عکس نوشته دیدار به قیامت

عکس نوشته با متن های زیبا و جالب با موضوع دیدار به قیامت من (ما) هم رفتنی شدیم تکست ها مطالب با تصاویر ارسالی ناب عاشقانه و غمگین ارسالی از طرف کاربران برای سایت توپ تاپ فقط با یک موضوع دیدار به قیامت، ما رفتیم. همین میتوانید از آلبوم عکسهای این مطلب برای پروفایل خود استفاده نمایید

عکس نوشته دیدار به قیامت

متن دیدار به قیامت

خبر آمد وقت رفتن رسیده
همانی شد که دل در خواب دیده
خبر دادن که به پایان رسیده فرصتم
خبر دادن که دگر مسافر شهر غربتم
گفتن همه چیز دگر پنجاه پنجاس
شروع یا پایان تو همه اش آنجاس
گفتن که پی حلالیت ز همه باش
که کس خبر ندارد هرگز ز فرداش
روز های مانده میگذرد مانند باد
کس جز خدایت نرسد به فریاد
(V_E)
آرزوهایم را به روی ورقی نوشتم
که اگر مانند خوابم شد سرنوشتم
برسد به دست تو تا بدانی ارزویم بودی
پ.ن یک : خب نود.......هم گذشت دیدی چه زود
پ.ن دو : تو این روزا باید میبودی و نبودی پا پس کشیدی ولی حق میدم بهت فدای سرت
پ.ن سه : هرجای دنیایی کنار هرکی خوشبخت بشی انشاالله
پ.ن چهار : یادته می گفتم یه روزی زود دیر میشه شد!!!
پ.ن پنج : نه قیافم زشت تر شد نه موهام ریخت و کم پشت شد ولی دلم بد شکست از خیلیا
پ.ن شش : حالا با خیال راحت زندگیتو بکن ولی یادت نره تا آخر عمرم عاشقتممم
پ.ن هفت : حلالم کنید و دعا کنید برام لطفا
پ.ن آخر : فرداشب قسمت پایانی فصل یک رو میذارم و اگر عمری باقی بود

بعد عید فصل دو رو میذارم و اگر عمرم کفاف نداد حلال کنید که نیمه تمام موند

toptoop.ir عکس و متن درباره دیدار به قیامت
با تو خواهم گفت بر من چه گذشته است #رفیق
که دگر فرصت دیدار شما، نیست مرا
نوبتِ من چو رسید، رخصتِ یک دمِ دیگر، چو نبود
مهربانی آمد، دفترِ بودنِ در بینِ شما را آورد
نامِ من را خط زد و به من گفت که باید بروم
من به او میگفتم، کارهایی دارم، ناتمامند هنوز
او به آرامی گفت: فرصتی نیست دگر
و به لبخندی گفت: وقت تمام است، ورق ها بالا
هر چه در کاغذِ این عمر نوشتی، تو، بس است
وقت تمام است عزیز، برگه ات را تو بده
منتظر باش که تا خوانده شود، نمره ات را تو بگیر
من به او میگفتم: مادرم را تو ببین، نگران است هنوز
تابِ دوریِ مرا، او ندارد هرگز
خواهرم، نام مرا میگوید، پدرم اشک به چشمش دارد
نیمی از شربتِ دیروز، درونِ شیشه ست
شاید آن شربتِ فردا و یا قرصِ جدید
معجزاتی بکند، حالِ من خوب شود
بگذریم از همه اینها ،راستی یادم رفت
کارهایی دارم، ناتمامند هنوز
من گمان میکردم،
نوبتِ من به چنین سرعت و زودی نرسد
من حلالیت بسیار، که باید طلبم
من گمان میکردم، مثلِ هر دفعۀ قبل
باز برمیخیزم، من از این بسترِ بیماری و تب
راستی یادم رفت، من حسابی دارم، که نپرداخته ام
قهرهایی بوده ست،که مرا فرصتِ آشتی نشده ست ..
می توانی بروی؟ چند صباحی دیگر، فرصتی را بدهی؟
او به آرامی میگفت: این دگر ممکن نیست
و اگر هم بشود، وعدۀ بعدیِ دیدارِ تو باز
بارِ تو سنگینتر ، و حسابی بسیار،که نپرداخته ای
دم در منتظرم، زودتر راه بیفت
روح مهمانِ تنم، چمدانش برداشت
گونۀ کالبدم را بوسید
پیکر سردم، بر جای گذاشت

دیدار به قیامت

عکس نوشته دیدار ما به قیامت

با این وضعیتی حضرت عزیز تر از جان و مهربان تر از مادر، جناب عزرائیل‌جان در پیش گرفته‌اند و اوضاع داره پیش میره،

هر لحظه و ثانیه، باید منتظر باشم که لوکیشن پست‌هام بخوره "جهنم _ دپارتمان اسفل السافلین"
خلاصه کلام گفتم قبل از اینکه بقیه برام اعلامیه فوت بزنند، خودم اقدام کنم و از تمامی دوستان و

دشمنان مجازی و حقیقی، طلب عفو و حلالیت دارم... اصلن هم شوخی و مزاح نیست!
اگه حساب کتابی با کسی دارم، لطفن خودش بیاد بگه که اون دنیا من شرمنده‌ش نشم!
وصیت‌نامه‌مم هم تو طاقچه‌‌ی بالا تختمه!
هر جور چرتکه میندازم، همینی هم که تونستم‌ این حلالیت طلبی رو به جا بیارم،

خیلی مورد تفقد و مهربانی و لطف دستگاه حضرت باری‌تعالی بودم!

دیدار ما به قیامت

toptoop.ir عکس پروفایل دیدار به قیامت همراه با متن زیبا
این رو از پروفایل یکی از رفقا گلم برداشتم و خواستم اول بگم که دادا خیلی

با عکست حال کردم و دوم اینکه .... هیچی دیگه منم حلال کنید

دیدار به قیامت عزیزان

 

 

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...