انشا درباره اگر ماشین زمان داشتم

داشتن ماشین زمان به آدما کمک میکنه تا از آینده خبر دار باشن و گذشته شون رو تغییر بدن. ماشین زمان میتونه یه کنترل گر رفتار و کارهای انسان ها باشه تا اونها رو از خطا و اشتباه دور کنه و باعث بشه که همیشه در مسیر درست قدم بردارن. به وسیله ماشین زمان انسان زودتر تکامل پیدا میکنه و زودتر هم پیشرفت خواهد کرد.

تصور کنید که یک ماشین زمان داشتید، اون موقع چکار میکردید؟ حالا ما در این مطلب انشاهای مختلفی آوردیم که دیدگاه های مختلفی در مورد داشتن ماشین زمان رو بیان میکنه. اگه دوست دارید این انشاها رو بخونید، در ادامه مطلب همراه ما باشید.

متن انشا در مورد داشتن ماشین زمان

انشا اول

مقدمه:

من اگه ماشین زمان داشتم یقیناً به آینده سفر میکردم و در مورد ویروسی که حالا تمام دنیا رو در بر گرفته اطلاع پیدا میکردم. خیلی دوست دارم بدونم آینده جهان چیه و قراره چه اتفاقاتی به خاطر این بیماری رخ بده. هر روز اخبار بیشتری از شیوع ویروس کرونا می شنوم و دلم میخواد ببینم که آیا در آینده این ویروس راه درمانی پیدا میکنه یا نه.

بدنه انشا:

یکی از بزرگترین آرزوهایی که همیشه از خدا داشتم شفای تمام بیماران و مریض ها بود. حالا که ویروس کرونا اومده و خیلی ها رو مریض کرده من واقعا ناراحتم و بد ماجرا اینجاست که هر چی هم دعا میکنم نتیجه ای نمیبینم. برای همین دوست دارم که یک ماشین زمان داشته باشم و به آینده برم و ببینم که در آینده چه اتفاقاتی رخ میده و بشر با این ویروس چطور رفتار میکنه.

خیلی دوست دارم ببینم که آیا بعد از گذشت مدتی واکسنی برای این ویروس ساخته میشه یا نه و اینکه آیا اصلا بشر میتونه در مقابل کرونا ایستادگی کنه یا نه. تا به حال اتفاقات زیادی افتاده، بیماری های زیادی به وجود اومدن و تحولات زیادی دنیا رو در بر گرفته که انسان تونسته از پس همشون بر بیاد. من فکر میکنم که ویروس کرونا هم یکی از همین تحولات باشه و هر چند سخت ولی بالاخره انسان ازش عبور میکنه. من دوست دارم یک ماشین زمان داشته باشم تا دقیقا به همون مرحله ای که عبور کرده سفر کنم و ببینم که اوضاع دنیا در چه حاله.

این مسئله شاید برای این باشه که من برای دنیایی که در اون زندگی میکنم ارزش زیادی قائل هستم و همچنین جون آدما خیلی برام اهمیت داره. این در صورتیه که شاید خیلی ها میخواستن از این ماشین زمان برای آینده خودشون استفاده کنن و ببین که در چه موقعیتی قرار دارن اما من نه. من فکر میکنم اگه جامعه ای وجود نداشته باشه منی هم وجود نخواهم داشت برای همین اول از همه به فکر جامعه هستم تا اون تداوم و موندگاری داشته باشه.

جون هر انسان عزیزه و نباید به راحتی گرفته بشه. ویروس کرونا کاری کرده که هر روز هزاران انسان در سرتاسر دنیا به این ویروس مبتلا میشن و جونشون رو از دست میدن. کاش اصلا این ماشین زمان وجود داشت تا من به آینده می رفتم و میفهمیدم که واکسنش چیه و اون واکسن رو با خودم به زمان حال میاوردم تا به واسطه اون بشه جلوی مرگ هزاران آدمی که برای خودشون کلی آرزو و هدف دارن رو بگیرم.

نتیجه گیری:

در هر صورت با اون ماشین زمان خیلی کارا میشه کرد اما من مهمترین کاری که به ذهنم رسید تا با اون انجام بدم رو گفتم. ما آدما موجودات اجتماعی هستیم و برای ادامه بقا به همدیگه نیاز داریم پس چه خوب که به فکر هم باشیم و برای همدیگه هر کاری که از دستمون بر میاد انجام بدیم.

انشا دوم

مقدمه:

ماشین زمان داشتن یه مسئله هست که شاید خیلی فراتر از تصور هم نباشه. فیلم و سریال های زیادی درباره سفر با ماشین زمان ساخته میشه و در همه اون ها در مورد ماهیت زمان صحبت به عمل میارن. من نمیخوام در مورد این فیلم ها صحبت کنم و فقط میخوام به این مسئله اشاره کنم که شاید سفر در زمان در همین حالا هم امکان پذیره و اگه نیست شاید در آینده ای که خیلی هم دور نیست امکان پذیر بشه. در هر صورت اگه الان هم ماشین زمانی باشه شاید یه عده از انسان های باهوش تر نمیخوان که آدم های معمولی از بودن اون مطلع بشن وگرنه زندگیشون با مشکل رو به رو میشه.

بدنه انشا:

من دوست دارم یک ماشین زمان داشته باشم و با اون به آینده ای سفر کنم که آدما رشد و تحول زیادی داشتن. من دوست دارم آینده تکنولوژی و علمی که الان داریم رو ببینم و رصد کنم. خیلی دوست دارم بدونم اون موقع در چه جایگاهی هستیم و چه اقداماتی برای گسترش جهان انجام دادیم.

بشر توی زمانِ حال قدم های بزرگی در مسیر علم و فناوری بر میداره و من دوست دارم بدونم که اون موقع چقدر تونسته از علم به جهت ساخت دنیایی بهتر برای زندگی استفاده کنه. به نظرم این زیباترین استفاده ای هست که میشه از یک ماشین زمان برد.

با ماشین زمان میشه به آینده خودم هم سفر کنم و ببینم که در چه جایگاهی قرار دارم اما فکر نکنم اونقدر برام لذت بخش باشه. من بیشتر از آینده خودم به علم و فناوری ای علاقه دارم که روز به روز در حال گسترشه و یقیناً در آینده قراره تحولات زیادی در اون به وجود بیاد که دیدنش برای منی که ممکنه هنوز درکی از علم آینده نداشته باشم خیلی جالبه و خاصه.

در هر صورت کاش چنین ماشینی وجود داشت. فکر میکنم جدای از شناخت علم و فناوری جدید به واسطه اون میشد از خیلی از اتفاقایی که به نفع انسان ها نیستن و موجب زیان به اون ها میشن جلوگیری کرد. به عنوان مثال برای خیلی از بیماری هایی که ممکنه الان براشون راه حلی وجود نداشته باشه، برای خیلی از مسائلی که ممکنه الان انسان در اونها به چالش خورده باشه میشه از این ماشین استفاده کرد و راه حلی درست و منطقی به دست آورد.

نتیجه گیری:

طبق همون چیزی هم که در اول گفتم ممکنه ماشین زمان وجود داشته باشه و بشر از اون استفاده کنه اما چون فراتر از حد درک انسان ها معمولی هست بعضی ها نمیخوان که اونها از اون اطلاعی داشته باشن. من نمیدونم، هیچ کس نمیدونه چون ما هم در لیست همین آدم های معمولی هستم. اما خیلی دوست داشتم که بدونم آیا واقعا در زمان حال چنین ماشینی ساخته شده یا نه. کمی اتفاقات دنیا رو بنگریم و به ماهیت اونها پی ببریم شاید بشه به این مسئله پاسخ داد اما نمیشه یقین کافی پیدا کرد. به صورت کلی منکه عاشق چنین ماشینی هستم و کاش علم انسان به اون درجه رسیده باشه و یا برسه که بخواد چنین ماشینی بسازه.

انشا سوم

مقدمه:

من اگه ماشین زمان داشتم دوست نداشتم به آینده سفر کنم. به نظر من آینده باید مخفی بمونه تا با اتفاقاتی که قراره بیفته ما لذت زندگی رو درک کنیم. خب اگه ما بدونیم که مثلا چند روز بعد، چند هفته بعد، چند ماه بعد و یا چند سال بعد در چه نقطه ای هستیم فکر میکنم شوق رسیدنمون به اون جایگاه خیلی کم میشه چون احساس میکنیم که داریمش برای همین زیاد براش تلاشی نمیکنم. من دوست دارم از چنین ماشینی برای گذشته استفاده کنم چون به واسطه اون میشه گذشته رو تغییر دارد و جلوی خیلی از اتفاقات ناخوشایند رو گرفت.

بدنه انشا:

اگه ماشین زمانی وجود داشت و در دسترس من هم بود که ازش استفاده کنم یقیناً به گذشته ام سفر میکردم و کلی از اتفاقاتی که باب میلم نبود رو تغییر میدادم. اینجوری احساس میکنم در طول زمان استفاده بیشتری از زندگی میبرم، درصد خطاهام رو کاهش میدم و به همین خاطر میتونم تاثیرگذارتر باشم.

گاهی وقت ها انسان یه اشتباهاتی میکنه و برای این اشتباهات خودش رو ملامت میکنه. توی چنین زمانی میگه کاش زمان به عقب بر میگشت و این کار رو نمیکردم. خب وقتی ماشین زمانی وجود داشته باشه انسان به راحتی زمان رو به عقب بر میگردونه و جلوی اون کار اشتباه رو میگیره تا دیگه به اون مرحله نرسه که بگه کاش اشتباه نمیکردم و کاش میشد زمان رو به عقب برگردوند.

بزرگترین خاصیت ماشین زمان هم فکر میکنم برای همین گذشته باشه. چون آینده رو که گفتم باید مجهول باشه تا شیرینی زندگی رو درک کنیم. با وجود ماشین زمان میشه جلوی خیلی از جنگ ها رو گرفته، میشه جلوی شیوع خیلی از بیماری ها رو گرفت، میشه جلوی خیلی از اتفاقاتی که به انسان صدمات زیادی وارد کردن رو گرفت و چه چیزی از این بهتر؟ حالا اگه با همین ماشین به آینده سفر کنی، جز شوک شدن و اینکه چطور به این موقعیت رسیدیم و چی شد که اینطوری شد چیز دیگه ای برامون در بر نخواهد داشت.

من خواستم از دیدگاهی متفاوت به قضیه ماشین زمان نگاه کنم و بگم که شیوه درست تر استفاده از اون چیه. گرچه که میشه از آینده هم اطلاعاتی به دست آورد و زندگی حالامون رو درست کرد ولی خب وقتی بشه به گذشته سفر کرد و اشتباهات رو تغییر داد دیگه اون موقع دلیلی نداره که به آینده سفر کنیم. هر چند میشه از منظر دیگه ای هم به این موضوع نگاه کرد که ما به این ماشین به آینده سفر می کنیم تا کاری کنیم که اصلا این اشتباهات به وجود نیاد که باز بعدا بخوایم به گذشته سفر کنیم و اونها رو تغییر بدیم.

نتیجه گیری:

کاش ماشین زمان وجود داشت گرچه که من فکر میکنم الان هم وجود داره. حالا سفر به گذشته یا آینده چندان معیار نیست چون میشه در مورد اونها تصمیم گرفت ولی مسئله مهم تر اینه که چنین ماشینی وجود داشته باشه. یک سوال هم برام به وجود اومد! نکنه وجود چنین ماشینی موجب ضرر بیشتر به انسان بشه؟! چون بعضی اتفاقات باید بیفته، حال اون اتفاقات میتونه بد باشه و راز تکامل و ادامه حیات هم همینه ولی اگه بشر با این کار جلوی اون اتفاقات رو بگیره آیا باز هم حیات و زندگی به همون شیوه قبلی در حرکت خواهد بود؟

انشا چهارم

مقدمه:

ماشین زمان، آرزویی که خیلی از ماها توی وجودمون داریمش! کاش واقعا چنین ماشینی اختراع بشه. من دوست دارم این ماشین رو داشته باشم و باهاش به آینده سفر کنم و ببینم که کجای دنیا هستم و دارم چیکار میکنم. راستش رو بخواین خیلی دوست دارم یک بار خودم رو ملاقات کنم و ببینم واقعا از دید بقیه آدمها چجوریم.

بدنه انشا:

راستش رو بخواین خیلی علاقه ای ندارم که با ماشین زمان به گذشته خودم سفر کنم چون گذشته من که مشخصه و معلوم بود که چی بودم و کی بودم اما آینده ام هست که مهمه. من دوست دارم آینده رو ببینم و در اونجا با خودم ملاقات کنم و جایگاهی که در اون قرار دارم رو بفهمم. هر چقدر فکر کردم دیدم این بهترین استفاده ای هست که میشه از ماشین زمان برد.

البته کلی کار دیگه هم میشه کرد اما من دوست دارم از این ماشین این استفاده رو ببرم و باهاش خودم رو ببینم و دنیای خودم رو بیشتر بشناسم. اگه من بفهمم که در آینده در چه جایگاهی قرار دارم خب مسیر درست برای رسیدن به اون جایگاه رو میشناسم و حتی از نسخه آینده خودم هم کمک میگیرم که بفهمم چطور به اون جایگاه برسم و اینه که داشتن ماشین زمان رو لذت بخش میکنه.

هر بار که فیلمی درباره سفر به زمان دیدم، لذت این سفر درونم چندین برابر شد و واقعا از خدا میخواستم که کاش بشه من هم چنین ماشینی داشتم و به زمان سفر میکردم و می دیدم که من توی آینده ام در کجا هستم و اهداف اون موقع ام چیه. این خیلی شیرینه چون انسان میفهمه که رسالت اصلیش توی زندگیش چیه و برای چه هدفی آفریده شده.

نتیجه گیری:

الان ممکنه من سردرگمی هایی در مورد خودم و زندگیم داشته باشم اما خب اون موقع قطعا اینطوری نیست و من از این سردرگمی ها بیرون اومدم. خب چه خوب که من به اون زمان سفر کنم و از نسخه آینده خودم الگو بگیرم تا از این سردرگمی ها زودتر خارج بشم.

البته الان که دارم فکر میکنم میبینم که سفر به گذشته هم خوبه چرا که به این واسطه میتونم به گذشته خودم هم برم و جالب اینجاست من برای نسخه گذشته ام نسخه آینده هستم! من میتونم برم جای نسخه گذشته خودم و بهش بگم چه کارهای بکنه و چه کارهای نکنه تا توی زندگیش موفق تر عمل کنه. به هر حال این ها فقط در حد آرزو هستن اما کاش واقعا ماشین زمان وجود داشت و توی زندگی آدما چنین اتفاقاتی میفتاد.

تهیه کننده : توپ تاپ

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...