تجاوز پدر به دختر ۱۷ ساله ی خود در تهران

┘◄ برای مشاهده ی ادامه ی خبر و تصاویر به ادامه ی مطلب بروید | ▼▼ |

 

 

کلانتری یوسف آباد- دختری ۱۷ ساله شامگاه ۱شنبه با حالتی گریه دار به کلانتری یوسف آباد تهران مراجعه کرد.
این دختر که نسترن.آ نامش است در گفتگو با سرهنگ غلامی شکواییه بر علیه پدرش تنظیم نمود. مادر این دختر که ۴ سال پیش از شوهرش طلاق گرفته بود به همراه دخترش بود که ترجیح داد اصل ماجرا از زبان دختره جوانش برای سرهنگ غلامی بازگو شود.
نسترن در ادامه میگوید که پدرش به او ۱ هفته ی پیش در حالی که منو با کامپیوتر خودم دیده بود وارد اتاقم شد و با حالتی خدشه دار ابتدا با توهین به من گفت که باید به پیشنهاد شیطانی و دور از شئونات یک پدر تن بدم. من که سست شده بودم از این پیشنهاد خیلی تعجب کردم و پدرم به همراه دوستش که به همراه خود در منزل ما بود منو به زور و با کتک به اتاق پذیرایی برد و سپس به همراه دوست خود با حالتی وحشیانه و دور از اخلاق به من تجاوز کردند که موجب پارگی لباسم شد و خدارو شکر همون موقع بود که تلفن همرام زنگ خورد و در حالی که در ۱ قدمیم بود دیدم این شماره متین پسر عممه. سریع گوشی رو برداشتم و گفتم متین به دادم برست آجی . پدرم و دوستش سریع تلفن من رو از دستم گرفتند و ارتباط قطع شد که از اونجا که خدا خواست متین با اون صدای دادو بیداده ترسم از پشت تلفن سریع خودشو رسوند به خونمون.
متین سریع وارد از دیوار وارد خونه شد و وقتی منو با اون وضعیت دید و از اونجایی که با فنون کنگ فو آشنایی داشت منو سریع به اتاقم راهنمایی کرد و با پدرم و دوستش درگیری پیدا کرد و معلوم شدش بعدا که در حالت طبیعی جفتشون نبودنند و اونا هم در اقدامی جالب پا به فرار گذاشتند. الانم متین هر روز دل داریم میده و از اوم روز به بعد مدام بهم گفت بیا بریم کلانتری که من از ترس آبروم نمیومدم تا اینکه بلاخره با اصرار او موضوع رو با مادرم در جریان گذشتم و امروز با مادرم اینجام.
پدرمم از اون رو به بعد ۱ هفته است ازش خبری نیست و فرار کرده چون میدونه چه بلایی سرش میاد.
در ادامه ی این راز شوم غیر منصفانه سرهنگ غلامی پرونده را برای تعقیب و دستگیری پدر نسترن به مقامات قضایی و دادستان خدادادیان ارجاع داد که با تعقیب و انجام به موقع عملیات سوژه سپس در یکی از محله های کرج به همراه دوستش دستگیر شد.

پدر نسترن در ادامه به دادستان عمومی شعبه ی ۲ تهران میگوید: دخترم نسترن بسیار از نظر قیافه زیباست. من اون روز مست بودم و دنبال فرصتی بودم که بتونم بهش تجاوز کنم تا لااقل اینگونه ارضاء روحی شوم. از وقتی که ۱۲ سالش بود بسیار زیبا و زیبا تر میشد هر روز و من میترسیدم که با کسی که دوستش داره متین پسر عمش روزی ازدواج کنه که از دست من خلاص بشه. بلاخره یه جا گیرش آوردم و اون عملی که نباید انجام میدادم و حالا هم پشیمانم انجام دادم.
در ادامه ی این پرونده ی فساد با بازبینی معاونان دادستان عمومی به این پرونده پدر نسترن با امضای والدین خود مبنی بر ادامه ی شکایت و به رساندن اشد مجازات به اعدام و در صورت رضایت نسترن(دختر متهم) و همچنین مادرش که به دلیل ۶ ماه مانده به سن قانونی فرزند حضانت دست مادرش در نبود پدرش باشد طبق قانون مجازات به ۲ سال زندان محکوم میگردد.
نسترن به خبرگزاری مردمی سبز اینگونه میگوید:
اصلان دوست نداشتم پدرم برود ۲سال زندانی اما باید تنبیه شود تا دیگر از این فکر های دور از چشم یک پدر مثل خودش نکند.
تازه از من باید تشکر کند که حکم مرگش را امضا نکردم و ۲ سال زندانی واسش کمترین مجازاته که رضایت دادم. اون دیگر پدرم نیست و من از امروز به فکر ازدواج با متین پسر عمه ی ورزشکار و با اخلاقم هستم. از مادرمم تشکر میکنم که در این شکایت همراهیم کرد چون اگر اون نبود من جرات این رازو نداشتم و مادرمم از اونجایی که عشق عاطفی به من دارد منتظر بهونه ای بود که منو پیش خودش ببره و الانم خدارو شکر از نظر مالی وضع خوبی داریم .
دادگاه در ادامه مسئولیت ۶ ماهه ی فرزند بالغ رسیده نسترن تا ۱۸ سالگی را به مادرش با رضایت نسترن به

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...