زن ساده‌لوح در دام مرد شیک پوش افتاد !

┘◄ برای مشاهده ی ادامه ی خبر و تصاویر به ادامه ی مطلب بروید| ▼▼ |

 

مرد شیک‌پوشی به بهانه پیدا کردن کار و دادن وام میلیونی دست به کلاهبرداری میلیونی زد.
 

 

به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل از ایران، اواسط دی ماه سال جاری زن جوانی به دادسرای ناحیه 11تهران رفت و گفت از آنجا که همسرم بازنشسته یک سازمان دولتی است و حقوق ماهانه برای هزینه زندگیمان کم است تصمیم گرفتم برای خودم کاری دست و پا کنم به خاطر همین به دوستانم سپردم که اگر مراکز تولیدی نیاز به نیروی کار داشتند مرا معرفی کنند.

 

چند وقت پیش یکی از دوستانم گفت یک خانواده ثروتمند نیاز به یک کارگر دارند. من نیز پذیرفتم و قرار بر این شد که من شناسنامه‌ام را به همراه کپی آن به وی بدهم. وی افزود: چند روز پیش برای گرفتن کپی از صفحات شناسنامه‌ام به میدان منیریه رفتم. همزمان دوستم زنگ زد و از من پرسید که چه‌کار کردی؟ من سرگرم صحبت با وی شدم، وقتی از مغازه بیرون آمدم با مرد جوان شیک‌پوشی روبه‌رو شدم. وی که بسیار مؤدب بود به من گفت خانم ببخشید شما دنبال کار می‌گردید که من جا خوردم و پرسیدم چرا؟ او ادعا کرد قادر است در یکی از بیمارستان‌های تهران برایم کار پیدا کند.

 

آن مرد بسیار چرب‌زبان بود و من خیلی زود به او اعتماد پیدا کردم، شماره‌اش را به من داد و گفت اگر دوست داشتی تماس بگیر و وعده داد در مدت یک هفته مرا در بیمارستان استخدام کند. با توجه به اینکه از لحاظ مالی در شرایط بدی به سر می‌بردم، یک ساعت بعد با آن مرد ناشناس تماس گرفتم و پرسیدم برای استخدام به چه مدارکی نیاز داری؟ او گفت کپی همه صفحات شناسنامه، کپی کارت ملی و یک قطعه عکس پرسنلی که همه آنها را تهیه کردم و فردای آن روز با وی قرار گذاشتم و مدارک شناسایی‌ام را به او تحویل دادم.

 

وی گفت قادر است حتی برایم وام 30 میلیون تومانی بگیرد اما چون درآمدی نداشتم که اقساط آن را پرداخت کنم به او گفتم نیازی به وام ندارم. این مرد شیاد با اصرار مرا وادار کرد که وام را نیز بگیرم و گفت این خواست خدا بوده که من سر راه شما قرار بگیرم! من نیز غافل از نقشه‌‌های این مرد، پذیرفتم که به خاطر گرفتن وام به وی مدارک تحویل بدهم.

 

سپس آن مرد ادعا کرد برای گرفتن وام 30 میلیونی باید ابتدا 11 میلیون تومان پول در حساب داشته باشم چون من این میزان پول برایم زیاد بود گفتم غیرممکن است. وی با چرب‌زبانی گفت تا سقف پنج میلیون تومان تهیه کن، مابقی را خودم برایت در حساب واریز می‌کنم و اگر وام گرفتی آن را به من برگردان.

 

من نیز به تصور اینکه خدا مرا دوست داشت و این مرد نیکوکار را سرراهم قرار داده است نزد اقوامم رفتم و پنج میلیون تومان قرض گرفتم و با مرد شیاد قرار گذاشتم که پول را به وی تحویل بدهم.

 

از آنجا که پنج میلیون تومان پول قرضی را به حساب بانکی‌ام واریز کرده بودم از آن مرد خواستم که با هم به بانک برویم تا پول‌ها را بگیریم، پول‌ها را از بانک گرفتم و بیرون آمدیم، به پارک اوستا رفتیم تا از آنجا به میدان امام حسین (ع) برویم. داخل پارک پول‌ها را از من گرفت و گفت: چون زن عمویم رئیس بانک است می‌توانیم به جای مابقی پول‌ها به وی طلا و سکه بدهم

 

 

 

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...