آموزش شعر برای کودکان 3 ساله ، شعر کودک

شعر کودک یکی از مهمترین مواردی است که میتواند به پدر و مادرها در تربیت کودک کمک کند. شعر کودک به خوبی در ذهن فرزند شما باقی می ماند؛ حال اگر این شعر محتوای آموزشی و تربیتی داشته باشد، میتواند در ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه کودک شما ثبت شود. پدران و مادران به راحتی میتوانند به کمک شعر کودک مفاهیم را به فرزندان خود آموزش دهند و بایدها و نبایدها را بدون لجبازی و خستگی کودک به او بیاموزند.تصور میکنیم اشعاری که در این مطلب از توپ تاپ تهیه شده است مناسب برای کودکان سه سال می باشد و تمرین و تکرار آن با آموزش بزرگتر ها نتیجه ی جالبی را رقم خواهد زد.

از طرف دیگر شعر کودک میتواند برای گروه های سنی مختلف مورد استفاده قرار گیرد. محتواهای به کار رفته در شعر کودک برای گروه های سنی مختلف باید متفاوت باشد تا برای آن ها جذاب و سرگرم کننده باشد. در اینجا ما برای شما شعر کودک با موضوعات مختلف و مناسب برای گروه سنی «الف» را ارائه داده ایم.

شعر کودک سه ساله

شعر کودک با موضوع احترام به بزرگتر مناسب کودکان سه ساله

اتل متل این کیه؟

 همونی که بازیگوشه، لباس تمیز میپوشه؟

اون کیه؟ اسمش چیه؟ فسقلی

اتل متل این کیه؟

خانومی که مهربونه، شیرینه و خوش زبونه؟

اون کیه؟ اون مامان فسقلیه.

فسقلی خوب میدونه مامان تو دنیا هست یدونه

مامانی مهربونه، همه چیو میدونه

اگه میگه جایی نرو.... فسقلی نرو!

اگه میگه آروم بشین.... فسقلی بشین!

اگه میگه چیزی نخور.... فسقلی نخور!

آی فسقلی آی فسقلی اگه به حرف گوش نکنی

اگه بری، اگه نشینی، اگه بخوری

گم میشی، زخم میشی، دل درد میگیری

مامان که مهربونه، اینا رو خوب میدونه

مامان میگه فسقلی قشنگم، عزیز شوخ و شنگم

مامانی خوب بلده چی برات خوبه، چی برات بده

فسقلی مهربون میگه که چشم مامان جون!

شعر مناسب کودک سه سال

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع احترام به بزرگتر &&&____****_____~~~~

نوک حنایی، پر طلایی، جوجه ناز صحرایی

صبح سحر، خروس خون دوید و رفت تو ایوون

جیک جیک کنان، بالا پرید، پایین پرید

بی معطلی تو آب جهید، پر کوچولو، نوک کوچولو

تو آب بازی شسته بشید، تمیز بشید

قوقولی قوقو.... قوقولی قوقو....

بابا قوقولی بیدار شد، مشغول کار و بار شد

جوجه کوچولو پایین پرید از ایوون

دوید پیش بابا جون

سلام سلام بابا قوقولی! صبح شما بخیره

قد قد قدا..... قد قد قدا

مامان حنا بیداره، از صبح فکر ناهاره

جوجه کوچولو بالا پرید، پایین پرید

سلام سلام مامان حنا! صبح شما بخیره

جوجه بلا، پراش هم رنگ طلا، نوکش حنا

خوب بلده صبح که میشه خروس خون بدوه بره تو ایوون

صبح بخیر بگه، آبی به بال هاش بزنه

بعدش بیاد توی باغ، بازی کنه با کره الاغ

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع احترام به بزرگتر &&&____****_____~~~~

یکی بود، یکی نبود، یه بچه بود، اسمش مملی

مملی نگو بلا بگو... یک پسر باادب، کوچولوی مرتب

یک روز خوب، تنگ غروب

مملی توی کوچه نشسته بود بازی میکرد

یک دفعه دید اونورا.... یه جایی اون دور دورا

یک آقای میونه سال نشسته، خسته شده، انگار عصاش شکسته

مملی میگفت ای خدا! این آقای همسایست، همونی که مهربونه، خیلی هم خوش زبونه

دوید و رفت تو خونه. مامان کجاست؟ تو ایوون. مشغول چی؟ تمیز کردن قندون

مملی گفت این آقای همسایه که خیلی مهربونه، شیرین و خوش زبونه

 یک گوشه ای نشسته، انگار عصاش شکسته

مامان مملی بلند شد، چادر گلی سرش کرد،

 با هم رفتن به کوچه، کنار پیرمرد دیدند یک سبد آلوچه

پیرمرد مهربون، شد یهو شاد و خندون

کمک کردند به آقای مهربون. آوردنش به خونش

پیرمرد از توی سبد چندتا دونه آلوچه با چندتایی کلوچه داد به مملی

مملی نگو، بلا بگو. یه پسر مهربون که خوب میدونه

کمک کردن به دیگرون یه کار خوبه و نمونه

شعر کودکانه مخصوص سه سال

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع احترام به بزرگتر &&&____****_____~~~~

مامان و بابا هستند دو تا فرشته

اینو توی خیلی از کتابا نوشته

من این فرشته ها رو خیلی دوست دارم

به حرفشون گوش میدم، هدیه براشون میارم

دیروز برای بابا یک نقاشی کشیدم

وقتی از سرکار اومد پریدم بابا رو بوسیدم

امروز به مامان یک شاخه گل دادم

گفتم زحمات تو همیشه هست به یادم

من خوب اینو میدونم مامان بابا عزیزن

واسه همین همیشه به پاشون گل میریزم

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع احترام به بزرگتر &&&____****_____~~~~

شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی مخصوص بچه های سه ساله

دو دو چی چی... دو دو چی چی

من یه قطار دارم

قطارم قشنگه، همه جاش آبی رنگه

قطارم راه میره راه میره

دو دو چی چی هوووو هووووو دو دو چی چی هوووو هووووو

من با قطارم میرم

توی دشت، توی کوه، تو صحرا

من با قطارم میرم

تا اون سر این دنیا، تا سرزمین رویا

دو دو چی چی هوووو هوووو دو دو چی چی هوووو هووووو

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

من با مامانم پارک رفتم دیروز

در آن جا دیدم یک حاجی فیروز

لباس قرمز، روی سیاه داشت

با شادمانی بر لب خنده می کاشت

او خندید و میگفت: عیده و عیده

زمستون رفته، بهار رسیده

مامان به گفت فصل بهاره

حاجی فیروز براش برنامه داره

من نوروز را خیلی دوست دارم

چون که همیشه لباس نو تن دارم

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

پیشی پیشی ملوسه

توی حیاط خونه

مامان میگه این پیشی

همیشه پیشمون میمونه

پیشی ناز و پشمالو

تپل و رنگی مثل هلو

من تو رو خیلی دوست دارم

برای تو ظرف پر از شیر میارم

بابا میگه خداوند حیوونا رو خلق کرده

برای همین ما باید مواظبشون باشیم

غذا بهشون بدیم، هوادارشون باشیم

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

بهار بهار بهاره

بهار شکوفه داره

هوا چقدر قشنگه

طبیعت باز بیداره

فصل بعدی تابستون

تعطیلاته وای آخ جون!

یه عالمه میوه خوشمزه

با بازی و شوخی های بامزه

فصل سوم پاییزه

پاییز وقتی برگا میریزه

هوا یکم سرد میشه

برگا همش زرد میشه

فصل آخر زمستون

با ننه سرمای مهربون

برامون برف میاره

آدم برفی میذاره

فصلا چقدر قشنگن

هرکدومشون یه رنگن

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

بابا مرا برد روزی به صحرا

آنجا دیدم حیوانات را

یک گوسفند بود همراه بره

در کنارش اسب همراه کره

در سمت دیگر یک گاو دیدم

وقتی که «ما» کرد، از جا پریدم

اردک ها و مرغ ها هم بودند

دنبال آن ها چند جوجه دویدند

یک  سگ هم آنجا مراقب همه بود

انگاری آن سگ نگهبان مزرعه بود

پدر به من گفت حیوانات خوبند

برای آدم ها مفید و پرسودند

شعر های کودکانه سه سال

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

ما بچه ها بازیگوشیم

خوشحالیم، خندانیم، باهوشیم

بازی میکنیم همیشه

هیشکی از بازی خسته نمیشه

الک دولک، چرخ و فلک، قایم موشک

خاله بازی و گرگم به هوا

چقدر بازی خوبه وای خدا!

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

روی یه گل توی یه باغ

که روی درختاش پر زاغ

نشسته زنبور عسل

شهد گلا رو میخوره

تا درست کنه واسه ما عسل

توی باغ روی قاصدک نشسته بود یه شاپرک

شاپرک بازی میکنه، بازی و شادی میکنه

 بال هاشو هی باز میکنه، می بنده

اینور و اونور میره و با شادی اون میخنده

روی زمین مورچه کوچولو بار میبره

مورچه کوچولو یه دونه رو میبره سمت لونه

خوب میدونه زمستون زمین بی آب و دونه

باید واسه زمستون غذا جمع کنه تو خونه

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

یه روز خانوم خرگوشه

رفت پیش خانوم موشه

گفت موش موشک آی گرد گوشک

تو ای بلا چی میخوری غذا؟

موش موشی گفت آی خرگوشی تو که باهوشی

من میخورم گردو و بادوم شایدم پنیر یا یه کمی شیر

خرگوشه گفت غذای من هویجه یا اینکه کاهو پیچه

از اون ورا میگذشت سنجاب بلا

دوید و گفت من میخورم فندق و بلوط

بالا میرم از درخت توت

گنجیشکه رسید جیک و جیک و جیک

گفت من میخوام دونه ی کوچیک

برنج و نونِ خرده غذای منه که واسه جوجه برده

~~~~~_____****____&&& شعر کودک با موضوع بازی و سرگرمی &&&____****_____~~~~

شعر کودک با موضوع دوست داشتن و شناخت خداوند

خدا خدای مهربون

ای خالق هفت آسمون

تو همیشه به یاد من

تو میرسی به داد من

تو همیشه کنار من

همیشه هستی یار من

وقتی بهت فکر میکنم

اسم تو رو ذکر میکنم

خیال من هست راحت

دیگه نمیشم ناراحت

تو منو آفریدی

نقش و نگار کشیدی

خدای مهربونم

قدر تو رو میدونم

~~~~____***___&& شعر کودک با موضوع شناخت و دوست داشتن خداوند &&___***____~~~

یک روز در خانه نشسته بودم

بابا آمد و من برگشته بودم

بابا ایستاد نماز میخواند

او نماز را با اعتقاد میخواند

بعد که تمام شد رفتم کنارش

گفتم خدا کیست؟ بگو از کارش

بابا به من گفت خدا عزیز است

هم مهربان است، هم او قوی است

بابا می گفت خدا ما را بس دوست دارد

من به او گفتم خدا چه دور است

در آسمان ها آن بالا بالا

بابایی میگفت خدا آنجا نیست

خدا کنارت اینجا نشسته است

درهای غم را به رویت بسته است

تو باید با او دوست باشی فرزند

این را بدان و همیشه بخند

من یاد گرفتم خدا رفیق است

او یک رفیق خوب و شفیق است

~~~~____***___&& شعر کودک با موضوع شناخت و دوست داشتن خداوند &&___***____~~~

به مادر گفتم آخر خدا کیست؟

که در کنارم هم هست و هم نیست

مادر خندید مرا بوسید. گفت او خدا هست

مادر میگفت خدا همیشه میبیند ما را

او میداند چه در دل ماست

او همیشه اینجا و آنجاست

فقط باید هوشیار باشی

تو خوب بدانی نیکوکار باشی

با کار خوبت خدا میخندد

او کار خوب را بس میپسندد

من شاد گشتم. گفتم که مادر

هیچی نیست از کار خوب بهتر

اما چه کاری یک کار خوب است؟

مادر میگفت مهربانی  خوب است

کمک کردن و محبت

همیاری خوب است

من هم خواستم که خوب باشم

خدا بخندد، با او دوست باشم

~~~~____***___&& شعر کودک با موضوع شناخت و دوست داشتن خداوند &&___***____~~~

شعر کودک با موضوع دوستی 

فسقلی و قلقلی دو تا دونه رفیقن

اونا با هم دوستن و خیلی خیلی شفیقن

هر روز صبح فسقلی میره میگه آی قلقلی

میای باهم بازی کنیم؟ بازی کنیم و شادی کنیم؟

قلقلی از تو خونه بی حرف و بی بهونه

میاد پیش فسقلی میگه منم قلقلی

بیا باهم بازی کنیم، الک دولک

چرخ و فلک، الاکلنگ و تیشه

یعنی کی برنده میشه؟

بیا بریم تاب بازی یا که بریم آب بازی

من و تو یار و دوستیم  تا همیشه

اصلا بازی و شادی بدون تو نمیشه

~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع دوستی &&&&____*****_____~~~~

مادر منو برد به مهد کودک

اونجا من بودم تنها و کوچک

همه داشتند میکردند بازی

اونا بودند خوشحال و راضی

من یه گوشه نشسته بودم

حوصلم سررفت چه خسته بودم

چرا تنهایی؟ یکی به من گفت

نگاهش کردم غم از دلم رُفت

گفتم آخه من تنها هستم دوستی ندارم

گفتش خب من دوست تو هستم

ببین اینجا کنارت نشستم

من و اون بچه دوست شدیم باهم

بازی میکردیم خوش بودیم باهم

مامان که اومد دوست منو دید

دید تنها نیستم، شاد شد و خندید

 ~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع دوستی &&&&____*****_____~~~~

یه روزی توی یه باغ نشسته بود یک کلاغ

پرهاش مشکی و تمیز بود اسمش بود خانوم زاغ

دوستش خانوم حنایی بود یه گنجشک پر طلایی

اونا باهم دوست بودند داشتند چه ماجراهایی

هر روز صبح خروس خون حنایی مهربون

میرفت سراغ زاغه که برن توی باغه

باهم دیگه پر بزنن، بازی کنن، باهم غذا پیدا کنن

اما یه روز گنجیشکک قصه ما نیومد

زاغ منتظر تنگ غروب اما حنا نیومد

زاغه پرید رفت خونه گنجشک روی درخت

دید که ای وای حنایی مریض افتاده تو تخت

زاغه که دید دوست خوبش مریضه

دوید و رفت دنبال غذا چون دوستش خیلی عزیزه

غذا آورد، بال هاشو شست، اومد کنار خانوم حنا

تا صبح موند پیشش کلاغ بلا

صبح سحر خروس خون خانوم حنا بیدار شد

مشغول کار و بار شد

اون که دیگه نه مریض بود نه خسته

حالا دیگه هم تمیز بود هم دلبسته!

پرید و رفت خونه کلاغ

گفت آی دوست عزیز! خانوم زاغ

تو خیلی خوب و ماهی

فدات بشم الهی

آی پرنده ها چرنده ها خزنده ها

آهای تموم حیوونا

من یه دوست دارم که مهربونه، یه رفیق نمونه

تو غم و شادی کنارمه هر جا که باشم یارمه

~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع دوستی &&&&____*****_____~~~~

شعر کودک با موضوع مشاغل

بابای مهربون من هست یه آتش نشان

او برای کارای خوب آماده هست هر زمان

وقتی خونه آتیش گرفت باید به 125 زد زنگ

بعدش جایی که بابایی هست صدا میاد دلنگ دلنگ

بابا و دوستاش سریع و بی بهونه میرن سمت اون خونه

آب میبرن، شلنگو با تاب میبرن

نردبون و کامیون

هست تجهیزات اونا عزیز جون

آتش نشانا با شجاعت خاموش میکنند آتیشو سخت

اما خاموش کردن آتیش تنها وظیفه اونا نیس

وقتی یه جا حیوون خطرناک باشه، یا که یکی تو دردسر بیفته

آتیش نشان میدونه باید سریع خودش رو برسونه

بابای من یه قهرمانه، او همیشه در حال نجات جانه

شعر کودک

~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع مشاغل &&&&____*****_____~~~~

شب ها که ما می خوابیم

عمو رفتگر بیداره

ما خواب خوش میبینیم

او به فکر کار و باره

صبح که از خواب پا میشیم

همه خیابونا تمیزه

تو خیابون آشغال نمیبینیم

حتی شده یه ریزه

عمو رفتگر زحمت کشه خیلی زیاد

آشغال نریختن تنها کاریه که از ما بر میاد

وقتی که آشغال میریزیم

عمو رفتگر جارو به دست

برش میداره میریزه تو سطل

اون خیلی مهربونه، زحمت کش و نمونه

من واسه کمک به اون هیچ وقت توی خیابون

آشغالی نمیریزم، یه بچه خوب و تمیزم

~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع مشاغل &&&&____*****_____~~~~

سوت میکشه آقای قطار

داره میاد با صد تا سوار

کی قطارو میرونه؟

یه آقای مهربونه!

اون بلده یه قطارو توی ریل برونه

تا که ما رو هرجا میخوایم صحیح و سالم برسونه

یه روز با مامان و بابا رفتیم پابوس امام رضا

توی قطار حسابی راحت بودیم

نشسته بودیم و با خیال تخت بودیم

قطار روندن کار یه آدم صبوره

وقتی یکی راننده قطاره یعنی خیلی جسوره

~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع مشاغل &&&&____*****_____~~~~

مامان مهربونم هست یه خانوم خونه دار

اون خیلی صبوره تازه هست خیلی پرکار

خونه ما همیشه مرتب و تمیزه

این بخاطر وجود یک مامان عزیزه

مامان همیشه واسم غذای خوشمزه میپزه

بابا که از سرکار میاد میره سراغش با یه شربت خنک و خوشمزه

مامانی خوب میدونه که چه کسی تو خونه

خانوم خونه یه آشپزه وقتی که ما گرسنه ایم

خانوم خونه یه پرستاره وقتی که ما مریضیم

خانوم خونه یه معلمه وقتی که ما درس میخونیم

خانوم خونه یه تمیزگره وقتی ما همه چیو به هم میریزیم

خدای مهربونم برای من نگه دار مامان عزیز دردونم

~~~~~_____*****____&&&& شعر کودک با موضوع مشاغل &&&&____*****_____~~~~

خانوم پرستار یک خانوم صبوره

اون حتی بعضی وقتا شبا از خونه دوره

وقتی یکی مریضه، برای یک پرستار خیلی خیلی عزیزه

پرستار مهربون حواسش هست به اونی که تو بیمارستان هست یه مهمون

پرستار داروها رو سر وقت به بیمار میده

لباس خوشگل اون هم خیلی خیلی سفیده

یک روز که مریض بودم یک خانوم پرستار

گفت که زودی خوب میشی عزیز خوب بیمار

او خوب مراقبم بود، نگذاشت حالم بد بشه

خانوم پرستار کنارم بود تا که بیماری رد بشه

من که میگم خدا فرشته هاشو برای ما فرستاد

اما چون شکل مائن بهشون میگیم پرستار

شعر مناسب سه سال ، شعر بچه سه ساله

شعر با موضوع رفتارها و کارهای خوب

فسقلی یه بچه نازه

اون داره یاد میگیره رفتارای خوبو تازه

مامان میگه یه بچه خوب کسیه که تمیزه

حموم میره هفته ای دو بار، اما آب خیلی کم میریزه

فسقلی همیشه موی تمیز، ناخن کوتاه، روی سفید داره

حموم کردن و گوش دادن به حرف مامان چاره درست این کاره

مامان میگه آی فسقلی درسته حموم خوبه، آب بازی خوش میگذره

تو که بچه ی عاقل و مهربونی باید اینو بدونی

که آب خیلی مهمه، باید مواظب باشی هدر نره بمونه

هر بار موقع حموم باید به اندازه نیاز شیر آبو کنی باز

مبادا آب مصرف بکنی زیادی

وگرنه وقتی بزرگ میشی آب نیست و نمیتونی بکنی تو شادی

~~~~____****____&&& شعر کودک با موضوع رفتارها و کارهای خوب &&&____****____~~~

یک دو سه چار پنج شش

بابا میره به ورزش

بابا میگه دلبندم خوبه تلاش و کوشش

اما برای کاری که توانایی لازم باشه

عزیز کوچک من بدنت باید سالم باشه

ورزش برای بدن خیلی خوبه عزیزم

واسه همینه من همیشه ورزش میکنم و عرق میریزم

من هم هر روز صبح با بابا به ورزش میرم

خیلی شاد و سرحالم با او به نرمش میرم

میخوام بزرگ که شدم بشم یه مرد قوی

برای همین باید بخورم غذای خوب و مقوی

~~~~____****____&&& شعر کودک با موضوع رفتارها و کارهای خوب &&&____****____~~~

نی نی اینو خوب میدونه باید زود بره به رخت خواب

شبا همیشه مامان میاد کنارش موقع خواب

مامان برای نی نی قصه میگه لالایی هم میخونه

نی نی آروم می خوابه تا صبح توی رویاهاش میسازه چندتا خونه

نی نی باید قبل از خواب دندوناشو بشوره

با این کار خرابی دندونا از نی نی دور دوره

نی نی هر شب ساعت 9 به تخت خواب میره

اگه یکم طول کشید مامان میگه شب دیر دیره!

~~~~____****____&&& شعر کودک با موضوع رفتارها و کارهای خوب &&&____****____~~~

تهیه کننده : توپ تاپ

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...