر دو اعضاشان

ز بس بر جسم شان بنشست زخم نیزه و خنجر

به خاک افتاد جسم پاکشان، چون آیه قرآن

دریغا ماند زیر دست و پا دو سورة کوثر

چو بشنید از حرم فریادشان را یوسف زهرا

به سرعت آمد و بگرفت همچون جانشان در بر

دریغا دو همای عشق در آغوش ثارالله

همای روحشان از موج خون در آسمان زد پر

چو دید از قتلگه آرند آن دو سرو خونین را

درون خیمه زینب گشت پنهان با دو چشم‌تر

نهان شد در حرم کو را نبیند یوسف زهرا

مبادا چشم حق گردد خجل ز. آن مهربان مادر

بیا لیلا تماشا کن مقام و صبر زینب را

که در یک لحظه داده در ره دین دو علی اکبر

به ثارالله و صبر زینب و خون دو فرزندش

سلام "میثم” و خلق خدا و خالق داور

شعر مناسب برای زنجیر زنی و نوحه

شعری مناسب برای زنجیر زنی و نوحه به نام بر آستان بنهادم سر

بر سر چه دارم جز هوایی

بر لب چه دارم جز نوای بی نوایی

این سر که سنگینی کند

بر تن نباشد جای او

این سینه اگر غوغا کند

دلدل وشی پیدا کند

این سر گرانی  هم کند

بر سربداری می رود

این سربدار و من به دار

این تن به دار و من به دار

اسم من بی خانمان

در بارگه، این شعشعه

هیچ نشنیده کسی

ای همرهان و همدلان

این سربدار و من به دار

این تن به دار و من به دار

بی نام و مست  از  نام او

هم بیقرار و بی دلم

هم همره این قافله

دل می برم دل می زنم

تا برحسینم اقتداست

جانم فدای کربلاست 

این سربدار و من به دار

این تن به دار و من به دار

شعر برای مداحی و زنجیر زنی

شعر برای زنجیر زنی و مداحی از استاد شهریار

شیعیان! دیگر هوای نینوا دارد حسین

روى دل با کاروان کربلا دارد حسین‏

از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دست

مروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏

مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از این ها حرمت کوی منا دارد حسین

او وفاى عهد را با سر کند سودا ولى

خون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین‏...

آب را با دشمنان تشنه قسمت مى‌‏کند

عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین‏...

دست آخر کز همه بیگانه شد، دیدم هنوز

با دم خنجر نگاه آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم بلب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین، گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

شعر های جدید زنجیر زنی و مداحی در سبک نو

شعر نو برای زنجیر زنی و مداحی جدید

آوازه اش به هفت اقلیم

رسیده است

آن که به نگاهی

دشت کبوتران

را کربلا می سازد

از شمر می گویم

که عادت دارد به بیهودگی معنا

و تشنگی مدام

در جهان

و واژه ای بس

بی کهنی

که آدم را

به یاد بیابان می اندازد

زنجیر زدیم

و شکوه شب

پاره شد

زنجیر زدیم

عاشورا

جاودانه شد

شعر زیبا واسه زنجیر زنی ایام محرم

شعر زیبا برای زنجیر زنی و ایام محرم

ای  تمام کبوتران حرم

ای تمام ماهی هایی که در دجله

ای تمام  گل هایی که در فرات

ای تمام گندمزاری که به شوق باران

پژمرد

ای تمام خاک های سوخته عالم

بیرقی در شعرم

بنشان

که تا ابد باد غربت بر آن بوزد

و از خاطر نبرم

این خون تو بود

که شوق حماسه را در من

جاودانه کرد

حسین(ع)

شعر برای زنجیر زنی و روز عاشورا

شعر برای زنجیر زنی و روز عاشورا از مقبل کاشانی

روایت است كه چون تنگ شد بر او میدان

فتاده از حرکت ذوالجناح و از جولان

هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت

نه سیدالشهداء بر جدال طاقت داشت

کشید پا ز رکاب آن خلاصه ی ایجاد

به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد

بلند مرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

شعر مخصوص زنجیر زنی

شعری مخصوص  مداحی و زنجیر زنی  از شاعر گرانقدر کشورمان حمیدرضا برقعی

قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش

یک دم سپر شوند برای برادرش

خون عقاب در جگر شیرشان پر است

از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش

این دو ز کودکی فقط آیینه دیده‌اند

آیینه‌ای که آه نسازد مکدرش

واحیرتا که این دو جوانان زینب‌اند

یا ایستاده تیر دو سر در برابرش؟

با جان و دل دو پاره جگر وقف می‌کند

یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش

یک دست، گرم اشک گرفتن ز. چشم‌هاش

مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش.

چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر

چشمش گدازه ریخت، ولی زیر معجرش

زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت

تا که خدا نکرده مبادا برادرش...

شعر مداحی و زنجیر زنی

شعر دیگری از همین شاعر برای زنجیر زنی و مداحی

زینب همان شکوه که ناموس غیرت است

زینب که در مدینه قرق بود معبرش

زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است

از بس که رفته این همه این زن به مادرش

زینب همان که زینت بابای خویش بود

در کربلا شدند پسرهاش زیورش

شعر نو  مناسبتی برای عاشورا و زنجیر زنی

این قافله بس سر شکسته می رود

گویا حسینش  را به ره گم کرده است

این نیزه چیست؟

این مرد کیست؟

این شمشیر چرا خونبار است؟

این سر چرا بر نیزه

و قرآن چرا صد پاره است

این قافله پس چرا

زینسان  سرشکسته می رود

گویا حسینش را به ره گم کرده است

از جمع ناله می خیزد

از کهکشان ستاره ای به افلاک دیگر

می گریزد

این سر چه رازها دارد

هم با نگاه

هم با کلام

این لافتی این لافتی

جز او کس نمی داند و بس

این قافله بس سر شکسته می رود

گویا حسینش را به ره گم کرده است

گلچینی از بهترین شعرها واسه زنجیر زنی و مداحی ایام محرم

شعر نو  زنجیر زنی به نام گویا حسین است

بر سنج و دمام می کوبند

در مایه شور می زنند

چون قلب من

پنجه خونین آوردند

بیرق عزا آوردند

صدای چکاچک شمشیر و

اشقیا

مخالف خوان آوردند

موافق خوان آوردند

ای عشق چه غریبانه

تو را گردن زدند

ای عشق

چه نجیبانه تو را

بر نیزه ها کردند

سلام بر تو

ای حسین که

خون تو عزت ماست

در تاریخ جاودانه ای

چرا که  با انگشت خونینت

سلاله  پاک پیمبر

را  به من و ما نشان دادی

انگشت خونین تو اشارت است

بر آنان که هیهات تو را نشنیدند...

این اشارت ها کافیست؟

چنان نام تو پرآوازه است

که هر جای عالم

به خون مظلوم

اشاره کنی

تو را می گویند

گویا حسین است.

شعر مداحی برای زنجیر زنی

شعر مداحی برای زنجیر زنی

شعر زیر برای زنجیر زنی  بسیار زیبا و گیرا است با پوزش از شاعر آن که نتوانستیم نامی از ایشان پیدا کنیم تا در ذیل شعر خودشان درج شود.

فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد
امشب حسین دلداری فرزند خواهر می دهد
فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد
امشب شه دنیا و دین، با قلب مجروح و غمین
گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین
ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین
فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد
امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان
این از غم سلطان دین آن از فراق نوجوان
این در صدای الحذر آن در نوای الامان
این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد
امشب حسین در کربلا گردد به دور خیمه ها
گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا
گاهی به فکر کودکان گاه در نماز و در دعا
فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد
امشب همه اطفال او با تشنگی در گفتگو
غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو
باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو
فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد
امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر
هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گاه به سر
گوید که ای جان پدر عزم سفر داری مگر
سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد
فردا حسین سر می دهد، عباس و اکبر می دهد

تهیه کننده : توپ تاپ


هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...