تعبیر خواب ترسیدن از ارتفاع

آیا تا به حال چیزی در رابطه با تعبیر خواب ترسیدن از ارتفاع شنیده اید؟ ترسیدن از ارتفاع در خواب می تواند از منظر روانشناسی معنای خاصی را در بر داشته باشد. در این مجال در نظر داریم به بیان تعبیر خواب ترسیدن از ارتفاع بپردازیم. اما فکر می کنید ترسیدن از ارتفاع در دنیای بیداری چه معنایی دارد و  ناشی از چه عواملی می باشد؟

عوامل دخیل در ترس از ارتفاع

ترسیدن، احساسی است که به وسیله ضمیر ناخودآگاه ما و در جهت محافظت از ما آغاز می گردد. هر یک از ما در طول عمر خود حس ترس و ترسیدن را به دفعات گوناگون تجربه می  کنیم. به این دلیل که اصلی ترین اولویتی که در ذهن ما وجود دارد میل به ادامه بقا و تداوم زندگی است. در شرایطی که احساس ترس به صورت شدید در زمان های مختلف شروع شده و مانع از آن شود که فعالیت های معمول و روزمره خود را دنبال کنیم چنین حالتی را فوبیا می نامند. یکی از انواع رایج فوبیا ترس از ارتفاع یا آکروفوبیا است که ترسی نامعقول به شمار می رود. شخصی که به آکروفوبیا یا ترس از ارتفاع دچار است ممکن است هنگام استفاده از آسانسور یا زمانی که از یک پنجره به فضای بیرون از اتاق نگاه می کند ترس و نگرانی شدیدی را در درون خود احساس کند. 

تعبیر خواب ارتفاع

نکته عجیب و جالب توجهی که درباره افراد مبتلا به آکروفوبیا وجود دارد آن است که امکان دارد این افراد از ارتفاعات و بلندی هایی که در گذشته به آن عادت داشته اند دچار ترس و دلهره نشوند. به طور مثال شخصی که ترس از ارتفاع دارد ممکن است هنگام نگاه کردن به بیرون از پنجره اتاق خودش مشکلی نداشته باشد اما زمانی که در جایی دیگر از پنجره بیرون را مشاهده می کند دچار ترس زیادی شود. از جمله عوامل دخیل در بروز ترس از ارتفاع تجربه بد و ناگواری است که شخص در گذشته در یک مکان مرتفع تجربه کرده است. نمونه بارز این مساله سقوط از ارتفاع است که ممکن است در دوران کودکی برای شخص اتفاق افتاده باشد یا این که شخص شاهد سقوط شخصی دیگر بوده باشد. در چنین موقعیتی ضمیر ناخودآگاه فرد به دلیل تجربه منفی که شخص در گذشته کسب کرده است درصدد آن است که از رخ دادن مجدد آن جلوگیری نماید. از همین رو این حس ترس را در هر بار در شخص ایجاد می کند تا به این وسیله مانع از تکرار دوباره تجربه تلخ گذشته شود.

تعبیر خواب ترسیدن از ارتفاع

در حقیقت ترسیدن به واسطه سقوط از یک ارتفاع و یا بلندی به مفهوم ترس و نگرانی از فروپاشی شخصیت است. این مساله خواه ترس و نگرانی در عالم بیداری و واقعیت اتفاق افتاده باشد و خواه در عالم خواب و رویا به وقوع بپیوندد مفهومی یکسان را در بر خواهد داشت. می توان گفت تقریبا حس ترس و نگرانی از فروپاشی شخصیت در همه ما انسان ها وجود دارد اما در برخی از افراد این ترس ها و نگرانی ها با شدت بیشتری ظهور پیدا می کند تا حدی که شخص توانایی حضور فعال و موثر خود را در عرصه های گوناگون از دست می دهد. امکان دارد حتی خود شخص نیز قادر به ریشه یابی ترس های خود نباشد و نتواند رابطه میان ترس از ارتفاع و فروپاشی شخصیت را بیابد ولی این ترس ها در ضمیر ناخودآگاه شخص حضور دارند.

بیشتر بخوانید :

تعبیر خواب افتادن


21 نظر

  1. اکرماکرمsays:

    سلام خواب دیدم از یه مسیر ناهموار بدشکل وناجوری منو شوهرم داریم رد میشیم چند نفر دیگه واسه امنیت خودشون دارن پشت ما میان وبه یه جایی رسیدیم که میخواستیم بریم پایین پایینش خیلی ترسناک بود ودنبال راه واسه پایین رفتن بودیم حتی به اینکه بدون هیچ تجهیزاتی خودمونو پایین بندازیم هم فکرکردیم این قسمتش فقط منو شوهرم بودیم وهراسان دنبال راه واسه پایین رفتن ورد شدن دیگه نفهمیدم چی شد ممنون از تعبیرتون

    • مدیر سایتمدیر(modiriyat) :

      سلام اشاره داره به راه اشتباهی که توش قدم بر می دارین و باید تغییراتی در زندگی تون ایجاد کنید

  2. عباسعباسsays:

    سلام خواب دیدم از یک نردبان فلزی نزدیک به دیوار بلندی بالا میروم یکی از دوستان و دو بچه غریبه روی پشت بام ایستاده بودند بچه ها از یک دریچه رد شدند و دوستم گفتم بیا ما هم رد میشویم ولی ناخودآگاه ترسیدم و از نردبان بسرعت اومدم پایین . ممنون میشم برام تعبیر کنید

    • مدیر سایتمدیر(modiriyat) :

      سلام ریسک پذیر و شجاع نیستین نسبت به اقداماتی که برای موفقیت و آرزوهاتون باید انجام بدین و همچنین استقلال درونی ندارین

  3. مهسامهساsays:

    خواب دیدم با مادرم بالای یه منظره زیبا هستم که هم جنگل بود هم دریاچه و از یه سمت پله داشت به سمت پایین مادرم میگفت ببین چه زیباست بریم پایین اما من ترس داشتم از ارتفاع که پله هارو تی کنم و به سمت پایین برم لطف میکنیین تعبیرشو بگین

    • مدیر سایتمدیر(modiriyat) :

      نیاز به آرامش و سکون دارین

  4. حسينحسينsays:

    سلام .من ادم ورشكست شده و بدهكار و گرفتار مشكلات هستم ديشب خواب ديدم كه بالاى ديوار خيلى بلند بودم و خيلى ترس داشتم كه از بالا از ارتفاع سقوط كنم و در حدى ترس داشتم كه تو خودم گفتم از خواب بلند بشم كه خواب نبينم.... ممنون ميشم برام تعبيرش بگيد

  5. علیعلیsays:

    در خواب دیدم روی یه تخته چوب در آسمان در ارتفاعی خیلی بالا بودم حتی وحشت نگاه کردن به پایین را داشتم و خیلی می ترسیدم از سقوط لطفا بفرمائید تعبیرش را برایم

  6. لیلا یوسفیلیلا یوسفیsays:

    سلام من خواب دیدم بعداز مراسمی از پشت بام منزل قبلیمون می ترسیدم بیام پایین.

  7. رها شكوريرها شكوريsays:

    سلام من حواب ديدم با مادرم روي چهارپايه نشستيم من خيلي ميترسيدم ك بيافتيم چهارپايه شل بود ب خواهرم گفتم بيا اينو نگه دار من بيام پايين ميخنديد و نميومد ك بهو چهارپايه از سمت مادرم افتاد من جيع زدم مامان و از خواب بيدار شدم ممنون ميشم بفرماييد تعبيرش چيه

  8. ماهنیماهنیsays:

    سلام من خواب دیدم که یه خانم جوان و با حجابی دستهای منو گرفت و گفت چه ناخنهای قشنگی داری میخای برات کاشت ناخن بکنم منم گفتم بله و برام از اون لاک سبز خوشگل بزن و دختر و پسرم تو بیرون بودن و من نگران اونا هم بودم و شوهرم برای خرید چیزی به مغازه ای رفته بود همینکه اون خانم شروع کرد یهو زیر اون جایی که بودیم ریخت البته اونجا سقفم نداشت و روی بلندی بود بعدش من خودم رو تو لبه پشت بام دیدم که به شدت از افتادن میترسیدم و خودم رو هی به عقب میکشیدم ولی کم کم داشت لبه هم فرو میریخت و اون خانم خیلی بی تفاوت از وضعیت من خیلی راحت اینور اونور میرفت و من از کسانی که اونجا بودن کمک میخاستم تا اینکه در سمت راست خودم یک آقایی رو دیدم که سوار بر بالابر تیربرق بود بلافاصله ازش کمک خاستم واین مرد که جوان و خوش سیما و ریش داشت لبخند زدوبه من گفت چشمتونو ببندین و‌من دیدم ارتفاع اونجا در حد یک برج ۲۰مرتبه بود که به آرامی بدون هیچ ترسی منو پایین اوردن

  9. ماهنیماهنیsays:

    سلام من خواب دیدم که یه خانم جوان و با حجابی دستهای منو گرفت و گفت چه ناخنهای قشنگی داری میخای برات کاشت ناخن بکنم منم گفتم بله و برام از اون لاک سبز خوشگل بزن و دختر و پسرم تو بیرون بودن و من نگران اونا هم بودم و شوهرم برای خرید چیزی به مغازه ای رفته بود همینکه اون خانم شروع کرد یهو زیر اون جایی که بودیم ریخت البته اونجا سقفم نداشت و روی بلندی بود بعدش من خودم رو تو لبه پشت بام دیدم که به شدت از افتادن میترسیدم و خودم رو هی به عقب میکشیدم ولی کم کم داشت لبه هم فرو میریخت و اون خانم خیلی بی تفاوت از وضعیت من خیلی راحت اینور اونور میرفت و من از کسانی که اونجا بودن کمک میخاستم تا اینکه در سمت راست خودم یک آقایی رو دیدم که سوار بر بالابر تیربرق بود بلافاصله ازش کمک خاستم واین مرد که جوان و خوش سیما و ریش داشت لبخند زدوبه من گفت چشمتونو ببندین و‌من دیدم ارتفاع اونجا در حد یک برج ۲۰مرتبه بود که به آرامی بدون هیچ ترسی منو پایین اوردن

  10. فاطمهفاطمهsays:

    سلام خواب دیدم با دوستام توی یه خونه توی بلندی هستیم دوستام از خونه رفتن بیرون . من درو باز کردم پله های زیادی وجود داشت که ارتفاع زیادی داشتن فاصله پله ها هم از هم خیلی زیاد بود انگار خونه بالای کوه بود ته دره دوستهامو دیدم انگار همه خونه ها این شکلی بودن همه برای بیرون رفتن از خونه باید یه ارتفاع زیادی رو پایین می رفتن دوستام منو صدا کردن نترس بیا من خواستم برم اما ارتفاع زیاد تر شد و ترسیدم و نرفتم

  11. Aida salehiAida salehisays:

    من خواب دیدم با یسری از دوستان واسه بازدید رفتیم تو یه ساختمان اسمان خراش خیلی بلند طبقه های پایین اتیش میگیرن ما دیگه نمیتونیم خارج شیم میخایم قبل اینکه ساختمون بریزه از یه طنابی که اویزونه یکی یکی بریم پایین خیلیا میرن ولی من حتی جرعت ندارم برم لبه ساختمون پایینو نگا کنم ممنون میشم تعبیرشو بهم بگید

  12. امیر میرامیر میرsays:

    سلام. من خواب دیدم داخل یک هیعت بودم دیدم یهو تمام بچه های مدرسمون اونجا بودن باهم با هیعت ب بالای کوهی با ارتفاع بسیار بلندی رفتیم تا رسیدیم ب نوک قلعه اش من از ترس داشتم میمردم و رفیقم گفت چته گفتم هیچی همش خودم را ب وسط هیعت میاوردم تا پایین نیوفتم. باور کنید ترسی ک داشتم غیر قابل توصیف است.

  13. عسلعسلsays:

    من خواب دیدم ک میخواهم از پله بالا برم ولی خیلی میترسیدم و یه بار هم خواب دیدم رفتم رو پشت بام و اونقدر میترسیدم که حتی نمیتونستم صاف وایستم..ممنون میشم تعبیرش کنید.

  14. محمد کارگرانمحمد کارگرانsays:

    سلام صبح بخیر.. خواب دیدم ،از یک جای مانند سخره آویزان شدن. به خودم جرعت میدم بپرسم ، اما وقتی پایین نگاه میکنم. مطمئن میشم خطر ناک هست .از پسرم بالای سرم کمک‌ می‌خوام ،خنده دوستانه می‌کنه و کمک نمیکنه ، خلاصه بغل رو نگاه میکنم ،حالت سخره هست ، با سختی از سخره عبور میکنم. پایین آب هست. و شیرجه میزنم آب . شنا میکنم ، لباس هامو برمیدارم ، و خوشحال و با اعتماد به نفس حالت پیروزی دارم. که تونستم خودمو نجات بدم.

  15. حاج علیحاج علیsays:

    خواب دیدم روی یک برج ساعت وایسادم و ارتفاع خیلی خیلی بلندی داشت .و هی میترسیدم بیوفتم و توی دلم اشوب میشد و منظره روبه روم درخت و شهر خیلی زیبا بود و یهو خودم درخواب تصمیم گرفتم که از خواب پاشم و یهو چشمام باز شد . تعبیرش چیه؟

  16. مهدیمهدیsays:

    باسلام و احترام خدمت شما بزرگواران♥️ با احترام خدمت شما عرض کنم که دیشب در خواب با یک مرد ناشناس بودم و از زیر به تماشای یک برج ایفل نگاه می کردم ولی چیزی که بعد بیداری از خواب جلب توجه می کرد این بودکه من در خواب وحشتی بیش اندازه در ارتفاع ان داشتم و انگار بلندی برج بسیار بود ممنون می شوم که شما بزرگواران برای من تعبیر کنید با احترام

  17. ناهیدناهیدsays:

    سلام دیشب همسرم خواب دیده که از پله های منزل قدیمی پدرش بالا رقچفته با پسرم باهم بودند بعد وقتی بالا می‌ره متوجه نبود دیوار دور کشی پشت بام میشه و میترسه سریع پایین میاد ممنون میشم تعبیرش رو به من بگید

  18. رزیرزیsays:

    سلام من خواب دیدم که بعد از کلاسم به خونه ی عمه هام رفتم اونجا نصف خونه تو ارتفاع واقعی خونه بود و نصفش که همون پشتش می شه و پشت بوم داره بلندیش به ارتفاع ۱۰۰ برابر ارتفاع برج میلاد بود یا شایدم بیشتر طوری که من ایستاده نمی تونستم نگاش کنم و روی زمین خوابیده بودم و داشتم نگاش می کردم ارتفاع رو طوری توی خوابم استرس داشتم دیگه بدنم نمی لرزید قلبم واقعا انگار داشت بیرون از بدنم می زد ولی داداشم که ۹ سالشه راحت بدون استرس اومد و ارتفاع رو نگاه کرد و رفت میشه تعبیر خواب منو بگید ممنون

  19. MhiMhisays:

    سلام من خواب دیدم روی پله ها خونمون وایستادم به خاطر اینکه ارتفاعش زیاد بود میترسم و گریه میکنم و از مامانم میخوام که بیاد منو بگیره

  20. ساجده نعمتیساجده نعمتیsays:

    خواب دیدم سعی دارم از یه صخره ای برم بالا ک به خانوادم برسم ولی خیلی لیز بود داد میزدم مامان کمکم کن میترسیدم از افتادن چون پایینش همش صخره بود و ابشار و خیلی لیز بود ک تصمیم گرفتم برگردم یواش و با احتیاط میومدم پایین یه پسرع ک بهش گفتمو مث داداشمی دستمو گرفت یه دفعه نشستم ک دخترخالم اومد کنارم یه نفر پشت ما بود ک مارو هل داد ما باهاش دعوا کردم دست دخترخالم خونی شد بغض کرد از درد من دستشو گرفتم تو دستم فشار دادم ک درد نداشته باشه بعدش مثل زمانی ک از روی برف سر بخوری باهم سر خوردیم رفتیم با سرعت ک یه دفعه پاشدیم و جلومون سراشیبی بود ک دویدیم رفتیم پایین اون مسیره برا من اشنا بود انگار دفعه دومم بود ک اونجا میرفتم بعدش دخترخالمو سوار دوچرخه دیدم خودم پیاده هی بهش میگفتم تند نرو حال نمیده یواش برو چون خیلی سرعت داشتیم میترسیدم خودمونو کنترل نتونیم بکنیم و بعدش دیگ قرار بود ب ریم شهربازی ک بسته بود و خوابم تموم د

  21. حمیدرضاحمیدرضاsays:

    خواب دیدم تو آسانسور هستم و آسانسور در طبقه آخر اضافه تر بالا میره و معلق هستش جوری بالا میرفت که‌داشت به سقف جایی می رسید و من هم توش بودم و ارتفاع کم میشد.تعبیرش چیست؟