گلچین جملات زیبا در مورد شفای بیماران

دعا کردن برای شفای بیماران و یا اینکه به آنها کمک کنیم که هر چه زودتر شفا پیدا کنند، جزو بهترین کارها هستند. گاهی اوقات ما نمی توانیم کار خاصی برای آنها بکنیم. اما می توانیم یک انرژی فوق العاده به آنها بدهیم و یا کاری کنیم که برای اندکی هم که شده، لبخند بر لبان آنها بنشیند. این زیباترین کار ممکن است.

چه خوب است که ببینی انسانی سالم است. هیچ چیز به اندازه ی سلامتی ارزش نداری. در واقع سلامتی گوهر نایابی است که بیشتر ما آن را داریم و زمانی که از دستش می دهیم، قدر آن را بیشتر خواهیم دانست. به امید شفای بیماران. به امید شفای کسانی که در آرزوی سلامتی خود هستند. کاش ما و کسانی که از نعمت سلامتی برخوردارند، بدانیم که با ارزش ترین نعمت را داریم و برای آن همواره شکر و سپاس خداوندگار را به جای بیاوریم. اگر اندک زخمی روی بدن ما به وجود بیاید، در این زمان خواهد بود که می فهمیم که نبودن سلامتی چقدر می توان باعث زجر و آسیب روحی ما شود. در این مطلب ما می خواهیم جملات زیبایی در مورد شفای بیماران را با شما به اشتراک بگذاریم. همراه ما باشید.

جملات زیبا در مورد شفای بیماران روحی

بیماری جسمی را همه می بینند و توضیحش برای دیگران آن چنان سخت نخواهد بود. اما امان از روزی که دچار بیماری روحی بشوی! علاوه بر دردی که می کشی، باید رنج درک نکردن دیگران را هم به جان بخری. این اتفاق، می تواند یکی از بدترین اتفاقات ممکن باشد. شفای بیماران روحی را از خداوند می خواهم! چرا که می دانم که درد آنها پنهان است، اما بزرگ. آنقدر بزرگ که زندگی عادی آنها را مختل می کند و نمی گذارد که آنها طعم واقعی زندگی را بچشند!

*******************************

امیدوارم که روی خوش زندگی به بیماران روحی هم نشان داده شود. از صمیم قلبم شفای بیماران روحی و روانی را آرزو می کنم. این بیماران سختی بسیاری می کشند! اما با این حال دوام می آورند و نمی گذارند که بیماری آنها را خیلی از پا در بیاورد. دردهای جسمی را می توان مسکنی زد و آرامشان کرد یا کامل برطرف شان کرد. اما برای دردهای روحی، کمتر قرصی می تواند پیدا شود که به صورت کامل مشکل فرد را درمان کند! ما انسان ها می توانیم به آنها در درمان شان کمک کنیم. ما می توانیم با انرژی دادن به آنها، فرصت یک زندگی فوق العاده را به آنها بدهیم.

*******************************

می دانی بدترین اتفاق ممکن برای کسی که بیماری روحی دارد چیست؟ فکر کرده ای که بیماری اش برای او بدترین اتفاق است؟ هرگز! بدترین اتفاق این است که عالم و آدم برای او نقش دکتر را بازی می کنند و می خواهند برای او نسخه ای بپیچند. عالم و آدم در موردش قضاوت می کنند و حرف هایی میزنند که وجودش را آزرده می کند. یاد بگیریم که برای کسی که بیماری روحی دارند، نسخه های بی مورد نپیچیم. اگر درمان شدن همان قدر که ما می گوییم آسان بود، او هرگز به این بیماری دچار نمیشد. به جای انجام این کارها بهتر است دعا کنیم. دعا برای شفای بیماران روحی. یا حداقل به آنها انرژی و انگیزه بدهیم و سعی نکنیم که از خود راهی برای درمانشان نشان دهیم.


مطلب پیشنهادی :

شعر برای خوب شدن مریض


بیاییم باور کنیم که بیماران روحی هم به مانند کسانی که بیماری جسمی دارند، درد می کشند. آنها هم ذهنشان خسته و ناراحت است؛ درست به مانند کسی که ناراحتی جسمی دارد و نمیتواند آن را درمان کند. نمی دانم چرا برخی از افراد اینقدر اصرار دارند که به بیماران روحی بگویند که مشکل آنها کوچک و قابل حل است. اگر مشکل آنها کوچک بود، قطعا خیلی زود آنها می توانستند آن را درمان کنند. برای بیماران روحی دو مشکل وجود دارد که یک مشکل خودشان است و دیگری مشکل فهماندن بیماری شان به دیگران. کاش به جای حرف ناراحت کننده به آنها، آنقدر انرژی بدهیم که شفای بیماران روحی خیلی زود اتفاق بیفتد و به آنها در درمانشان کمک کنیم.

*******************************

شفای بیماران روحی، چیزی است که واقعا از ته دلم از خداوند آرزویش می کنم. نمی دانی که چقدر سخت است که به دیگرانی که فقط به جسمت که سالم است نگاه می کنند، بفهمانی که تو هم بیمار هستی و نیازمند درمان! امیدوارم که هر چه زودتر اینگونه بیماران هم درمان شوند و از مسیر سختی که پیش رو دارند، نجات بیابند.

جملات زیبا در مورد دعای شفای بیماران

دعا می کنم که پیله ای که بیماران را در خود محصور کرده است، زودتر شکافته شود و پروانه ی سلامتی این بیماران، خیلی زود خود را به بیرون از این پیله بیاورد. سلامتی همه ی بیماران خواسته ی قلبی من است. هیچ چیز نمی تواند مرا خیلی خوشحال کند، مگر اینکه بشنوم که بیماری از بیماری اش نجات یافته یا علاجی برای مشکلش پیدا شده.

*******************************

برای شفای بیماران از ته قلبم دعا می کنم. از تمام وجودم دعا می کنم که آنها بتوانند لذت زندگی کردن را بچشند. نمی دانید که زندگی چقدر شیرین است؛ نمی دانید که زندگی چقدر می خواهد که ما شاد باشیم و لذت ببریم. از صمیم قلبم از خداوند میخواهم که بیماران به خصوص کسانی که بیماری لاعلاج دارند، فرصتی برای زندگی کردن پیدا کنند! فرصتی برای لذت بردن از آن و این زیباترین اتفاق ممکن است.

*******************************

آخر این جاده، خداوند انتظار تو را می کشد. منتظرت است! می دانی چطور باید به آخر جاده برسی؟ باید دست به دعا برداری و فقط از خدا بخواهی که دعایت را بشنود و آن را اجابت کند. ممکن است که کمی برایت سخت باشد که بتوانی این را بپذیری. اما باور کن که اگر از صمیم قلب، فقط از خدا بخواهی، می توانی به هر آنچه که میخواهی برسی. مهم نیست که بیماریت چیست و مهم نیست که خواسته ات چقدر بزرگ است. هر چقدر که خواسته ات بزرگ باشد، خدا از آن بزرگتر خواهد بود. دعا کن و از دعا کردن دست بر ندارد. شفاری بیماران دیگر را هم از خدا بخواه. زمانی که خداوند ببیند که تو به غیر از خودت، دیگران را هم میبینی و می خواهی این حس خوب را با دیگران تقسیم کنی، قطعا به خواسته ات زودتر پاسخ خواهد داد.

*******************************

شفای بیماران را از کسی می خواهم که هیچ چیزی برایش غیر ممکن نیست. به قول خودش تا بگوید باش، موجود می شود. او خداست. خدایی که افسار تمام دنیا و آسمان و زمین در دست اوست. شفای بیماران برای او که کاری ندارد. اگر بخواهد در چشمی به هم زدن می توان شخصی را بمیراند یا زنده کند. پس اگر این کار از دست او بر می آید، درمان بیماران هم برایش مشکلی نخواهد داشت. از صمیم قلبم از خدای بزرگ میخواهم که همه ی بیماران بتوانند روزی درمان شوند و از از معضلی که در آن گرفتار شده اند خارج شوند.

*******************************

شفای بیماران بزرگترین آرزویی است که من دارم. به هر نعمتی در زندگی می توان دست یافت؛ به هر چیزی که انسان اراده کند، می تواند برسد؛ هر خواسته اش را می تواند اجابت کند؛ اما مهمتر از همه و ابتدای تمام لیست خواسته ها، سلامتی است که خود را نمایان می کند. اگر اندکی از این نعمت بی بهره باشید، خواهید دانست که من چه می گویم. با وجود سلامتی، شما می توانید برای رسیدن به خواسته های تان تلاش کنید. سلامتی که وجود نداشت، دیگر شاید نتوانید قدم از قدم هم بردارید.

*******************************

دعا میکنم چون کاری جز دعا کردن از دستم بر نمی آید. نه می توانم برای درمان بیماران کاری کنم و نه می توانم برایشان نسخه ای را تجویز کنم. فقط میتوانم دعا کنم! از تمام وجودم خدا را فریاد می زنم و از او می خواهم که به تمامی بیماران فرصتی دوباره بدهد.

جملات زیبا در مورد شفای بیماران لاعلاج

زمانی که یک سرماخوردگی ساده میگیری، تازه آن موقع متوجه می شوی که چقدر نعمت سلامتی، نعمت بزرگی است. گاهی انسان هایی را می بینی که مجبور هستند تا آخر عمر یک درد را تحمل کنند و از آن رنج ببرند. با خودت میگویی خدایا حکمتت در مورد این انسانها چیست؟ اگر نمی خواهی به آنها فرصت زندگی بدهی، پس ببرشان پیش خودت که آنقدر رنج و سختی نکشند. اما باز می بینی که این شخص با همان بیماری لاعلاجش، به موفقیت های بزرگی دست پیدا می کند و آن زمان از خواسته ی خودت پشیمان می شوی و با خودت به فکر فرو می روی. در این موقع تنها یک چیز در ذهنت مرور می شود و آن هم شفای بیماران است! بیمارانی که دوست دارند از بیماری لاعلاج شان شفا یابند.

*******************************

زمانی که دستت زخم می شود را به خاطر داری؟ دائما از خدا می خواهی که کاش زودتر جای زخمت خوب شود. با خودت می گویی که کاش دیگر دستت زخمی نشود. عالم و آدم را مقصر می دانی، برای اینکه دستت زخم شده! اما آیا تا به حال بیماران لاعلاج را دیده ای؟ آنها که هیچ چاره برای بیماری شان وجود ندارد، جز اینکه بسوزند و بسازند. تا به حال به خود فکر کرده ای که آنها چگونه با درد خود کنار می آیند؟ خیلی سخت است که بدانی دردی داری و قرار نیست که این درد درمان شود. از خداوند شفای تمام بیماران را طلب می کنم و از او می خواهم که در این دنیای بزرگ، بیمارانی که لاعلاج هستند، درمانی برای دردشان پیدا شود. آمین

*******************************

به نظر من بیماران لاعلاج خیلی قدرتمندتر از ما انسانهای معمولی هستند. آنها باید با یک درد کنار بیایند و این درد هم تا آخر عمرشان همراهشان خواهد بود. آنها آنقدر روی قدرت تمرکز و اراده شان کار می کنند که گویی دیگر این بیماری وجود ندارد و آنها به زندگی معمولی شان می پردازند. اگر ما انسان های معمولی که خود را از آنها سالم تر می دانیم از آنها الگو بگیریم، می توانیم به موفقیت های زیادی برسیم. این انسان های قدرتمندی که در اسارت یک بیماری هستند، اگر بیماری شان درمان شود، می توانند به چیزهای بزرگی در زندگی دست بیابند. از خدا شفای بیماران لاعلاج را می طلبم و از او می خواهم که برای این بیماران هم روزنه ای از امید به وجود بیاید.

*******************************

گاهی فقط چشمش به یک روزنه ی امید است؛ به او می گویند که می خواهند عملی رویش انجام دهند که تا به حال در دنیا انجام نشده. فکرش را بکن! اگر به خودت این حرف را بزنند، حالت چگونه خواهد شد؟ اما او با این حال باز هم خوشحال می شود و با جان و دل می گذارد که عملش کنند. این فرد بیماری لاعلاج است که در دنیا هنوز دلیل بیماری اش کشف نشده. زمانی که این فرد را می بینی، خواسته ای در وجودت شکل می گیرد و آن هم شفای بیماران است. شفای بیمارانی که حتی گاهی منتظر شنیدن هم جمله هستند که قرار است عمل شوند و نتیجه ی عملشان هم چندان مشخص نیست.

*******************************

هیچ وقت درست نیست که بیماران لاعلاج را به یکدیگر نشان دهیم و به هم بگوییم که فلانی را ببین و قدر زندگی ات را بدان. می دانی که اگر همین جمله به گوش آن بیمار برسد با خود چه فکرهایی می کند؟ می دانی که چقدر ناراحت و ناامید خواهد شد؟ اگر به جای اینکه او را با انگشت به هم نشان دهیم و از او آینه ی عبرتی برای خود بسازیم، سعی کنیم که احساس خوبی در وجودش بیافرینم و سعی کنیم که به او حس امید بدهیم که او هم انسان است و حق زندگی کردن دارد، خیلی بهتر می توانیم به زندگی امیدوارش کنیم. ما کاری آنچنانی نمی توانیم برای آنها بکنیم! اما می توانیم از درگاه خداوند شفای بیماران را طلب کنیم و از او بخواهیم که تمام بیماران لاعلاج، درمانی برای دردشان بیابند.

*******************************

سلامتی در وجود انسان به مانند یک شاخه گل است. یک شاخه گل که اگر از آن مراقبت نشود، پژمرده خواهد شد. گل وجود بیماران لاعلاج پژمرده شده و آنها از خداوند تنها یک درخواست دارند و آن هم احیای همین گل است. ما که آن همه خواسته از خداوند داریم، ما که آن همه از خداوند حاجت می طلبیم، کاش یک بار هم برای این بیماران دعا کنیم و شفای بیماران لاعلاج را در بین دعاهای خود قرار دهیم. باور کنید که اگر خدشه ای به گل وجودی تان وارد شود، حاضرید دنیا را بدهید که این گل دوباره احیا شود. کاش برای احیای گل درون این بیماران هم دعا کنیم که آنها هم بتوانند از زندگی لذت ببرند.

*******************************

اگر زندگی را به مانند ترانه های در حال پخش تشبیه کنیم، برای برخی آهنگ های شاد و برای برخی هم آهنگ های غمگین نواخته می شود. اما این آهنگ ها همواره در حال عوض شدند و اگر یکی آهنگ غمگینی بشنود، می تواند آن را عوض کند و آهنگ شادی را پخش کند. اما در زندگی بیماران لاعلاج، دائما آهنگی غمگین نواخته می شود. آهنگی که سد راه آنها برای لذت بردن از این دنیا و رسیدن به خواسته هایشان شده است. این بیماران هم زندگی دارند و کاش ما به آنها کمک کنیم که بتوانند آن آهنگ غمگین را به یک آهنگ شاد تبدیل نمایند. از خداوند شفای بیماران را خواستارم و امیدوارم که در زندگی همه ی انسان ها، همواره ترانه هایی شاد و لذت بخش پخش شود.

*******************************

اگر فقط به او دلخوش کنی، می توانی هر ناممکنی را ممکن سازی؛ فقط کافیست توکلت به او باشد و لاغیر. مهم نیست که چه بیماری ای داری و مهم نیست که پزشکان در مورد بیماری تو چه حرفی می زنند! جمله ای در جایی نوشته شده بود که خیلی زیبا بود و آن هم این بود که به خدا نگو که مشکلات بزرگ دارم، بلکه به مشکلات بگو که خدایی بزرگ دارم. زمانی که به این خدای بزرگ توکل کنی، می توانی به هر چه که میخواهی برسی. این را همواره ملکه ذهنت کن که فقط غیرممکن، غیرممکن است. به خداوند و لطف بی کرانش امیدوار باش و نه تنها برای خود، بلکه شفای همه ی بیماران را از خدا بخواه. زمانی که برای دیگران دعا می کنی، احساست بهتر می شود و خدا به حرفت زودتر گوش می کند. فراموش هم نکن که چیزی به نام لاعلاج وجود ندارد و هرگز خود را به این کلمه محدود نکن.

*******************************

بیماران لاعلاج، گاهی علاجی برای بیماری شان پیدا می کنند و آن هم کنار آمدن با آن است. اما آنها یک مشکل لاعلاج بزرگتر دارند و آن هم حرف مردم است. مردمی که با دلسوزی های بیجای خود، حرف هایی میزنند که دل این بیمار می کشند یا باعث می شود که با خود فکر کند که خیلی متفاوت است. باید بدانیم که این بیمار هم درست است که شاید برخی نعمت ها را نداشته باشد، اما زنده است و باید زندگی کند. نباید با حرف ها و دلسوزی های بی خودمان، او را نسبت به زندگی دلسرد کنیم! که این ناامیدی به مراتب لاعلاج تر از هرگونه بیماری است. از خداوند شفای بیماران را می خواهم! بیمارانی که بیماریشان لاعلاج است و از او می خواهم که به همه ما قدرت فکر کردن بدهد که جلوی این بیماران حرفی از لاعلاج بودن بیماریشان نزنیم یا آنها را ناامید نکنیم.

جملات زیبا در مورد شفای کودکان بیمار

زمانی که در راهروی بیمارستان ها قدم برمی داری، زمانی که به درمانگاه های مختلف می روی، زمانی که کودکانی را می بینی که با دستگاه های مختلف نفس می کشند و زنده هستند، تمام خواسته هایت را فراموش می کنی. دیگر نمی توانی برای خودت از خداوند درخواست و آرزویی داشته باشی. این کودکان آنقدر معصومانه به چشمانت زل میزند، آنقدر معصومانه تو را نگاه می کند، که گویی می خواهی زمین دهان باز کند و وارد آن شوی. در آن زمان خواسته ات تنها یک چیز خواهد بود و آن هم شفای بیماران است. می خواهی که دیگر هیچ کودکی به مانند کودکی که تو دیدی نباشد و همه در سلامتی کامل به سر ببرند.

*******************************

کودکانی که بیمار به دنیا آمده اند، چه سهمی از این دنیا دارند؟ چرا آنها باید اینقدر سختی بکشند؟ گاهی هجوم این افکار به قدری مرا آزرده خاطر می کند که نمی توانم دیگر آنها را تحمل کنم. گاهی با خودم در مورد عدالت خداوند صحبت می کنم و در نهایت احساس می کنم که خدا عدالت را برای آنها در نظر نگرفته است. نمی دانم دلیلش چیست، نمی دانم که خداوند چرا آنها را اینگونه آفریده، اما این را می دانم که قدرت شفا دادن آن را داد! از خدا شفای بیماران را می طلبم؛ شفای کودکان بیماری که فرصت لذت بردن از دوران کودکی شان را از دست داده اند.

*******************************

کودکی دوران لذت بخش زندگی است. همه انسان ها از کودکی هایشان خاطراتی زیبا و به یاد ماندنی دارند. گویی کودکی بخش فراموش نشدنی زندگی برای همه ماست. اما شاید بهتر است نگوییم برای همه. کودکانی هستند که در بیماری و رنج زندگی می کنند؛ کودکانی که هنوز نتوانسته اند از زندگی لذت ببرند و سهم شاد بودن خود را از دنیا بگیرند. زمانی که با این کودکان رو به رو می شوِی، درد را در چهره شان می بینی. شفای بیماران آرزوی قلبی من است. کاش این کودکان هم بهبود یابند و بتوانند زندگی شان را بسازند. درست است که شاید کودکی شان از آنها گرفته شده، اما می توانند فرصت لذت بردن از زندگی آینده را داشته باشند.

*******************************

کودکی را می بینی که در اوج زمانی که باید جنب و جوش داشته باشد و از کودکی اش لذت ببرد، روی تخت افتاده و با دستگاه های مختلف زنده است. زمانی که او را می بینی، از تمام گناهانی که خواسته یا ناخواسته در این دنیا انجام داده ای، پشیمان می شوی. چهره ی معصومانه ی این کودک تو را به خود خواهد آورد. کاش ما انسان ها انقدر خودخواه نبودیم. کاش برای شفای بیماران هم که شده بتوانیم حتی با یک لبخند دل آنها را شاد کنیم. به خصوص کودکانی که فرصت کودکیشان از آنها گرفته شده. این حداقل کاری است که می توانیم برایشان بکنیم.

*******************************

قشنگ میتوانم در چهره اش غمی را مشاهده کنم که با دیدن کودکان سالم شکل می گیرد. اما با این حال لبخند می زند و نمی گذارد که بیماری اش بر او غلبه کند. آری! من کودک بیماری را می گویم که بیماری فرصت زندگی کردن را از او گرفته. او نمی تواند به مانند کودکان دیگر باشد، او نمی تواند شاید به مانند آنها به مدرسه برود، او نمی تواند برای شغل آینده اش انشا بنویسید. اما با این حال باز هم استقامت می کند و آنقدر قوی است که نمی گذارد بیماری اش بر او چیره شود. زمانی که چنین کودکانی را می بینی، فقط یک خواسته ی قلبی در وجودت شکل می گیرد و آن هم شفای بیماران است. شفای همه ی بیمارانی که فرصت زندگی کردن از آنها گرفته شده.

تهیه کننده : توپ تاپ

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...