تعبیر خواب چاقو زدن به همسر

دانیال پیشامبر نوشته اند اگر مردی خواب ببیند بر علیه همسر خود تیزی یا چاقو میکشد و قصد زدن ضرباتی به او را دارد به تعبیر جدایی زود هنگام و یا غم و رنج برای مرد میباشد اگر زنی ببیند بر علیه همسر خود چاقو کشی میکند به تعبیر این است که فرزندانش گمراه خواهند شد و خانواده ی خود را در سختی قرار میدهند در این مطلب از توپ تاپ کمی بیشتر درباره ی همین موضوع بحث کرده ایم

سوال: سلام من خواب دیدم که از دست زنم عصبانی شدم به طرف آشپزخانه رفتم و کارد میوه خوری را برداشتم و به طرفش حمله کردم اولش مقاومت میکرد ولی من از شدن ناراحتی چند ضربه ی چاقو را به پهلوی خانمم زدم و از شکمش خون جاری شد تعبیرش چیه؟

پاسخ: در اینده ای نزدک مشکلی بزرگ بر سر سراه ما قرار خواهد گرفت که دامنه ی آن خانواده تان را درگیر خواهد کرد

شیخ طوسی میگوید چاقو زدن به همسر و کشتن آن در خواب تعبیری نمیتواند داشته باشد به جز کم شدن برکت نعمت و روزی و همچنین حاصل شدن غم و زنج زیاد برای مرد خانواده اگر به هنگام چاقو زدن خون هم دیدی به نشانه ی مرگ زود هنگام یکی از بستگانتان است

سوال: من دیدم که همسر خودم را بخاطر حیانتی که در حقم انجام داده بود با چاقوی تیز میکشم و چند ضربه جاقو داخل قلبش وارد کردم اونا به بیمارستان بردند و روی تخت بیمارستان بخاطر اینکه خون زیادی ازش رفته بود مرد تعبیرش چیه؟

پاسخ: این روزها بسیار مراقب باشید که نکنتد بخاطر موضوعی از کوره در بروید چرا که ممکن است کاری انجام دهید که باعث یک عمر پشیمانی شما شود

علی مدنی میگوید اگر زن و یا دختر جوانی خواب ببیند که شوهر خودش را به هر دلیلی با چاقو میزند و یا قصد کشتن زخمی کردن آن را دارد بخاطر اختلافی که بین خودش و همسرش پی شآمد میکند دعوای بزرگی به راه خواهد انداخت که باعث آبروریزی خواهد شد

برای مشاهده ی مطالبی مشابه روی ادرس زیر کلیک نمایید

تعبیر چاقو زدن

تعبیر خواب چاقو خوردن به شکم

4 نظر

  1. میلادمیلادsays:

    سلام استاد بزرگوار. دیشب 25 فروردین خواب دیدم که مزرعه ای کنار روستایی بودم بعد برای اقامه ی نماز جمعه یا نماز جماعت بود رفتم نماز بخوانم و تو صف جماعت ایستادم و بقیه شو دقیقآ یادم نیست که تمام کردیم نمازو یا نه. اما در ادامه جایی بودم اتاقی بزرگ بود یک نفر چاقوی آشپزخانه کشید به روی یک نفر دیگر و خواست اذیتش کند ما هم همه از شخص چاقو بدست خواهش کردیم، که آرام باشد، نفر تهدید شونده فرار کرد، در این اثنا نفر چاقو به دست یک بچه که آنجا بود برداشت و چاقو را گذاشت کنار گردنش خواست مثلاً او را بزند اما بنظرم قصد اصلیش ترساندن افراد دورو بر خودش بود که نزدیکش نشوند، منم گفتم: شما خیلی محترمی هرگز این کارو نمیکنی بچه را بزنید شما با شخصیت هستید. اینو که گفتم: بچه را زمین گذاشت و فرار کرد و دنبال فردی رفت که مد نظرش بود. ممنون میشم و آرزوی موفقیت دارم براتون. تعبیرشو میخواستم. البته من آن شب خیلی خسته بودم چون کوه رفته بودیم.

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      نصیحت دیگران در این رویا توسط شما به روزهای دلنشین و ارام شما در سنین سالمندی اشاره دارد و خداوند همیشه و در همه حال لطفش شامل حال شما شده است

  2. مولودمولودsays:

    سلام استاد جان. بعد از ظهر خواب دیدم که همسرم تصویر پس زمینه ی گوشیشو عکس خودش در حالیکه روسری سرش نبود گذاشته بود منم ناراحت بودم ولی چیزی بهش نگفتم و خودش میدانست که به این عکسها ناراحت میشم، بعد می خواست شارژیر مودم اینترنت و شارژیر گوشیمو از دستم بگیرد که من استقامت کردم و بهش ندادم البته خانمم در این حالت کمی تبسم داشت. ممنونم

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      اکثر این رویاها تعبیر برعکس دارند و بر اعتماد و وفاداری بیشتری زوجین اشاره دارد

  3. میلادمیلادsays:

    دوستتون دارم معبیرن خواب. همیشه سالم و سربلند باشید. الهی آمین

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      پاینده و برقرار باشید

  4. پسرپسرsays:

    سلام استاد من خيلي خيلي نگرانم((خواهشا زود جوابم را بدهيد))خداي نكرده تعبير اين خوابم ب معشوقه اي ك خيلي بهش وابسته ام ربطي نداره ايا؟من حس ميكنم شايد مقداري مادرم با رابطه من ومعشوقم فعلا ناموافقه و منم ميترسم بگم يكيو دوست دارم وحس ميكنم بگم همه چيو خراب كنه و اين خوابو ساعت حدودا ١٠ صبح ديدم..و البته سركار هم مدنيه نميرمو اجاره جام درنمياد و تصادف و كلي خسارت و ضرر مالي و درنيومدن اجاره هم برام كشكل شده اين خواب نميدونم ب كدام موارد زندگيم اشاره دارد..... خواب ديدم درون خانه اي بوديم كه دايي و زن داييم بودن و دختري هم رفت تو اون يكي اتاق يادم نمياد و خواهر و مادرم در اتاق راجب فال حرف ميزدند دختر خالم تو واقعيت فال ميگيره و اون تو خواب بهشون گفته بودو من فال گوش وايساده بودم پشت دراتاق فال اينده خواهرم بودو راجب اينده من و معشوقمم بود حس ميكردم ميگفتم ممكن هرچي بشه تو اينده واسه ازدواج خواهرم چون مشخص نيست نميزاشتن بشنوم و فكرم نميكنم چيز بدي بود راجب من ! وخواهرم هم كه در واقعيت بيمار است نميتواند راه برود تو خواب با لباسي زيبا و جديد خوش رنگ(قرمزو بنفش)لباس مهموني ايستاده بود و من هم عصابي بودم فك كنم كمي گريه كردم و نارخت و عصابي بودم به مادرم گفتم خودمو ميزنم و ديودم به اشپزخانه و مادرمم سعي كرد جلومو بگيره (تو خانه اي ك بوديم برام اشنا نبود نميدانم متعلق به كي بود)و دو چاقو دسته سياه و دسته قرمز ميوه خوري يادمه كه با مشكيه فك كنم رو دست چپم بيشتر به سمت بازو ك زياد تو ديد نباشه خط مينداختم دو خط كوچيكم پايين تره بازوم و دوتا هم زدم به سرم نه وسط سر بالاي سر كمي ب سمت چپ و كمي راست تر از فرق و خون زيادي از دستم اومد و دستمال سفيد قرمز شد و سرم چون مو داشتم خونش مشاهده نشد و مادرم ميگفت كاش با قرمزه حداقل اينكارو ميكردي(احتمالا منظور اون تمييزتر بوده..اما هر دوچاقو سالم و تمييز بود)مادرم ب زن داييم گفت و اون گفت فك نميكردم تا اين حد حالش بد داييمم حلو تلوزيون دراز كشيده بود و گفت فك نميكردم مغزتم مشكل داشته باشه!رفتيم بيرون كه خواهرم جلو راه ميرفتم و بعد مادرم و من اخر بودم و سه تا زن چادري داشتن ميومدن از جلو من ب مادرم گفتم چرا همه چيو ب من نميگي ومتاسفانه درخواب فوش هم ميدادم در پاسخ و بد دهن شده بودم و يادمه ديدم كفشام سالمن ولي كمي كثيفه جلوش و كفشاييه تو واقعيت دارم ولي بند روش نبسته بودم ك دست كردم جيب عقبم ديدم بند اومد تو دستم و يادم ني يه چيزيو پرت كردم تو خونه مردم شايد بنده بود و بعد دكه ديدم ميخواستم سيگار بگيرم و جلومادرم تاحالا نكشيدما و چون ترك كردم نرفتم سمتش... خواهشا بگيد تعبيرش چيه خداي نكرده ربطي به جدايي كه نداره از معشقوق!!!!!قبل اين خواب هم يادمه معشوقمو ديدم و يكي از پسر اشنا كه پيشمم كار ميكنه هم پيشمون بود و وقتي معشوقم رفت همش ميترسيدم شماره معشوقمو نگرفته باشه چون انگار حس كردم چن لحظه اي غافل شده بودم گوشيه پسررو گرفته بودم همش دنبال شماره و اسمش بودم و شماره اي ك ميگفتم بزنرو درست نميزد و بعد خودم گوشيشو برداشتم و سعي كردم موفق نميشدم چيزي پيدا كنم يجام تو ماشينم نشسته بودم دركنار خيابان كه يه دختر جوان و خوش رو به من امار ميداد و صداش زدم بحرف زدن پرداختيمو همون پسرهم ك گفتم ميگفت مخشو بزن و منم باهاش حرف ميزدمو خنده رو بود و خودمم دست بالا ميگرفتم يجام حس كردم تف هاي پسره انگار پاچيد بمن كه منم بدم اومد فك كنم تف هم كردم و خواب ديدم دختري به من امار ميداد تو اسانسور بعد طبقه بالا پياده شدم و دست ودهنمو با اب سرويس بهداشتي ميشستم و درخواب خودمو با ي پسر ديگه هم مقايسه ميكردم ك قبلا ميشناختمش از نظر قيافه و صدا حس ميكردم من حقيرتر باشم نسبت ب اون همش تو خواب به معشوقم فكر ميكردم وهميشه هرلحظه تو فكرشم تروخداااا كمكم كنيد هر جور درگيري و مشكل باشه مهم ني فقط جدايي نباشه اي خدااا...با تشكر و معذرت بابت پر حرفي خواهشا زود پاسخ دهيد

    • مدیر سایتمدیر  (toptoop) :

      سلام فرزندم ، یر به هیچ وجه به این معناهایی که شما عنوان کردید نیست بلکه فقط بیانگر اتفاقات تلخ و شیرینی است که در ادامه رابطه تان با معشوق خواهید داشت که حتی نگران کننده نیست !