با انواع خشونت در خانواده آشنا شوید

بدون شک وقتی صحبت از خشونت می شود میدانیم که دارای انواع متفاوتی میباشد و مخصوصا وقتی از خشونت در خانواده بحث میشود این موضوع علیه زنان,پدر,و یا فرزندان نیز به کار برده میشود که هر کدام دارای تعریف مشخصی هستند در این مطلب از توپ تاپ راجب خشونت های روانی موجود در خانواده بطور جامع صحبت میشود که انشالله مورد رضایت واقع شود و همچنین کاربران نیز اگر سوالی مد نظر دارند در قسمت نظرات مطرح بفرمایند تا پاسخ ان بزودی ارسال شود

سوال کاربر : با سلام اقای دکتر من خانمی 35 ساله هستم که دو فرزند پسر و دختر دارم وقت هایی که از دست ان ها عصبی و ناراحت میشودم بشدن تنبیهشان میکنم به قدری که از شدت گریه زیاد بعضی از همسایه ها به درب منزل برای ارم کردن من می ایند و خود من بخاطر چنین موضوعی ناراحت هستم و میدانم که کارم بشدت غلط است ولی دست خودم نیست و هر بار که تصمیم میگیرم این کار را نکنم باز موفق نمیشودم چه باید بکنم؟

پاسخ: این گونه رفتار های شدید و تند از طرف والدین بر عیله کودکان باعث اسیب های جدی و ناگواری برای روحیه ان ها میشود شما به یکی از بیماری های عصبی مبتلا هستید که باید در اسرع وقت به متخصص مورد نظر مراحعه نمایید زیرا چنین وضعی به خودی خود کنترل و یا بهبود نخواهد شد و حتما نیاز به درمان دارد با دارو یا مشاوره

از دیدگاه‌ روانشناسان‌ و مشاوران‌ خانواده‌، حرف‌های‌ آزار دهنده‌، رفتار خشونت‌آمیز محسوب‌ می‌شود. این‌ حرف‌های‌ آزاردهنده‌ و ناخوشایند معمولا به‌ صورت‌ ناسزا، لحن‌ تند، تحقیر، تمسخر، تشر، استهزا و... است‌ که‌ می‌تواند به‌ خشونت خانگیی‌ فیزیکی‌ در چارچوب‌ خانه‌ منجر شود. اما تحقیر و تمسخر بارزترین‌ مشکل‌ خشونت‌ کلامی‌ است‌. تحقیر و تمسخر شخصیت‌ زن‌ برابر فرزندان‌، دوستان‌، فامیل‌ و آشنایان‌ با کلمات‌ و جملاتی‌ مانند «نمی‌فهمی‌، نمی‌توانی‌، نمی‌دانی‌، حرف‌ احمقانه‌ نزن‌، تو نظر نده‌، چرا مثل‌ بقیه‌ زنها نیستی‌ و...» می‌ تواند اعتماد به‌ نفس‌ را کم‌ کند.
همچنین‌ تحقیر و تمسخر فعالیت‌های‌ زن‌ در خانه‌ مانند ایراد گرفتن‌ از آشپزی‌، خانه‌داری‌، بچه‌داری‌، مقایسه‌ خانه‌داری‌ همسر با دیگر زنان‌ بویژه‌ مادر شوهر، خواهرشوهر، مادر زن‌ و... نیز خشونت‌ کلامی‌ خانگی‌ به‌ حساب‌ می‌آید.

سوال کاربران: با سلام خدمت اقای دکتر یکساله که ازدواج کردم همسرم در کل ادم ارومی هست ولی خدانکنه که بین ما یه بحث یا اختلافی بیفته خونه را میذاره رو سرش از شکستن بشقاب های خونه بگیر تا کتک زدن و قریاد کشیدن های بلند بارها پیش اومده بخاطر این رفتارش حتی قهر کردم و به فکر طلاق افتادم ولی هر بار کوتاه اومدم و به زندگی ادامه دادم ولی دیگه خسته شدم عصبانیت و خوشنت بیش از حد شوهرم قابل تحمل نیست لطفا منو راهنمایی کنید

پاسخ دکتر: سلام اکثر مردانی که از دوران کودکی دارای روحیه ارام و ملایمی هستند در مواقع ناراحتی یا عصبانیت از خود رفتاری را بروز می دهند که حتی باعث تعجب دیگران میشود و این قابل کنترل و درمان است کافی است چند جلسه را بطور مرتب به پزشک متخصص در این زمینه مراجعه نمایند


یکی‌ دیگر از خشونت‌های‌ کلامی‌، سکوت‌ آزار دهنده‌ است‌ که‌ می‌تواند به‌ مانند کلام‌ آزار دهنده‌ یک‌ سلاح‌ خشونتی‌ عاطفی‌ باشد که‌ برخی‌ از مردان‌ برای‌ تنبیه‌ همسر یا دختر خود از آن‌ استفاده‌ می‌کنند. این‌ نوع‌ رفتار نیز باعث‌ خودباختگی‌ و از بین‌ رفتن‌ اعتماد به‌ نفس‌ و شخصیت‌ زن‌ می‌شود.

انواع خشونت علیه کودک

خشونت علیه اطفال به چندین نوع تقسیم می‌شود، ولی عنصر اصلی که آنها را به هم پیوند می‌دهد اثرات عاطفی/روانی آنها بر روی طفل است. کودکان ضرورت به نظم، توجه، و رابطه واضح و تعریف‌شده میان خود و والدین دارند. یعنی طفل باید بیاموزد که بعنوان طفل در خانه چه نقشی دارد، دیگران باید از او چه انتظاری داشته باشند، و او از دیگران چه انتظاراتی داشته باشد. والدین باید بدانند که بعنوان عضو کلانتر فامیل چه مسوولیت‌هایی دارند.

مثلاً اطفال باید بدانند که والدین شان برای امنیت و آسایش شان تلاش می‌کنند و تنهای شان نمی‌گذارند. اطفالی که مورد خشونت قرار می‌گیرند معمولاً در فامیل‌های به‌سر می‌برند که رفتار والدین شان قابل پیشبینی نیست. بطور مثال پدر یا مادر بصورت ناگهانی خشمگین می‌شود یا بدون این‌که دلیل عصبانیت خود را بگوید طفل را مورد حمله یا انتقاد قرار می‌دهد. در همچو مواردی طفل گیج می‌شود و نمی‌داند که کدام کارش یا حرفش سبب عصبانیت، دلخوری یا نگرانی والدین اش گردیده و در نتیجه احساس ناامنی و بی‌اعتمادی‌اش به خود و به این رابطه بیشتر می‌گردد. دنیایش، دنیای غیرقابل پیشبینی است که هر آن ممکن است طفل سیلی بخورد، یا لت و کوب شدید شود، یا در مقابل دیگران مسخره شود، و…
خشونت روانی

حتماً شنیده اید که می‌گویند «زخم شمشیر خوب می‌شود ولی زخم زبان نه». هیچ‌گاه نباید تاثیر کلماتی که بیان می‌کنیم را نادیده بگیریم. کلمات قدرت عظیم و اعجاب‌انگیزی دارند. همان‌طور که می‌توانند سازنده و مفید باشند، به‌همان اندازه می‌توانند مُخرّب باشند. انتقاد بی‌جا، سخنان تحقیر و توهین‌آمیز، مسخره کردن، نام گذاشتن، و …اثرات مخرب و پایداری روی طفل بجا می‌گذارد و نه‌تنها رشد روانی/اجتماعی که حتی رشد جسمی‌اش را می‌تواند به کندی مواجه سازد. چند مثال از خشونت روانی:

تحقیر کردن، شرمنده کردن، اهانت کردن، و خوار کردن دوام‌دار طفل

نام گذاشتن روی طفل و مقایسه کردن او به‌صورت منفی با کودکان دیگر

بی‌اعتنایی و بی‌توجهی به طفل به‌عنوان نوعی از مجازات، و یا صحبت نکردن با کودک

تماس محدود جسمی با طفل، خودداری از به آغوش گرفتن طفل و نوازش دادن او، خودداری از بوسیدن طفل یا دیگر رفتاری که نشان از توجه عاطفی به کودک دارد

مواجهه کردن کودک با خشونت اعمال شده توسط دیگران، یا جلوگیری نکردن از موارد خشونتی که توسط دیگران بالای کودک اعمال می‌شود.
 خشونت در قالب بی‌اعتنایی

نوع دیگر خشونت علیه طفل، بی‌اعتنایی به نیازمندی‌های اولیه (جسمی و روانی) اوست. به‌طور مثال، فراهم نکردن مقدار کافی غذا، کالا، سرپرستی (نظارت)، نظافت، و… در عین حالی که والدین و سرپرستان کودک توانایی دارند. در هم‌چو مواردی خوب است تا ببینیم که یکی از والدین یا هر دوی شان از لحاظ فزیکی یا روانی (معیوبیت جسمی، اضطراب، افسردگی) مشکلی نداشته تا این مشکل سبب ناتوانی شان در حفظ و مراقبت از طفل نگردیده باشد.

در موارد دیگر، استفاده از مواد مخدر توسط والدین قضاوت و ظرفیت شان را در تربیه طفل به‌شدت کاهش می‌دهد. درین میان، اطفالی که کلانتر هستند در بسیاری موارد بجای والدین از خانواده خود مراقبت می‌کنند، و با آن‌که در جامعه و فرهنگ ما از این اطفال بخاطر شجاعت و فداکاری شان تقدیر می‌شود، ولی در حقیقت نیازهای عاطفی و احساسی این اطفال بدون پاسخ می‌مانند و در آینده می‌توانند برای این کودکان مشکل ایجاد کنند.
خشونت جسمی (فزیکی)

صدمه رساندن و ایجاد زخم و جراحت در بدن طفل درین بخش قرار می‌گیرد. صدمه رساندن می‌تواند نتیجه حمله قصدی/عمدی به طفل یا تلاش برای تربیه او باشد. بعضی از والدین از روش‌های بسیار خشن برای تربیه اولاد خود استفاد می‌کنند، مثلاٌ لت و کوب شدید با مُشت، سیلی، چوب، خط‌کش، سیم برق، کمربند و…حتی در محیط‌های آموزشی مثل مسجد و مکتب نیز لت و کوب طفل با چوب، خط‌کش، و سیم بصورت شایعی رواج دارد. بیشتر این موارد بدون درنظرداشت سن و اندازه جسمی او اتفاق می‌افتند و سبب آسیب شدید می‌گردند. مثلاً در مواردی دیده شده که زدن سیلی شدید سبب پاره شدن پرده گوش طفل گردیده است. در افغانستان، تَوَرّم (پندیدگی) دست‌ها و پاها به‌علت ضربه وارد کردن مداوم توسط چوب یک امر معمول است.

تعداد بسیاری از این والدین معمولاً استدلال می‌کنند که هدف شان تربیت کردن طفل است و این روش (لت و کوب) مفید است، در حالی‌که تربیت کردن طفل باید طوری باشد تا طفل نوع رفتار کردن و تعامل خود با دیگران را بیاموزد و در وضعیت ایده آل بر روح و روانش یا صدمه وارد نشود یا این‌که کم‌ترین آسیب وارد شود. اصلاً موضوع تربیت کودک این است تا کودک قادر گردد خوب را از بد تشخیص بدهد نه این‌که با ترس و نگرانی زندگی کند.

خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بر اساس مطالعات جامعه‌شناسی، هدف اصلی خشونت خانگی کودکان خردسال هستند. دومین نوع خشونت معمول در خانواده، خشونت شوهران علیه زنان است. خشونت درون خانواده بازتاب الگوهای کلی‌تر رفتار خشن است. بسیاری از مردانی که زنان و کودکانشان را از نظر فیزیکی مورد تعرض قرار می‌دهند، در زمینه‌های دیگر سابقه خشونت دارند. پذیرش فرهنگی شکل‌هایی از خشونت خانگی مانند تنبیه بدنی؛ از عواملی است که میزان خشونت خانگی را افزایش می‌دهد.

انواع خشونت‌های خانگی
یک قربانی اسیدپاشی در کامبوج

    خشونت فیزیکی: کتک زدن، قطع عضو، قتل
    خشونت جنسی: تجاوز، سوءاستفاده جنسی، قوادی
    خشونت روانی: باج خواهی، توهین، تحقیر، تهدید، حسادت، شک
    محرومیت و محدودیت: از بین بردن استقلال مالی، مصادره اموال،

مطالب مرتبط دیگر

خشونت

شوهرم خیلی خشن و عصبیه

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...